در انتظار یار
مهدوی

نسخه ای برای سرطان های فکری

 


این نامه یک نسخه است برای آنها که می خواهند دوری از حقیقت چون توده ای تمام روح و فکرشان را تصاحب نکند.


نامه رهبری به جوانان غرب

بعضی از روزها ، روزهای طلایی زندگی است . نه به این معنی که ما بقی دوران های عمر اهمیت ندارد اما تاثیر گذاری این روزها بر آینده ی خود شخص و حتی جامعه اش ، به حدی است که از آن به بهار عمر یاد می کنند. اما این ایام همانقدر که تاثیر گذار است ، پر هیجان و سر شار از احساسات متفاوت هم می تواند باشد. شاید به همین دلیل جوانان مخاطب بسیاری از حرف های مهم قرار می گیرند.

حوادث اخیر در فرانسه و واکنش های دنیای اسلام ، عکس العمل های جامعه ی مجازی و بحث هایی که حتی پایش به خانه های ما هم باز شده چیزی است که نمی توان به سادگی از کنار آن عبور کرد اما وقتی رهبر یک کشور ، نامه ی مستقیمی برای جوانان می نویسد ، می توان از آن نتیجه گیری های متفاوتی کرد.نامه ی ایشان با یک مطلع تفکر برانگیز شروع می شود:

«من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.»

اگر جوانان عقیده داشته باشند ، به راستی آینده ی کشورشان ، تاریخ آن و فرهنگ و دین شان به نوع تفکر و رفتار آنان بستگی دارد ، شاید بیشتر مراقب پرواز فکر و رفتارشان باشند.

دنیای سرمایه داری و نظام صنعتی برای رسیدن به اهداف خود ، جوانان را مورد توجه قرار می دهد تا از طریق تبلیغات بر روح تاثیر پذیر آنها نفوذ کرده و چرخ های کارخانه اش را بچرخاند. اما این همه ی ماجرا نیست . حتی آنها که می خواهند فکرشان را دیکته کنند هم می دانند جوانی یعنی روزهای هیجان و جستجو برای رسیدن به حقیقت! روزهایی که فرد مقابل خیلی از اعتقادات خودش و چیزهایی که خانواده به او آموزش داده است ، علامت سوال می گذارد تا حقیقت را پیدا کند.

این ویژگی همانقدر که می تواند خوب و تاثیر گذار باشد ، می تواند باعث گمراهی جوان هم بشود. اگر هنوز در سن جوانی هستید و می خواهید حسّ حقیقت‌جویی تان شما را تا ناکجا آباد نبرد و بیراهه را با شاهراه اشتباه نگیرید ، بهتر است بخش دیگر این نامه را هم بخوانید:

«من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.»

آنقدر آسیب های زندگی معاصر زیاد شده است که اگراز تهدید ها به نفع خودتان استفاده نکنید ، قافیه را می بازید پس حتی از چالش های زندگی استفاده کنید و آن را به فرصتی برای کشف حقیقت تبدیل کنید

برای آنکه در بهار عمر ، گرفتار خزان اندیشه نشوید ، باید به چند موضوع توجه کنید:

 

یک - در این روزها عاطفه و احساسات در شما صدر نشین است و اگر مراقب نباشید ، می تواند همین ویژگی مثبت باعث شود تا اشتباهات جبران ناپذیری داشته باشید.

 

دو - داوری بیطرفانه یکی از ویژگیهایی است که برای تفکر صحیح و انتخاب در دوراهی های مهم زندگی به آن نیاز دارید. شما باید بتوانید موضوعات را بدون حاشیه و جنجال های دنیای مجازی که جذابیت های خاص خود را دارد، تحلیل کنید و به نتیجه گیری صحیح برسید.

 

سه -داشتن ذهن کنجکاو و جستجو گر، چیزی ست که باید از آن نهایت استفاده را ببرید .اینکه به دنبال حقیقت باشید و چون دریایی خروشان رفتار کنید ، نه تنها بد نیست بلکه نمی گذارد تا ذهن تان چون مردابی راکد شود و بوی کهنگی بگیرد. این ویژگی را در خود تقویت کنید و با چراغ همی گرد شهر بگردید و انسان و انسانیت را آرزو کنید.

 

چهار -آنقدر آسیب های زندگی معاصر زیاد شده است که اگر از تهدید ها به نفع خودتان استفاده نکنید ، قافیه را می بازید پس حتی از چالش های زندگی استفاده کنید و آن را به فرصتی برای کشف حقیقت تبدیل کنید.

 

پنج - هر چند در این روزها ممکن است هنوز مسئولیت های زیادی نداشته باشید اما حس مسئولیت پذیری چیزی است که باید برای داشتن آن تلاش کنید. آینده ی شما تا حد زیادی بستگی دارد به اینکه چقدر حس مسئولیت پذیری دارید. این حس با اینکه آیا قابل اعتماد هستید یا نمی شود بر قول و حرف تان اعتماد کرد، رابطه مستقیم دارد.

 

 خیلی زود این روزها تمام می شود و روزی به یاد آن خواهید و افتاد وزیر لب زمزمه می کنید:

  جوانی هم بهاری بود و بگذشت

               پس تا فرصت باقیست ....

                    قدر دان این موهبت غیر قابل برگشت باشید

                                           و بگذارید تفکر و حقیقت چراغ راه آینده تان باشد.

[ یکشنبه پنجم بهمن 1393 ] [ 21:55 ] [ ] [ یک نظر ]

شاخصه های سبک زندگی مهدوی

زندگی

غایت و هدف از خلقت رسیدن به مقام بندگی است: «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون»(1). برای رسیدن به این بندگی، خداوند تبارك و تعالی تمام امكانات را در اختیار انسان قرار داده و می فرماید: «سخر لكم ما فی السموات و ما فی الارض»(2)؛ و حتی كسانی را شایسته بهره وری از نعمتهای مادی و معنوی زمین معرفی می نماید كه به مقام عبدالهی نائل گردیده باشند: «و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» (3).

امام عصر علیه السلام نه تنها عبد صالح خداوند می باشند كه به عنوان "اباصالح" یعنی پدر شایستگان و صالحان معرفی می شوند؛ رسیدن به جامعه ایده آل و الهی و بهره گیری كامل از نعمت های دنیوی در گرو رسیدن به این مقام است. بنابراین خانواده به عنوان اولین و موثرترین كانون اجتماعی وظیفه انسان سازی و مصلح پروری را بر عهده دارد.

خانه و خانواده هسته مركزی اجتماع را تشكیل می دهند و مهمترین پایگاه تربیت و انسان سازی به شمار می روند. بر این اساس اسلام بر تشكیل خانواده بسیار تاكید دارد: «ما بنی فی الاسلام بناء احب الله فی التزویج»(4) محبوبترین بنا نزد خداوند بنای خانواده است. در واقع مقدمه رسیدن به جامعه آرمانی در اسلام ایجاد خانواده ای است كه بر اساس معیارها و ارزش های اسلامی تشكیل گردیده. چنین خانواده ای توانایی ایجاد نسل صالح و منتظر را خواهد داشت.

دراین مقاله و مقاله بعد به مهمترین شاخصه های زندگی مهدوی می پردازیم تا به همراه آشنایی با این شاخصه ها و تلاش برای عملی كردن آنها بتوانیم در ایجاد جامعه ای ولایی، معتقد، منتظر و مصون از آسیب ها و خطرات اجتماعی نقش آفرین باشیم.

 

شاخصه های خانواده ایده آل

خانواده اولین و مهمترین كانون در شكل گیری شخصیت انسان می باشد. از ویژگی های بارز آن:

1- كانون آرامش در زندگی: «لتسكنوا الیها»(5)

2- یكی از بارزترین جلوه گاه های مودت و رحمت است: «و جعل بینكم مودة و رحمة»(6)

3- تولیدمثل و بقای نسل: امام صادق علیه السلام می فرمایند: «اگر كلونی بر یكی از دو لنگه در دیدی، آیا می پنداری كه آن بیهوده نصب شده؟ بلكه به ضرورت می دانی كه آن را ساخته اند تا با لنگه دیگر، كنار هم بیاید و مصلحت (بستن در) را نتیجه دهد و بدین گونه حیوان نر را می بینی كه گویی برای جفت ماده اش آماده شده است تا دوام و بقای نسل به هم برساند. پس هلاك و ناكامی و نگون بختی، از آنِ فیلسوف نمایانی كه چه سان دلهایشان از این آفرینش شگفت كور است تا آنجا كه تدبیر و هدفمندی آن را انكار می كنند».(7)

4- سازندگی فردی و اجتماعی از لحاظ اخلاقی: «هن لباس لكم و انتم لباس لهن»(8)

جامعه ای می تواند زمینه ساز ظهور باشد كه از اعتقادات صحیح سیراب شده و افراد آن در پی انجام وظایف و تكالیف خود باشند، در هر سمت و جایگاه اجتماعی كه باشند. اساس این جایگاهها خانواده می باشد كه در صورت عمل به وظایف اساسی در این نهاد، جامعه ایده آل و آرمانی به وجود خواهد آمد و چنین جامعه ای توانایی یاری امام خود را خواهد داشت

برترین الگوی زندگی اسلامی

اما چگونه می توان به چنین خانواده ای دست یافت. به بیان بهتر آیا شاخصه ای برای تشخیص، تشكیل و حفظ چنین خانواده ای وجود دارد؟

قرآن كه كتاب انسان سازی است، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را الگو و اسوه معرفی نموده: «و لكم فی رسول الله اسوة حسنة»(9) لذا اگر كسی می خواهد حیات طیبه و پاكی داشته باشد باید ازپیامبر صلی الله و علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام در زندگی خود بهره بگیرد.

در فرازی از زیارت عاشورا می خوانیم: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد؛ خدایا زندگی مرا همچون زندگی پیامبر و آلش علیهم السلام قرار بده».

در واقع نوعی سبك زندگی را از خداوند درخواست می نماید كه محمد و آل محمد علیهم السلام به عنوان اسوه آن می باشند.

 

محورهای سبک زندگی مهدوی

یكی از ویژگیهای منتظران واقعی آنست كه پیوسته در صدد شناخت و معرفی الگوی مناسب برای خود و خانواده می باشند.

با مطالعه در سیره آن ذوات مقدسه، معیار و ملاك اساسی در زندگی فردی و اجتماعی مخصوصا تشكیل خانواده ای دینی و ولایی كه در این عصر به زندگی مهدوی معروف شده مشخص می گردد.

زندگی مهدوی بر پایه چهار محور استوار است:

1- عقیده محور

2- تكلیف محور

3- دین محور

4- عزت محور

خانه ای مخصوص امام زمان

عقیده محوری

دختر و پسر پیش از ازدواج و تشكیل خانواده و پس از آن و قبل از پدر و مادر شدن و در نهایت پس از آن باید اعتقادات صحیح را در خود ایجاد نمایند و این كاری بس دشوار است: «من نصب نفسه للناس اماما فعلیه أن یبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره»(10)؛ آن كس كه خود را امام و رهبر قرار می دهد پیش از آموزش و تعلیم دیگران باید به تعلیم خود بپردازد.

شناخت صحیح، دقیق و جامع نسبت به ذات و صفات الهی(خداشناسی)، هدفمندی خلقت و تمام اجزاء هستی(معادشناسی)، جایگاه انسان به عنوان خلیفة الله (نبوت و امام شناسی)، جامعیت دین و برنامه عملی و نیز موانع و دشمنان فرا روی انسان از جمله مسائلی است كه باید در سبك زندگی مهدوی به آن پرداخته شود.

اصول دین را باید با تفحص و بررسی باور نمود لذا راهی كوتاه برای رسیدن به این مطلوب قرار داده شده و آن شناخت امام می باشد. شناخت امام خود زمینه ای است برای شناخت خداوند. امام حسین علیه السلام می فرمایند:

«ما خلق العباد الا لیعرفوا ... معرفة اهل كل زمان امامهم الذی یجب علیهم طاعته»(11)؛ ای مردم بندگان را نیافرید مگر اینكه او را بشناسند [و شناخت خدا] اینست كه اهل هر زمانی امام خویش را كه باید از او فرمان برند بشناسند.

حتی در بیان دیگر روح خداپرستی در انسان به واسطه شناخت امام حاصل می شود. امام باقر علیه السلام فرمودند: «بنا عبد الله و بنا عرف الله و بنا وحّد الله تبارك و تعالی»(12)؛ به سبب ما خداوند عبادت می شود، به سبب ما خداوند شناخته می شود و به سبب ما خداوند به یگانگی پرستش می شود.

پیامبر گرامی اسلام می فرمایند: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیه»(13). این حدیث اهمیت و فضیلت شناخت خلیفة الله را بیان می نماید و هركس به این مقام راه یابد حتی اگر در ظاهر از درك مولایش محروم گردد ولی از مقام مومنان زمان ظهور كم نخواهد داشت؛ به طوریكه غیبت امام در نزد ایشان به منزله مشاهده می باشد.(14)

امام سجاد علیه السلام می فرمایند:

ایشان (كسانی كه معرفت نسبت به امام پیدا نمودند) به منزله مجاهدانی هستند كه در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله با شمشیر جنگیده اند. آنان به حقیقت در شمار مخلصان و شیعیان راستین ما و دعوت كنندگان به سوی دین خدا در نهان و آشكارند.(15)

 

تكلیف محوری

انسان پس از كسب شناخت صحیح، اعتقاد و ایمان به شناخته هایش در گام بعد وارد مرحله عمل می شود: «الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات»(16)

البته این به آن معنا نیست كه فرد بگوید من انگیزه یا شناخت كافی نیافته ام پس تا زمان حصول آن به تكالیف خود عمل نمی نمایم بلكه باید شخص تكالیف شرعی را انجام دهد و به منظور ارتقاء درجه خود نسبت به سایر جنبه ها تلاش جدی نماید.

تكلیف مداری در زندگی اسلامی و به طور اخص در زندگی مهدوی فقط شامل مسئولیت پذیری فردی نمی شود و مسئولیتهای اجتماعی را نیز در بر می گیرد.

مقدمه رسیدن به جامعه آرمانی در اسلام ایجاد خانواده ای است كه بر اساس معیارها و ارزشهای اسلامی تشكیل گردیده. چنین خانواده ای توانایی ایجاد نسل صالح و منتظر را خواهد داشت

لذا اولین قدم در جهت مسئولیت پذیری و هدایتگری از خانواده آغاز می شود: «و انذر عشیرتك الاقربین»(17)

در جایی دیگر خداوند می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسكم و اهلیكم نارا»(18)

در تفسیر "نور الثقلین" آمده هنگامی كه آیه فوق نازل شد فردی از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید كه چگونه خانواده خود را از آتش حفظ كنم. حضرت فرمودند: آنها را به آنچه خدا امر كرده است امر كن و از آنچه خدا بازداشته نهی كن. اگر از تو اطاعت كردند [از آتش دوزخ] آنها را حفظ كرده ای و وظیفه خود را انجام داده ای.

در خانواده مهدوی همه باید به مسئولیت خود عمل نمایند در عین حال به اوامر و نواهی خداوند پایبند باشند: «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا لعلكم تفلحون»(19)

امام باقر در تفسیر این آیه فرمودند: ای كسانی كه ایمان آورده اید بر انجام واجبات و عبادات بردبار باشید، در برابر دشمن شكیبا و خود را برای یاری امام آماده و مجهز نمایید.(20)

 

به سوی جامعه آرمانی مهدوی 

برای ایجاد جامعه ای ولایی و مهدوی لازم است به معیارهای چنین جامعه ای توجه نمود. دو شاخصه عقیده محوری و تكلیف محوری اساس یك زنگی مهدوی را تشكیل می دهند. جامعه ای می تواند زمینه ساز ظهور باشد كه از اعتقادات صحیح سیراب شده و افراد آن در پی انجام وظایف و تكالیف خود باشند، در هر سمت و جایگاه اجتماعی كه باشند. اساس این جایگاهها خانواده می باشد كه در صورت عمل به وظایف اساسی در این نهاد، جامعه ایده آل و آرمانی به وجود خواهد آمد و چنین جامعه ای توانایی یاری امام خود را خواهد داشت.

در واقع، دو شاخصه عقیده محوی و تكلیف محوری، زمینه برخورداری از دو ویژگی دیگر یعنی دین محوری و عزت محوری را در خانواده تقویت می نمایند كه در مقاله بعد به آنها می پردازیم.

 

پی نوشت:

1- ذاریات / 56.

2- جاثیه / 13.

3- انبیا / 105.

4- من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 382؛ تحریر الوسیله، امام خمینی(ره)، ج 2، ص 211، كتاب النكاح.

5- روم / 21.

6- همان.

7- بحارالانوار: ج3 ص75، دانش‌نامة عقاید اسلامی: ج4 ص262.

8- بقره / 187.

9- احزاب/ 21.

10- نهج البلاغه، كلمات قصار، 73.

11- علل الشرایع، شیخ صدوق، ج1، ص9، بحار الانوار، علامه مجلسی، ج23، ص83.

12- الكافی، كلینی، كتاب توحید، باب نوادر، ح7.

13-صحیح بخاری، ج5، ص13، صحیح مسلم، ج6، ص21، كمال الدین، شیخ صدوق، ج2، ص409.

14- صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهده، شیخ صدوق, کمال‏الدین و تمام النعمة، ج1, ص319, ح2.

15-بحارالانوار، مجلسی، ج52، ص122.

16-عصر / 3.

17-شعرا / 214.

18-تحریم / 6.

19-آل عمران / 200.

20-الغیبه نعمانی، محمد بن ابراهیم بن جعفر، ص 105.

[ دوشنبه پانزدهم دی 1393 ] [ 21:33 ] [ ] [ یک نظر ]

لحظه ای درنگ در یک صلحِ تأمّل برانگیز تاریخی

امام مجتبی

جریان صلح حسنی و قیام حسینی، همواره مورد توجّه اندیشمندان و علاقمندان به تاریخ اسلام بوده است؛ چگونه می توان دو عملکرد و سیره مختلف را از دو امام و حجّت الهی یعنی امام حسن مجتبی و امام حسین علیهماالسّلام، تحلیل و هضم کرد؟ گفته می شود اگر به لحاظ تاریخی، جای این دو امام و حجّت الهی عوض می شد، امام حسین علیه السّلام صلح می کرد و حسن بن علی علیهماالسّلام، قیام؛ آیا همین طور است؟

 

فلسفه صلح امام از زبان مبارک امام

شخصی به نام ابوسعید خدمت امام مجتبی علیه السّلام عرض کرد: یابن رسول الله، چرا با معاویه صلح کردی در حالی که می دانستی حقّ با شماست و معاویه گمراه و ظالم است؟

امام فرمودند: ای ابوسعید، آیا من بعد از پدرم، امام مردم و حجّت الهی بر ایشان نیستم؟

عرض کردم: بله.

فرمودند: آیا رسول خدا صلّی الله علیه و آله درباره من و برادر من نفرمود: حسن و حسین امام هستند چه قیام کنند چه قیام نکنند؟

عرض کردم: بله.

فرمودند: بنابراین من امامم اگر قیام می کردم و باز هم امامم اگر قیام نمی کردم؛ ای ابوسعید، همان علّتی که بر اساس آن، رسول خدا صلّی الله علیه وآله با بنی ضَمرَه و بنی أَشجَع و با أهل مکه هنگام بازگشت از حُدَیبیّه، صلح کرد، به همان علّت، من با معاویه صلح کردم؛ با این تفاوت که آنها کافر به تنزیل قرآن کریم بودند و معاویه کافر به تأویل قرآن کریم... (1)

در توضیح سخن اخیر امام مجتبی علیه السّلام باید گفت، مقابلان رسول خدا صلّی الله علیه و آله اصل قرآن و نبوّت نبیّ گرامی اسلام را قبول نداشتند ولی مقابلان امام مجتبی علیه السّلام، به ظاهر، قرآن را قبول داشتند امّا در اینکه مراد و منظور خدای متعال از این آیات چیست و اینکه مصادیق آیات چه کسانی هستند، اختلاف نظر جدّی داشتند. همین مضمون در کلامی از امام امیرالمومنین علیه السّلام آمده است. ایشان می فرمایند: جنگ امروز ما سر تأویل قرآن کریم است.(2)

همان علّتی که بر اساس آن، رسول خدا صلّی الله علیه وآله با بنی ضَمرَه و بنی أَشجَع و با أهل مکه هنگام بازگشت از حُدَیبیّه، صلح کرد، به همان علّت، من با معاویه صلح کردم؛ با این تفاوت که آنها کافر به تنزیل قرآن کریم بودند و معاویه کافر به تأویل قرآن کریم

عوامل داخلی و خارجی صلح در یک کلام

عوامل متعدّدی در موضوع صلح امام مجتبی علیه السّلام دخیل است که به طور کلّی به دو دسته تقسیم می شود: یکی عوامل داخلی و دیگری عوامل خارجی.

امّا درباره عوامل داخلی می توان گفت، خستگی از سه جنگ جمل، صِفّین و نهروان در دوران امیرالمومنین علیه السّلام، ناهماهنگی سپاه، خیانت بعضی از فرماندهان و توطئه های خائنانه توسّط معاویه، از مهمترین عواملی بود که صلح را بر امام مجتبی علیه السّلام تحمیل کرد.

امّا درباره عوامل خارجی، نباید فراموش کرد که اسلام در غربِ خود امپراتوری روم را در پیش رو دارد که به سبب ضربت های سختی که از اسلام خورده بود، منتظر فُرصت مناسبی بود تا ضربت موثّر و تلافی جویانه ای بر پیکر اسلام وارد کند؛ برای همین جنگ داخلی مسلمانان به سود جهان اسلام نبود.(3)

 

مفاد استراتژیک پیمان نامه صلح

به هر حال، صلح بر امام مجتبی علیه السّلام، تحمیل شد اما آنچه در مقال از اهمّیّت ویژه ای برخوردار است، توجّه به متن پیمان نامه انعقادی میان امام حسن مجتبی علیه السّلام و معاویة بن أبی سفیان می باشد. متن پیمان نامه را که می توان در پنج ماده خلاصه کرد، به این شرح است:

1. حسن بن علیّ علیهماالسّلام حکومت و زمامداری را به معاویه واگذار می کند، مشروط به آنکه معاویه، طبق دستور قرآن مجید و روش پیامبر صلّی الله علیه و آله رفتار کند.

2. بعد از معاویه، خلافت از آنِ حسن بن علیّ علیهماالسّلام خواهد بود و اگر برای او حادثه ای پیش آید، حسین بن علیّ علیهماالسّلام، زمام امور مسلمانان را در دست می گیرد. نیز معاویه حقّ ندارد کسی را به جانشینی خود انتخاب کند.

3. بدعت ناسزاگویی و اهانت نسبت به امیرمومنان علیه السّلام و لعن آن حضرت در حال نماز، باید متوقّف گردد و از علیّ علیه السّلام، جُز به نیکی نباید یاد شود.

4. مبلغ پنج میلیون درهم که در بیت المال کوفه موجود است از موضوع تسلیم حکومت به معاویه، مستثنی است و باید زیر نظر امام مجتبی علیه السّلام مصرف شود.

5. معاویه تعهّد می کند که تمام مردم، أعمّ از سکنه شام و عراق و حجاز، از هر نژادی که باشند، از تعقیب و آزار وی در امان باشند و از گذشته آنان صرف نظر کند و أحدی از آنها را به سبب فعّالیتهای گذشته شان ضدّ حکومت معاویه، تحت تعقیب قرار ندهد... علاوه بر این معاویه تمام یاران علیّ علیه السّلام را در هر کجا هستند، امان می دهد... نیز نباید هیچ گونه خطری از ناحیه معاویه، متوجّه حسن بن علیّ و حسین بن علیّ علیهم السّلام و هیچ کدام از افراد خاندان پیامبر صلّی الله علیه و آله بشود...

در پایان پیمان، معاویه أکیداً تعهّد کرد تمام مواد آن را محترم شمرده دقیقاً به مورد اجرا بگذارد. او خدا را بر این مسئله گواه گرفت و تمام بزرگان و رجال شام نیز گواهی دادند.(4)

مهمترین اثر صلح تحمیلی بر امام حسن مجتبی علیه السّلام، معرفّی شخصیّت معاویة بن أبی سفیان بود که در تاریخ ماند و همه فهمیدند که معاویه، آدم قابل اعتمادی نیست و پای هیچ عهد و پیمانی نمی ماند.

وقتی دشمن رسوا می شود

امّا امان از پیمان شکنی که خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «با ائمّه کفر قتال کنید زیرا ایشان پایبند عهد و پیمان خود نیستند» (5) زمانی که معاویه به کوفه درآمد، گفت:

"ألا إنی کنت شرطت شروطاً أردت بها الألفة و وضع الحرب، ألا و إنها تحت قدمی ؛(6) من پیمان نامه ای را امضاء کردم که به هدف ایجاد الفت و فروکش کردن جنگ بود، اکنون که هدف حاصل شد، آن پیمان نامه زیر پای من است."

نتیجه می گیریم که مهمترین اثر صلح تحمیلی بر امام حسن مجتبی علیه السّلام، معرفّی شخصیّت معاویة بن أبی سفیان بود که در تاریخ ماند و همه فهمیدند که معاویه، آدم قابل اعتمادی نیست و پای هیچ عهد و پیمانی نمی ماند.

 

پی نوشت:

1. صدوق، محمّد بن علی بن حسین بن بابویه، علل الشّرایع، موسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ اوّل، 1408ق، بیروت، باب 159، حدیث2.

2. نهج البلاغة صبحی صالح، بخش خطبه ها، کلام 122.

3. سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق علیه‌السلام، چاپ چهاردهم، 1381ش، ص 97.

4. همان، ص113.

5. توبه/12، قاتلوا ائمّة الکفر إنّهم لا أیمان لهم.

6. جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السّلام، انتشارات انصاریان، قم، چاپ ششم، 1381ش، ص164.

[ یکشنبه سی ام آذر 1393 ] [ 23:7 ] [ ] [ یک نظر ]

بهترین رفیق من

امام زمان

آیات بسیاری از قرآن کریم به حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه السلام)، قیام ایشان و یا وجود مبارکشان تأویل شده است. در این میان روایتی در برخی تفاسیر روایی ذیل آیه 69 سوره نساء، قائم آل محمد(عجل الله تعالی فرجه) را مصداق «حَسُنَ أُوْلَئكَ رَفِیقًا» معرفی می کند.


خداوند در قرآن می فرماید:

«مَن یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُوْلَئكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهْم مِّنَ النَّبِیِّنَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشهُّدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُوْلَئكَ رَفِیقًا؛

و هر کس از خدا و پیامبر اطاعت کند، پس آنان [در قیامت] با کسانی همدم خواهند بود که خداوند بر آنان نعمت داده است، مانند پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان، و اینان چه همدم های خوبی هستند.»

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «مِنَ النَّبِیِّینَ» یعنی محمّد، «من الصِّدِّیقِینَ» یعنی علی بن أبی طالب، «من الشُّهَداءِ» یعنی حمزة، «من الصَّالِحِینَ» یعنی حسن و حسین، و «حَسُنَ أُولئِكَ رَفِیقاً» یعنی القائم من آل محمد. (البرهان، ج2، ص 125/ شواهدالتنزیل، ج1، ص 197)

 

امام، همدم و رفیق واقعی

البته در روایات، ائمه اثنی عشری(علیهم السلام) هم مصداق عبارت «حَسُنَ أُوْلَئكَ رَفِیقًا» هستند. همه ائمه (علیهم السلام) و به طور خاص حضرت مهدی(علیه السلام) بهترین رفیق و همدم هستند. امام رضا(علیه السلام) در روایتی مفصل ویژگی های امام را بر می شمارند که از آن جمله امام را، همدم و رفیق واقعی، پدری مهربان و برادری همزاد و مادری دلسوز و همچنین پناه بندگان معرفی می کنند:

الْإِمَامُ الْأَنِیسُ الرَّفِیقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِیقُ وَ الْأَخُ الشَّقِیقُ وَ الْأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِیرِ وَ مَفْزَعُ الْعِبَاد (کافی، ج1، ص 200/ تحف العقول، ص 439)

یکی از صاحب نظران در این زمینه می گوید:

امام زمان(علیه السلام) منشی ندارد. بی هیچ واسطه، بدون وقت و هماهنگی قبلی، هر کجا و هر وقت او را صدا بزنیم، کریمانه نگاه مهربانش را به ما معطوف می دارد. ایشان از پدر مهربان تر، از مادر دلسوزتر، از برادر نزدیک تر و از هر دوست و آشنایی صمیمی تر است. با تمام ضعف ها و قوت هایمان باز هم دوستمان دارد. وقتی دشمنان او به یمن و برکتش روزی می خورند و ادامه حیات می دهند، هیهات که محبان و شیعیان خود را واگذارد.

رابطه ما با امام باید رابطه علمی، عاطفی، عملی و رفتاری باشد. یعنی باید با مغز و فکر امام را بشناسیم، با دل و عشق و عاطفه، مرید، مخلص، عاشق و مطیعش باشیم و در عمل هم گوش به حرف ایشان بدهیم

اگر شأن امام شأن پدری است_که هست_ و ما خود را از فرزندان او می دانیم، طبیعی است که همان گونه که با پدر جسمانی خویش با ادب و احترام به گفتگو می نشینیم می توانیم با امام نیز – که پدر معنوی ماست دائما سخن بگوییم و نجوا کنیم و چه بسا حرف هایی را که با نزدیک ترین کسان خویش قابل طرح ندانیم به راحتی با آن رازدار مهربان در میان نهیم هر کس می تواند این گفتگو و نجوا را با زبان و بیان خویش انجام دهد و در هر مشکلی به ولی خدا متوسل شود و با زنده نگه داشتن یاد و احساس حضور دائم او در قلب و جانش، به وظیفه ارتباط و تمسک با امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) جامه عمل بپوشاند. (آشتی با امام عصر(علیه السلام)، دکتر علی هراتیان، ص 98)

 

ارتباطی از جنس معرفت و محبت

مهم ترین نشانه و ویژگی رفاقت ارتباط است. ما باید ارتباطمان را با امام زمانمان برقرار و حفظ کنیم. این ارتباط در واقع یک ارتباط معنوی از جنس معرفت و محبت و عاطفه است. خداوند در آیه 200 سوره آل عمران ما را به رابطه با امام منتظَرمان فرا می خواند، در این آیه آمده است:

«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اصْبرِواْ وَ صَابِرُواْ وَ رَابِطُواْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلحون؛

انتظار

ای کسانی که ایمان آورده اید [در برابر مشکلات و هوس ها] استقامت کنید و [در برابر دشمنان نیز] پایدار باشید [و دیگران را به صبر دعوت کنید] و از مرزها مراقبت کنید و از خداوند پروا داشته باشید، شاید که پرهیزگار شوید.»

امام باقر(علیه السلام) درباره این آیه می فرمایند:

بر انجام واجبات الهی صبر کنید و در برابر دشمنان پایداری کنید و مراقب و مرتبط با امامتان _ که به انتظارش هستید_ باشید.(تفسیر البرهان، ج1، ص 730)

یکی از مصادیقی که در روایات درباره عبارت «رابطوا» در این آیه آمده است ارتباط با ائمه(علیهم السلام) و مطابق روایت فوق ارتباط با حضرت مهدی(علیه السلام) است. ارتباطی که در این آیه مورد توجه است ارتباط معنوی است.

 

چگونه با امام غائب رابطه برقرار کنم

یکی دیگر از صاحب نظران درباره رابطه با امام عصر(علیه السلام) عباراتی با این مضمون دارند:

آن چیزی که ما برایش بازخواست می شویم ارتباط ظاهری با حضرت نیست بلکه ارتباط معنوی است. ارتباط معنوی بسیار بالاتر از ارتباط ظاهری است، ما مکلف به ارتباط ظاهری با حضرت نیستیم، تشرف به خدمت ایشان هدف نیست. هر چند سعادت بزرگی است. معرفت خدا و قرب خدا هم راهش همین مسئله معرفتی و ارتباط معنوی است. (برگرفته از سخنرانی حجت الاسلام عالی، سایت موعود)

رابطه عاطفی، در کنار شناخت و معرفت امام است و این شناخت و معرفت از طریق اطاعت از ایشان به دست می آید

رابطه ما با امام باید رابطه علمی، عاطفی، عملی و رفتاری باشد. یعنی باید با مغز و فکر امام را بشناسیم، با دل و عشق و عاطفه، مرید، مخلص، عاشق و مطیعش باشیم و در عمل هم گوش به حرف ایشان بدهیم.

اگر بخواهیم با امام زمان(علیه السلام) رابطه داشته باشیم، باید بعد از شناخت، با ایشان رابطه عاطفی برقرار کنیم. قرآن در آیه 86 سوره نساء می فرماید:

«اذَا حُیِّیتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنهْا؛

اگر کسی به شما سلام کرد، شما جواب گرم تر بدهید.»

پس وقتی می گویید «السلام علیک یا صاحب الزمان» امام زمان سلام شما را می شنود و جواب گرم تری به شما می دهد. (پرتویی از آیه های مهدوی، محسن قرائتی، به کوشش حسن ملائی، ص 82)

برقراری رابطه عاطفی با حضرت مهدی(علیه السلام) می تواند از طریق همین سلام های روزانه به حضرت و صدقه دادن برای سلامتی ایشان و همچنین نجواهای صمیمانه باشد. خواندن ادعیه و زیارات مرتبط با ایشان نیز از آن جمله است. این نکته را هم در نظر بگیریم که رابطه عاطفی، در کنار شناخت و معرفت امام است و این شناخت و معرفت از طریق اطاعت از ایشان به دست می آید.

[ سه شنبه چهارم آذر 1393 ] [ 8:36 ] [ ] [ بدون نظر ]

بی نیازی حقیقی در آرمان شهر مهدوی

ظهور

عصر حاضر، عصر رویایی نظام لیبرال دموکراسی و نظام مقدس اسلامی است که یکی در فکر تصاحب همه جانبه جهان و تسلط بر آن و دیگری در اندیشه نجات جامعه بشری از چنگال ظلم ظالمان و استقرار حکومت عدل محور مهدوی است. مهم ترین بُعد این رویایی، بُعد فرهنگی آن است که «سبک زندگی» با دامنه وسیع آن تاثیرگذارترین مولفه در این زمینه است. رویه ای که هر دو نظام در پیش گرفته اند، تاثیرگذاری بر سبک زندگی انسان ها است. یکی در جهت گسترش فساد و فحشا، و دیگری در جهت تعالی انسان ها و حفظ کرامت آنها. جامعه مهدوی با ویژگی های متعالی آن، الگوی عملی بی نظیری برای جامعه اسلامی است که در نوشتار حاضر به یکی از مولفه های سبک زندگی در آن جامعه می پردازیم.

 

جایگاه قناعت در فرهنگ مهدوی

آرمان شهر مهدوی در لسان روایات دنیایی پر از نعمت و زیبایی و عدالت و آرامش معرفی شده که زیستن در چنان دنیایی را تبدیل به آرزوی هر انسان آزادی خواهی کرده است. سخن از فراوانی نعمت در عصر ظهور بسیار رفته است که مبنی بر خروج تمامی برکات آسمان ها و زمین است.

امام صادق علیه السلام می فرماید: مهدی به کوفه باز خواهد گشت. آسمان در آن جا ملخ های زرین خواهد بارید و بر اصحابش گنجینه های زمین را از طلا و جواهرات و... تقسیم خواهد کرد.[1]

وعده هایی که در اثر آنها احساس فقر و نداری برای مردم آن جامعه امری ناممکن می نماید. به گونه ای که برای انفاق و احسانِ دارایی یا پرداخت زکات باید ذره بین به دست گرفته و به دنبال نیازمندی بود تا به این وسیله گرهی از کارش گشوده شود.

آنچه در ابتدای امر به ذهن می رسد آن است که این غنا و بی نیازی در اثر کثرت مال و دارایی مردمی است که تحت لوای آخرین حاکم الهی زندگی می کنند. اما لسان روایات، برنامه و استراتژی متفاوتی را برای یک انسان الهی معرفی کرده است.

از نظر بزرگان دینی، غنا و بی نیازی در دنیا فقط و فقط از طریق قناعت و کنترل خواهش های مادی نفس تحقق پذیر است و هر جا افسار نفس رها شده، با خواسته های سیری ناپذیر آن مواجه شده ایم.

متصف شدن به صفت قناعت، روندی است که نیاز به گذر زمان و تلاش و مجاهده دارد و قدم اول در این مسیر آگاهی و شناخت از حقیقت قناعت و مزایای بسیاری است که در سایه آن عاید انسان می شود. شناخت یک امر ارزشی میل حرکت به سمت آن را در انسان زنده می کند که قطعا در اثر تمرین و ممارست رسیدن به آن مقام ممکن خواهد شد

امام علی علیه السلام می فرماید: کسی که "اندک" قانعش نکند، "مال بسیار" سودش نخواهد بخشید[2].

و یا امام صادق علیه السلام می فرماید: از جمله وحی های آسمانی این بود که اگر برای آدمیزاد دو رودخانه طلا و نقره جریان یابد باز خواهان سومی است.[3]

 

واقعیتِ قناعت

قناعت به چه معناست؟ راضی بودن و بسنده کردن شخص به آنچه در اختیار دارد. خرسندی نفس به آنچه از حداقل روزی قسمت او می شود.[4]

با توجه به عبارت فوق آنچه موجب بی نیازی شخص از اموال دنیا می شود دارایی کثیر او نیست که هرچه داشته هایش بیشتر، خواسته های نفس بیشتر. بلکه این غنای نفس در اثر ملکه ای نفسانی به نام قناعت حاصل می شود که همان راضی بودن به روزی خود و عدم طمع ورزی نسبت به داشته های دیگران است.

در هیچ جای دین سخنی در تایید مصرف گرایی و استفاده بی چون و چرا از ثروت ها به میان نیامده است؛ حتی ثروتمندان جامعه را امانتداران الهی و مسئول در مقابل قشر ضعیف جامعه دانسته است.

اما آنچه امروزه میان مردم رواج یافته تمایل به مصرف و بهره مندی بیشتر از داشته هاست که نمود آن در مراسمات پر زرق و برق ازدواج، جهیزیه های چند ده میلیونی، تجهیزات و لوازم خانگی گران قیمت، اتومبیل های لوکس، سفره های رنگین و... به چشم می آید؛ و افرادی که چنین زندگی هایی دارند انسان های خوشبخت شناخته می شوند در حالی که آرامش در قناعت قرار داده شده اما مردم آن را در ثروت جستجو می کنند. این روند نه تنها نفس سرکش را قانع نمی کند بلکه شعله آتشین زیاده خواهی او را فزون تر خواهد ساخت.

مقام معظم رهبری در این زمینه می فرمایند:

قناعت

"یکی از عواملی که نمی‌گذارد دست کسانی که توانایی کمک دارند، به یاری فقرا دراز شود، روحیه مصرف‌گرایی و تجمّل در جامعه است. برای جامعه بلای بزرگی است که میل به مصرف، روزبه‌روز در آن زیاد شود و همه به بیشتر مصرف کردن، بیشتر خوردن، متنوّع تر خوردن، متنوّع تر پوشیدن و دنبال نشانه‌های مُد و هر چیز تازه برای وسایل زندگی و تجمّلات آن رفتن، تشویق شوند. چه ثروت ها و پول هایی که در این راه ها هدر می رود و از مصرف شدن در جایی که موجب رضای خدا و رفع مشکلات جمعی از مردم است، باز می ماند" [5]

در واقع وجه تمایز انسان امروز و انسان جامعه مهدوی، فراوانی نعمت ها نیست هر چند آن در جای خود لازم و مناسب است. انسان تربیت یافته جامعه موعود فردی است که در سایه تکامل عقل به حدی از رشد معنوی رسیده که به حداقل ها قانع می شود و چشم داشتی به دارایی مردم ندارد.

امام علی علیه السلام می فرماید: کسی که عاقل باشد قانع است.[6]

امام صادق علیه السلام می فرماید: یک فرد از شما در جستجوی کسی خواهد شد که از مال خودش به او احسان کند و از زکات مالش به او بدهد، احدی را نخواهد یافت که از او بپذیرد. مردم به آنچه خداوند از راه تفضل به آنان روزی فرموده بی نیاز می شوند.[7]

آرمان شهر مهدوی در لسان روایات دنیایی پر از نعمت و زیبایی و عدالت و آرامش معرفی شده که زیستن در چنان دنیایی را تبدیل به آرزوی هر انسان آزادی خواهی کرده است. سخن از فراوانی نعمت در عصر ظهور بسیار رفته است که مبنی بر خروج تمامی برکات آسمان ها و زمین است

 

البته متصف شدن به صفت قناعت، روندی است که نیاز به گذر زمان و تلاش و مجاهده دارد و قدم اول در این مسیر آگاهی و شناخت از حقیقت قناعت و مزایای بسیاری است که در سایه آن عاید انسان می شود. شناخت یک امر ارزشیست که میل حرکت به سمت آن را در انسان زنده می کند که قطعا در اثر تمرین و ممارست رسیدن به آن مقام ممکن خواهد شد.

 

سرمایه های قناعت برای آینده موعود

از جمله مزایایی که در سایه قناعت به دست می آید:

سبک شدن حساب[8]، رضایت و خشنودی خداوند از عمل اندک[9]، عزت[10]، سلامت دین[11]، بهترین کمک برای خودسازی[12]، عدم گرفتاری به حزن و اندوه[13]، زدوده شدن فقر[14]، دست یابی به آسایش و زندگی آسوده و مرفه[15]، خویشتن داری از دست درازی به سوی مردم[16]، توانگری[17].

برای داشتن این سرمایه های گرانقدر که برای حصول هر یک از آنها صرف عمری طولانی لازم است، کافی است افسار نفس سرکش را در اختیار گرفته و قناعت به حداقل ها را به او آموخت تا در دوران ظهور آن امام موعود بتوان جزء یاران صدیق ایشان گشت.

امام صادق علیه السلام راه رسیدن به این ویژگی را این گونه بیان می فرماید: به ناتوان تر از خودت بنگر و به توانگر از خویش منگر؛ زیرا که این کار، تو را به آنچه قسمت تو شده است قانع تر می سازد.[18]

 

پی نوشت:

[1] مکیال المکارم ج2 ص318

[2] میزان الحکمه ذیل واژه قناعت ح 17294

[3] همان ح 17299

[4] فرهنگ بزرگ سخن ،دکتر حسن انوری ص5591

[5] یانات در خطبه‌های نماز عید فطر15/9/1381

[6] میزان الحکمه ذیل واژه قناعت ح17274

[7] کمال الدین ج 1 ص181

[8] میزان الحکمه ذیل واژه قناعت ح 17278

[9] همان ح17292

[10] همان ح17280

[11] همان ح17286

[12] همان ح17281

[13] همان ح17283

[14] همان ح17287

[15] همان ح17287

[16] همان ح17279

[17] همان ح17263

[18] همان ح17277

[ سه شنبه چهارم آذر 1393 ] [ 8:28 ] [ ] [ بدون نظر ]

همه چیز در مورد طول عمر امام زمان(عج)

 

عمر

پرسشى كه از دیرباز در این باره مطرح بوده و ذهن ها را به خود مشغول داشته است و در این زمان نیز گاهى رخ مى نماید این است كه راز عمر طولانى آن حضرت چیست؟ آیا این امر در راستاى قوانین طبیعى عالم است یا جنبه غیبى و اعجازى دارد؟


آیا امكان دارد از نظر ظاهرى فردى در این عالم عمرى طولانى را سپرى كند و شاداب و با طراوت باقى بماند؟ اصولاً چه مى شد اگر امام زمان(علیه السلام) در ظرف زمانى ظهورش به دنیا مى آمد و در همان زمان سیاست خود را به انجام مى رسانید.

 

آیا طول عمر امری غیر عادی است؟

اولین نکته ای که می بایست بدان توجه داشت این است که طول عمر حضرت، امری غیر عادی نیست که برای اولین بار در جهان به وقوع پیوسته باشد بلکه می توان در طول تاریخ به نمونه هایی اشاره داشت.

در گذشته نیز عادت به امثال اینها جاری بوده و از این هم بیشتر، خداوند در قرآن از حضرت نوح خبر داده که وی 950 سال در میان قومش زیسته است: "فلبث فی قومه الف سنه الا خمسین عاما" مورخین می گویند: نوح بیش از این مدت در جهان زیسته است و این نهصد و پنجاه سال مدتی بوده که قوم خود را دعوت به خداپرستی می نموده و در سن شصت سالگی به این کار پرداخته است.

اگر مخالفین به پیروی از منجمین و طبیعیون طول عمر را محال بدانند، باید با آنها در اصل مسئله گفتگو کرده بگوئیم: عالم مصنوع است، و هر مصنوعی صانعی دارد و آن صانع عادت را به کوتاهی و درازی عمرها جاری گردانیده، و قدرت بر دراز گردانیدن بیشتر و فانی نمودن آنها هم دارد. وقتی که این مطلب روشن شد، گفتگو در پیرامون طول عمر آسان می گردد.

اگر مخالفین طول عمر را بپذیرند ولی آن را خارج از عادت بدانند می گوییم: چنان که پیشتر هم گفتیم: این بر خلاف همه عادات و رسوم نیست. و هر گاه بگویند بیرون از عادات ماست، می گوییم: چرا از عادات ما خارج است و چه اشکالی پدید می آورد. و اگر بگویند: طول عمرهای خارق العاده را جز در زمان پیغمبران جایز نمی دانیم. می گوییم: این را از شما نمی پذیریم، چون به عقیده ما کار خارق العاده جایز است که از دست پیغمبران و امامان و افراد صالح صادر گردد.

قرآن کریم و سنّت شریف و عقل و تجربه‏ی تاریخی و دانش جدید، بر امکان و وجود عمر طولانی برای انسان صحّه گذارده‏اند و آن را به رسمیّت شناخته‏اند. افزون بر طرق یاد شده، راه دیگری نیز برای این که یک انسان بتواند عمر طولانی داشته باشد وجود دارد. این راه، همان راه اعجاز و قدرت خداوند است

طول عمر از منظر قرآن کریم‏

در قرآن کریم - که محکم‏ترین سند اسلامی است - به افرادی بر می‏خوریم که از عُمری دراز و غیرطبیعی برخوردار بوده‏اند. شماری از افراد که در قرآن، دارای عمری طولانی شمرده شده‏اند، عبارتند از:حضرت نوح، حضرت خضر و اصحاب کهف.

 

از منظر روایات

سنّت رسول خدا نیز بر طول عُمر انسان، صحّه می‏گذارد و آن را امری ممکن می‏شمارد. یکی از کسانی که در سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله، به طول عُمر او اشاره شده، «دجّال» است. اهل سنّت، براساس همین روایات، عقیده دارند که دجّال در عصر پیامبر صلّی‏ اللّهُ‏ علیه‏ و آله‏ متولّد شده و به زندگی خود ادامه می‏دهد تا در آخرالزمان خروج کند. احمد بن حنبل، با ذکر سند، به نقل از رسول خدا صلّی‏ اللّهُ ‏علیه ‏و آله می ‏نویسد: دجّال زنده است و غذا می‏ خورد و در بازارها راه می ‏رود. (مسند احمد، ج 4، ص 444)

 

از منظر عقل‏

افزون بر کتاب و سنّت، عقل سلیم نیز، طول عمر را برای انسان، ناممکن نمی‏داند، بلکه آن را امری کاملاً ممکن می‏شمارد. حکما و فلاسفه گفته‏اند، بهترین دلیل بر امکان هر چیزی، واقع شده آن چیز است. همین که طول عُمر در میان پیشینیان روی داده و تاریخ، افراد زیادی را به ما نشان می‏دهد که عُمری دراز داشته‏اند، خود دلیل روشنی است بر این که طول عمر، از دیدگاه عقل امری ممکن است. علاّمه‏ی طباطبایی می‏نویسد: هیچ قاعده و برهان عقلی‏ای وجود ندارد که بر محال بودن طول عُمر دلالت کند. به همین جهت، نمی‏توانیم طول عمر را انکار کنیم. (المیزان، ج 13، ص 352).

حضرت نوح علیه السلام
تجربه‏ ی تاریخی

واقعیّت دیگری که در شناخت مسئله‏ی «طول عُمر» و امکان آن، باید مورد نظر باشد، تجربه‏ی تاریخ طولانی بشریّت است. اگر مسئله‏ی طول عمر، در تاریخ زندگی بشر اتّفاق افتاده باشد - اگر چه در مواردی نه چندان زیاد - تکرار موارد یا موردِ مُشابِهِ آن، امری طبیعی و معقول و قابل تحقّق و قبول خواهد بود. تورات کتاب مقدس یهودیان است که از نظر مسیحیان نیز مورد اعتماد می باشد، از این رهگذر تمام محتویات تورات مورد پذیرش یهود و نصاری می باشد. تورات شرح زندگی تعداد زیادی از پیامبران و پیشینیان را نقل کرده است که تقریبا همه آن ها از عمر طولانی برخوردار بوده اند که به ذکر چند نمونه اکتفا می کنیم:

حضرت آدم: 920 سال، شیث پسر آدم: 912 سال، انوش پسر شیث: 905 سال، قیناس پسر انوش: 910 سال، مهلائیل پسر قیناس: 895 سال، یارد پسر مهلائیل: 963 سال، متوشالح پسر خنوخ: 969 سال، لمک پسر متوشالح: 777 سال، حضرت نوح پسر لمک: 950 سال.

بهترین دلیل بر امکان هر چیزی، واقع شده آن چیز است. همین که طول عُمر در میان پیشینیان روی داده و تاریخ، افراد زیادی را به ما نشان می ‏دهد که عُمری دراز داشته‏اند، خود دلیل روشنی است بر این که طول عمر، از دیدگاه عقل امری ممکن است.

در قلمرو قدرت الهی‏

چنان که دیدیم، قرآن کریم و سنّت شریف و عقل و تجربه‏ی تاریخی و دانش جدید، بر امکان و وجود عمر طولانی برای انسان صحّه گذارده‏اند و آن را به رسمیّت شناخته‏اند. افزون بر طرق یاد شده، راه دیگری نیز برای این که یک انسان بتواند عمر طولانی داشته باشد وجود دارد. این راه، همان راه اعجاز و قدرت خداوند است.

آری، حضرت مهدی (علیه‏السّلام)، با قدرت الهی زنده است و در میان مردم، به حیات خود ادامه می‏دهد. همان خدایی که آتش را برای ابراهیم سرد و وسیله‏ی سلامت قرار داده و گِل را برای عیسی تبدیل به پرنده می‏کند، و عیسی و خضر را پس از قرن‏ها زنده نگه می‏دارد، می‏تواند مهدی (علیه‏السّلام) را نیز با قدرت الهی خود زنده نگهدارد. (اضواء علی السنّته المحمدیّة، محمود ابوریه، ص 236).

و سخن آخر آنکه:

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد


ادامه مطلب
[ دوشنبه سوم شهریور 1393 ] [ 21:8 ] [ ] [ بدون نظر ]

کاری که حتما باید در ماه رمضان انجام دهیم!

حساب

سالی گذشت و یک سال جدید آمد، سال نو روزی است که آغاز یک سال گاه‌شماری جدید را رقم میزند، و در آن سال‌شمارِ یک تقویم مشخص افزایش داده میشود. در بسیاری از فرهنگ‌ها، این رویداد را به مناسبت پایان سال قدیم و شروع سال جدید جشن می‌گیرند. کشورهایی که از گاه‌شماری خورشیدی استفاده می‌کنند، معمولا سال نو را در اولین روز بهار جشن می‌گیرند. در کشورهایی که از گاه‌شمار (تقویم) میلادی استفاده میکنند، سال نو معمولا در اول ژانویه برگزار میگردد.

 

ماه رمضان آغاز سال سالکان

عده ای در میان ما هستند که با این قراردادها میانه ای نداشته و اول سالشان متمایز و متفاوت از سایرین است. از ابن طاووس نقل شده است كه مى‌فرماید: عده‌اى اول سالشان‌اول فرودین است. یک نوجوان اول سال او اوّل فروردین است كه‌تلاش مى‌كند لباس نو بپوشد، درختها اوّل سالشان فروردین است كه ‌لباسهاى نو و تازه در بر مى‌كنند، یك تاجر كه كارگاه تولیدى دارد در فرصت دیگرى اوّل سال را تعیین مى‌كند، امّا آنها كه اهل سیر و سلوكند، اوّل سالشان ماه مبارک رمضان است، حسابها را از ماه مبارك‌ تا ماه مبارك بررسى مى‌كنند، كه ماه مبارك رمضان گذشته چه ‌درجه‌اى داشته و امسال چه درجه‌اى دارند، چقدر مطلب فهمیده و چقدر مسائل برایشان حل شده است، چقدر در برابر گناه قدرت تمكین ‌داشته و چقدر در برابر دشمن قدرت تصمیم دارند.

ماه مبارک رمضان براى سالكان الى اللّٰه ماه محاسبه است. لذا امام سجّاد علیه السلام فرمود: هیچكس در سراسر جهان به اندازهء ما در این ماه ‌استفاده نكرد.

ماه رمضان هم آغاز سال انسانیّت از نگاه اسلام است؛ چرا كه در این ماه عزیز، حیات معنوىِ اهل سیر و سلوک، تجدید مى شود و آنان كه در مسیر حركت به سوى كمال مطلق اند، جانشان شكوفا شده، آماده دیدار خداوند مى شوند. از این رو، مى توان گفت كه «فروردین»، آغاز تجدید حیات مادّى براى گیاهان در دنیاى طبیعت و «ماه رمضان»، آغاز تجدید حیات معنوىِ انسان در عالم انسانیّت است.

مورد تأكید است كه انسان در هر شبانه روز، دست كم، یك‌بار اعمال خود را بررسى كند؛ ببیند آیا كار خوبى‌انجام داده است یا نه. و در سطح وسیع تر آدمی یک سال گذشته خویش را مورد دقت و نظر قرار می دهد که آن سال آیا در جهت رضای خدا و به سوی لقاء او گذشت و یا کج روی هایی نیز در آن وجود داشت

چرا باید نفس را محاسبه کرد؟

این حدیث نبوى (صلی الله علیه و آله) مشهور است كه« از خود حساب بكشید پیش از آن كه به حساب شما برسند و اعمال خود را وزن كنید پیش از آنكه آنها را بسنجند و براى روز قیامت خویشتن را آماده سازید »

یكى از موضوعاتى كه در روایات بسیار تأكید گردیده و علماى اخلاق درباره آن بسیار بحث كرده‌اند، مسأله «محاسبه نفس» است. در این روایت نیز بر این مسأله تأكید شده كه هر كس باید از خود حساب بكشد و دست كم، در هر شبانه روز، یك بار خود را محاسبه كند. بهترین موقع براى این كار شب‌ها است كه پیش از خواب، دست كم، چند دقیقه در رفتارمان تأمل كنیم و ببینیم آیا كارهایى كه انجام داده‌ایم درست بوده است یا نه. اگر خطایى انجام داده‌ایم، به آن معترف باشیم و در صدد جبران آن برآییم. از جمله ویژگى‌هایى كه خداى متعال به روح انسان عطا كرده این است كه مى‌تواند بر اعمال خود نظارت و مراقبت داشته باشد. این یكى از مسایلى است كه بسیارى از فیلسوفان جهان در آن متحیر مانده‌اند.

هر كس معمولا مى‌تواند به دیگران و كارها و رفتارهاى آنان نظر داشته باشد، اما این‌كه بتواند به خودش هم نظر داشته باشد از ویژگى‌هاى مهم روح آدمى است.

بنابراین مورد تأكید است كه انسان در هر شبانه روز، دست كم، یك‌بار اعمال خود را بررسى كند؛ ببیند آیا كار خوبى‌انجام داده است یا نه. و در سطح وسیع تر آدمی یک سال گذشته خویش را مورد دقت و نظر قرار می دهد که آن سال آیا در جهت رضای خدا و به سوی لقاء او گذشت و یا کج روی هایی نیز در آن وجود داشت.

در کتاب مکاتیب در باب محاسبه نفس چنین آمده است: از محاسبه و مراقبت نفس خالى نباید بود، نفس را كه باز گذاشتند همچون حیوان‌ است كه افسار از سر او (چون) به در كنند حركات نامنتظم از وى به وجود آید. دایم ازجانبى مراقب خود مى‌باید بود كه نگذارند كه از راه به در رود، از جانبى مراقب حق كه ‌او را از یاد فرو نگذارند؛ آدمى را دو چشم از این داده‌اند.

گناه

 

آثار محاسبه نفس

1‌_ وقوف بر گناهان: در حدیثی از امیرمۆمنان علی علیه السلام می خوانیم: « کسی که محاسبه نفس خویشتن کند، بر عیوب خویش واقف می شود، و از گناهانش با خبر می گردد (و به دنبال آن) از گناه توبه می کند، و عیوب را اصلاح می نماید» (غرر الحکم)

2_ سعادتمندی: و نیز از همان امام علیه السلام می خوانیم: «من حاسب نفسه سعد؛ کسی که به محاسبه خویشتن پردازد، سعادتمند می شود. »(مستدرک، جلد 12، صفحه 154)

3_ اصلاح نفس: و باز در حدیث دیگری از همان حضرت می خوانیم: «ثمرة المحاسبة صلاح النفس؛ میوه درخت محاسبه اصلاح نفس است. » بعضی از بزرگان علم اخلاق در توضیح حقیقت محاسبه، چنین گفته اند که مانند محاسبه با شریک است که درباره سرمایه و سود و زیان بیندیشد، اگر سودی حاصل شده، سهم خود را از شریک بگیرد و تشکر کند و اگر خسرانی حاصل گشته او را ضامن بشمرد و وادار به جبران در آینده کند. (غرر الحکم)

لذا امام سجّاد علیه السلام فرمود: هیچكس در سراسر جهان به اندازهء ما در این ماه‌استفاده نكرد. ماه رمضان هم آغاز سال انسانیّت از نگاه اسلام است؛ چرا كه در این ماه عزیز، حیات معنوىِ اهل سیر و سلوك، تجدید مى شود و آنان كه در مسیر حركت به سوى كمال مطلق اند، جانشان شكوفا شده، آماده دیدار خداوند مى شوند. از این رو، مى توان گفت كه «فروردین»، آغاز تجدید حیات مادّى براى گیاهان در دنیاى طبیعت و «ماه رمضان»، آغاز تجدید حیات معنوىِ انسان در عالم انسانیّت است

چگونه نفس را می بایست محاسبه نمود؟

برای توضیح این مطلب ذکر روایاتی از امام علی علیه السلام کفایت می نماید: على علیه السّلام از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل كرده كه فرمود: زیركترین زیركان كسى است كه نفسش را محاسبه كند و براى پس از مرگش عمل كند. شخصى گفت: یا امیرالمۆمنین چگونه نفس را باید حسابرسى كرد؟ امام فرمود: چون انسان صبح كرده سپس به شب مى‏رسد به نفس خود رجوع كرده و بگوید: اى نفس من! این روزى بود كه گذشت و دیگر بر نمى‏گردد، خداوند از تو سۆال خواهد كرد كه این روز را در چه چیز گذراندى، چكار كردى؟ آیا یاد خدا كردى و سپاسش را بجا آوردى، آیا احتیاجات مۆمنى را بجا آوردى و گرفتاریش را برطرف نمودى، آیا پشت سر مۆمن او را در (رسیدگى به) اهل و فرزندش حفظ كردى و پس از مرگش در بازماندگانش حفظش كردى، آیا از غیبت برادر مۆمنت زبانت را نگهداشتى، آیا مسلمانى را كمك كردى؟ چه كارى در این روز انجام دادى؟ پس انسان بیاد بیاورد آنچه در روز انجام داده است، اگر ببیند آنچه از او سرزده نیكى و خیر بوده خدا را سپاس گوید و بر توفیقى كه بدست آورده خدا را تكبیر كند، و اگر آنچه از او سرزده معصیت و تقصیر بوده خدا را استغفار كند و بر ترك آن اراده نماید.(جهاد النفس وسائل الشیعة / ترجمه صحت، ص: 382)

اگر انسان یک مسافرى است كه سفر ابد در پیش دارد، ره توشه آن سفر ابد را باید در همین چند روز تهیه كند، و اگر درهاى آسمان به ‌چهره مۆمن باز مى‌شود، و اگر مۆمن مى‌تواند با وارستگى به باطن‌ عالم راه پیدا كند، و اگر بهترین فرصت، ماه مبارك رمضان است، پس‌ بهترین سود را ماه مبارك رمضان و اهلش دارند. از این رو می توان این ماه را آغاز سال معنوی عارفان و سالکان دانست.

 

 

منابع:

1)محاسبه نفس، ابن طاوس

2)مکاتیب، عبدالله قطب شیرازی

3)اخلاق در قرآن (جلد 1: اصول مسائل اخلاقی)، آیت الله مکارم شیرازی

4)آیینه رمضان، معاونت آموزش و تحقیقات بعثه مقام معظم رهبری‌

5)جهاد النفس وسائل الشیعة / ترجمه صحت

6)مراقبات ماه رمضان، محمدی ری شهری

 

[ یکشنبه پانزدهم تیر 1393 ] [ 22:32 ] [ ] [ بدون نظر ]

به امام زمان(عج) تعهد بدهیم!

امام زمان

نماز ستون دین اسلام است و کسی که به نماز اهمیت ندهد و در مورد آن بی توجه باشد به شدت در قرآن و روایات اسلامی مورد نکوهش قرار گرفته است. از جمله مصادیق توجه به نماز و خروج از گروه ساهون در مورد نماز، اهتمام به نماز اول وقت است که مورد تأکید دین می باشد و امام زمان (عج) نیز تأکید ویژه ای برآن دارند.


 

آثار خوب نماز اول وقت

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "فضیلت درک اول وقت نماز، برای هر فردی بهتر از اموال و فرزندان است" همچنین ایشان در روایتی دیگر فرمودند: برتری و فضیلت نماز اول وقت بر نماز آخر وقت مانند فضیلت و برتری آخرت است بر دنیا.

براساس این روایات و بسیاری از روایات دیگر درباب فضائل نماز اول وقت می توان گفت شاید فضیلتی بدان نرسد که انسان بکوشد فریضه ی الهی نماز را در اول وقت آن بجای آورد.

 

تأکید امام عصر (عج) به نماز اول وقت

از جمله توصیه ها و سفارشات مۆکد حضرت ولی عصر(عج)  همانا اهتمام به خواندن نماز در اول وقت آن است که در دیدارها و تشرفات افراد مختلف به محضر ایشان مورد تأکید قرار گرفته است. از جمله حضرت (عج)  فرمودند: "ملعون است ملعون است کسی که نماز صبحش را تأخیر بیندازد تا زمانی که ستارگان محو شوند و ملعون است ملعون است کسی که نماز مغربش را تأخیر بیندازد تا زمانی که ستارگان آسمان پدیدار شوند." لعن و دوری از رحمت الهی بنابر فرمایش نورانی حضرت امام زمان(عج)  به کسی است که نماز صبح و مغرب خود را تأخیر بیندازد که از این فرمایش می توان نتیجه گرفت در مورد نماز ظهر و عصر و عشاء ن آن  نیز همین طور خواهد بود که تأخیر آنها از اول وقت سبب دوری از رحمت الهی برای انسان می شود.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: هر بنده  ای که به حفظ اوقات نماز و طلوع و غروب و زوال خورشید توجه داشته باشد من برایش راحتی مرگ و دور شدن هم و غم و حزن ها و نجات از آتش را ضمانت می کنم.

برکات نماز اول وقت شاید در این مجال کوتاه نگنجد اما می توان به راحتی از انبوه و بسیاری روایات اسلامی در این زمینه دانست که نماز اول وقت مورد تأکید ویژه ی همه ی اولیای دین و نیز امام عصر(عج) است.

از جمله توصیه ها و سفارشات مۆکد حضرت ولی عصر(عج) همانا اهتمام به خواندن نماز در اول وقت آن است که در دیدارها و تشرفات افراد مختلف به محضر ایشان مورد تأکید قرار گرفته است

تعهد به امام عصر (عج)!

براساس اهمیت و نیز تأکید برنماز اول وقت، سزاوار است هر منتظر واقعی خود را ملزم نماید این فرضیه الهی را در اول وقت آن بجای آورد و شاید بتواند در این زمینه به امام زمان خویش تعهد و ضمانت دهد! کاری که برخی از افراد در شرایطی خاص بدان روی آورده اند!

جوانی که بسیار به نماز اول وقت اهتمام داشت نقل می کرد که من در یکی از کشورهای اروپایی برای ادامه تحصیلاتم درس می خواندم. چند سالی بود که آنجا بودم محل سکونتم در بخش کوچکی بود و فاصله  آن تا شهری که دانشگاه در آنجا بود زیاد بود. اکثر اوقات با ماشین این مسیر را طی می کردم پس از سالها رنج و سختی و تحمل غربت آماده بودم برای آخرین امتحان که امتحان سرنوشت ساز و مهمی بود سوار اتوبوس شدم و پس از چند دقیقه اتوبوس راه افتاد نیمی از راه را آمده بودم که یکباره اتوبوس خاموش شد. راننده پایین رفت، کاپوت ماشین را بالا زد مقداری موتور را نگاه کرد و دستکاری نمود، استارت زد، ماشین روشن نشد. دوباره و چند بار همین کار را کرد فایده نداشت! طولانی شد. چیزی دیگر به زمان امتحان نمانده بود وسیله ی نقلیه ی دیگری هم از جاده عبور نمی کرد نمی دانستم چه کنم. در اضطراب و ناامیدی به سر می بردم. تا شهر هم راه زیادی بود. نمی شد پیاده بروم. با خود فکر می کردم که همه ی تلاشهای چند ساله ام ازبین می رود و خیلی نگران بودم. یک باره جرقه ای در مغزم زد که ما وقتی در ایران بودیم در دعای ندبه، متوسل به امام زمان (عج) می شدیم و وقتی کارها به بن بست می رسید از او کمک و یاری می خواستیم این بود که دلم شکست و اشکم جاری شد. گفتم یا بقیة الله، اگر امروز کمک کنید و کارم را درست نمایید تعهد می کنم که تا آخر عمرم نمازم را همیشه اول وقت بخوانم!

همین که اتوبوس خواست راه بیفتد آن آقا بالا آمدند و مرا به اسم صدا زدند و فرمودند: تعهدی را که به ما دادی یادت نرود، نماز اول وقت

آقا می آید!

پس از چند دقیقه یک آقایی از آن دورها آمد و بعد رو به راننده کرده و فرمود: چطور شده؟ ( با زبان خود آنها حرف می زدند) راننده گفت: نمی دانم هر کاری می کنم روشن نمی شود. ایشان مقداری ماشین را دستکاری کرده و کاپوت را بستند و فرمودند: برو استارت بزن راننده استارت زد و ماشین روشن شد! همه سوار ماشین شدند همین که اتوبوس خواست راه بیفتد آن آقا بالا آمدند و مرا به اسم صدا زدند و فرمودند: تعهدی  را که به ما دادی یادت نرود، نماز اول وقت. و بعد پیاده شدند و رفتند و من ایشان را ندیدم. (به نقل از کتاب داستانهای نماز)

 

تعهد به امام زمان (عج) بدهیم!

بنابراین شایسته است که هر منتظر واقعی و شیعه ی حقیقی مولای غائب از نظر، بکوشد که در انجام فرائض دینی به خصوص نماز اول وقت موفق شود و در این مسیر به ولی عصر و امام زمان خود تعهد دهد که از انجام فرائض خویش تخطی نکند و کوتاهی ننماید که امام همچون پدری مهربان برای امت است.

[ پنج شنبه اول خرداد 1393 ] [ 3:30 ] [ ] [ بدون نظر ]

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

فاطمه یعنی گل مینو سرشت

فاطمه بانوی زن های بهشت

فاطمه یعنی علی زیر نقاب

مرتضی خورشید و زهرا آفتاب

فاطمه یعنی ولایت را سپر

فاطمه زیباترین نام ها

فاطمه خود برترین اعجاز ها

فاطمه تفسیر یاسین است و بس

باغ هستی را گل آذین است و بس

 


ادامه مطلب
[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 20:36 ] [ ] [ بدون نظر ]

اللهم ارزقنا زیارة الحسین

 

بالاخره نوبت ما رسید.

به لطف خداوند مهربان و امام حسین (ع) و آقا ابا الفضل (ع) و خانم فاطمه زهرا (س)  عازم سفر به سرزمین عشق، کربلا هستم.

از همه دوستان حلالیت می طلبم دعا کنید با معرفت زیارت کنم.

 

[ چهارشنبه ششم فروردین 1393 ] [ 23:6 ] [ ] [ بدون نظر ]

بیاییم از فرصت فاطمیه بهره گیریم!
ایام نوروز از ذوق و شوق لباس و كفش نو خریدن، تخم مرغ رنگ كردن، سبزه گذاشتن و عیدی گرفتن و آجیل و شیرینی خوردنش گرفته تا دور هم نشینی ها و گفتن و خندیدن ها و مسافرت ها و ... همه و همه خاطرات خوبی را در ذهن ما ساخته  است....

حضرت فاطمه

در كنار تمام این مسائل ... طبق تقویم شمسی ما، ایام نوروز سال 93 مقارن با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) شده است. این اولین بار نیست كه چنین تقارن هایی پیش میاد و مطمئنا اخرین بار هم نخواهد بود.

با توجه به این امر، گرچه شادی كردن در ایام فاطمیه حرام نیست، اما عرف و آداب اسلامی اقتضا می كند، كه در این ایام از شادی های غیر منطقی و غیر مشروع پرهیز شود، زیرا قرآن و روایات، دوستى خاندان رسول اكرم (صلّی الله علیه و آله) را بر مسلمانان واجب كرده است.‏( سوره شورى، آیه 23، سوره هود، آیه 29.)

 

نوروز بهانه ای برای تازه شدن روح و روان بشری

فرهنگ نوروز، فرهنگ تازه شدن است. بهانه قرار دادن تازگی در طبیعت برای تازه شدن روح و روان بشری است. فرهنگ نوروز، فرهنگ کنار گذاشتن فرسودگی‌ها و کهنگی‌هاست. نه فقط لحاف و تشک کهنه، بلکه کینه‌‌های کهنه شده، جهالت‌های کهنه شده، عادات و رسوم غلط کهنه شده، غم‌ها و اندوه‌های گذشته و کهنه شده است؛ نه فرهنگ رقص و آواز و بی‌خودی از خود، به اسم شادی و نشاط در نوروز.

لذا مردم ایران از دیرباز که سال نو را عید نوروز قرار دادند، با فرارسیدن آن ظاهر و باطن را نو می‌کردند، به دیدار یکدیگر می‌رفتند، قهرها را آشتی می‌دادند، ارتباط‌شان را با طبیعت سالم‌تر می‌کردند، از یک دیگر پذیرایی می‌کردند.

 

بیاییم از فرصت فاطمیه بهره گیریم

بیاییم از فرصت فاطمیه برای تازه شدن روح و روان خویش بهره گیریم. عزاداری برای اهل بیت (علیهم السلام)، از جمله حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم آثار فردی دارد و هم آثار اجتماعی، یعنی از آن جا كه در فرهنگ شیعى، عزادارى باید از سر معرفت و شناخت باشد؛ همدردى با آن عزیزان، در واقع یادآورى فضایل، مناقب و آرمان‏هاى آنان است و بدین شكل، آدمى را به سمت الگوگیرى و الگوپذیرى از آنان سوق مى‏دهد.

فردى كه با معرفت در مجالس عزادارى، شركت مى‏كند، شعور و شور و شناخت و عاطفه را درهم مى‏آمیزد و در پرتو آن، انگیزه‏اى قوى در او پدیدار می گردد و هنگام خروج از مراسم عزادارى مانند محبى مى‏شود كه فعّال و شتابان به دنبال پیاده كردن اوصاف محبوب در وجود خویشتن است.

بیاییم با هم عیدمان را سیاه پوش کنیم، سوگ مادر را بر هر چیز دیگری ترجیح بدهیم، بیاییم شیعه مولا بمانیم و برایش سنگ تمام بگذاریم. اگر چه حضرت علی (علیه السلام) در تاریکی شب و غربت مدینه برای تشییع حضرت زهرا (سلام الله علیها) تنها بود، بیاییم در این سال نو حضرت علی (علیه السلام) را تنها نگذاریم

 

همچنین عزاداری موجب تحول جامعه می شود. هنگامى كه مجلس عزادارى، موجب انسان‏سازى گشت؛ تغییر درونى انسان به عرصه جامعه نیز كشیده مى‏شود و آدمى مى‏كوشد تا آرمان‏هاى اهل‏بیت(علیهم السلام) را در جامعه حكم‏فرما كند.

به همین دلیل مى‏توان گفت: یكى از حكمت‏هاى عزادارى، ساختن جامعه براساس الگوى ارائه شده از سوى اسلام است.

 

نمونه ای از تقارن عید نوروز با شهادت معصومین(علیهم السلام)

در عهد طاغوت پهلوی و نیز در سال 1381 محرم، مقارن عید نوروز شده بود؛ البته این دو تقارن تفاوتی اساسی با هم داشت.

در عهد طاغوت و به دلیل جوی که آن سالها داشت یا عدم اطلاع مردم یا جلوگیری نظام شاهنشاهی، جشن نوروز پرشکوه تر از عزاداری ایام شهادت سالار شهیدان برگزار شد. یکی از بزرگان دین در خواب می بیند که کفشدار حرم امام حسین علیه السلام می گوید: آقا اجازه نداده کفشهای ایرانیان را بگیریم. آنها در نوروزشان حرمت ما را نگه نداشتند. راه زیارت حرم امام حسین علیه السلام بسته شد. بعد از جنگ و در زمان صدام هم هر کس به زیارت می رفت؛ مثل اسرا بود و اجازه عزاداری نداشت.

تا سال هشتاد و یک که محرم با عید یکی شد و مردم ایران این بار خوب حرمت نگه داشتند و با جد و جهد تمام تعظیم شعائر نمودند و عزاداری آن سال مثال زدنی شد. صدام سقوط کرد و کربلا از اسارت آزاد شد. همینطور عزاداری ارباب تشنه لب که سالها بود در کربلا تعطیل شده بود.

هدف از تعریف این جریانات و یادآوری این داستان، عید امسال است که مقارن شده با شهادت مظلوم ترین شهید تاریخ، شهادت دختر نبوت، همسر ولایت و مادر امامت... .

اگر هوشیار باشیم، اگر بصیر و با غیرت باشیم، اگر درد دین داشته باشیم؛ بیشتر از ملیت مان که برایمان عزیز است، همانطور که با وجود تمام مشکلات، پای حفظ ایران ایستاده ایم، همانطور که خون و جان داده ایم، از فرصت پیش رو استفاده می کنیم.

 

جلوی حرمت شکنان را بگیریم

بدیهی است که اگر تقارن دو موضوع تاریخی با یک دیگر منافات داشته باشد، ملت ایران آن که انسانی‌تر، مۆثرتر، سرنوشت‌سازتر، عقلانی‌تر، لازم‌تر، فرهنگی‌تر و یادش مهم‌تر است را مقدم داشته و می‌دارد. چنان چه شاهدیم چه در نوروز و چه در ایام دیگر، غالب قریب به اتفاق مردم (حتی آنان که تقید زیادی هم ندارند) حرمت این روزها را حفظ می‌کنند و در ایام عزای معصومین (علیهم السلام) نه جشن تولد می‌گیرند و نه جشن نامزدی، عقد و عروسی.

اعتقادات اسلامی در فرهنگ غنی ملت مسلمان ایران چنان نهادینه شده است که حتی در چنین ایّامی از خرید یا پوشیدن لباس نو نیز اکراه دارند. این فرهنگ ما ایرانیان است.

نباید اجازه دهیم عده‌ی قلیلی که نه برای فرهنگ اسلامی حرمتی قائلند و نه برای فرهنگ ملّی و ایرانی ما، به نام دین، به نام مذهب یا فرهنگ و آداب و رسوم ملّی، حتی اظهار نظر کنند، چه رسد به سوء استفاده ابزاری برای ایجاد افتراق و ترویج شبهه، آن هم علیه اسلام و مقدسات و محترمات اسلامی.

اگر خدایی نکرده یکی از عزیزان این افراد(مثل همسر، پدر و مادر یا فرزندشان) در ایام نوروز از دنیا برود یا فقط کمی مریض شده و در بیمارستان بستری شود، آیا باز هم نوروز را جشن می گیرند؟ آیا باز هم عید را به هم تبریک می گویند؟ آیا می توانند بی تفاوت باشند و شادی کنند و بگویند و بخندند؟

درعهد طاغوت و به دلیل جوی که آن سالها داشت یا عدم اطلاع مردم یا جلوگیری نظام شاهنشاهی، جشن نوروز پرشکوه تر از عزاداری ایام شهادت سالار شهیدان برگزار شد. یکی از بزرگان دین در خواب می بیند که کفشدار حرم امام حسین علیه السلام می گوید: آقا اجازه نداده کفشهای ایرانیان را بگیریم. آنها در نوروزشان حرمت ما را نگه نداشتند. راه زیارت حرم امام حسین علیه السلام بسته شد. بعد از جنگ و در زمان صدام هم هر کس به زیارت می رفت؛ مثل اسرا بود و اجازه عزاداری نداشت

وای بر هتاکان حرمت فاطمی

اشرف كاینات حضرت محمّد(صلّی الله علیه و آله) در آخرین لحظه‌های خود خطاب به مولای متقیان فرمود: «واعْلمْ یا علی انی راض عمنْ رضیتْ عنْه ابْنتی فاطمه و كذلك ربی و ملایكته. یا علی ویْل لمنْ ظلمها و ویْل لمنْ ابْتزها حقها و ویْل لمنْ هتك حرْمتها و ویْل لمنْ احْرق بابها»؛ یا علی! بدان كه من خشنود هستم، از هر كسی كه دخترم فاطمه از او خشنود باشد، پروردگار من و فرشتگانش نیز از آن شخص خشنود می‌باشند. یا علی! وای بر كسی كه به او ستم كند، وای بر كسی كه حق او را پایمال كند، وای بر كسی كه حرمت او را هتك كند و وای بر كسی كه در خانه‌اش را آتش بزند.(بحارالانوار، ج 22، ص 485)

بیاییم با هم عیدمان را سیاه پوش کنیم، سوگ مادر را بر هر چیز دیگری ترجیح بدهیم، بیاییم شیعه مولا بمانیم و برایش سنگ تمام بگذاریم. اگر چه حضرت علی (علیه السلام) در تاریکی شب و غربت مدینه برای تشییع حضرت زهرا (سلام الله علیها) تنها بود، بیاییم در این سال نو حضرت علی (علیه السلام) را تنها نگذاریم.

به جای نشستن روبروی تلویزیون و شکستن تخمه یک «یاعلی» بگوییم و برخیزیم. یکی باید زیر شانه های حضرت علی (علیه السلام) را بگیرد. یکی باید اشک از چشمان بچه ها پاک کند. یکی باید بیاید در سوخته را تعمیر کند ...

بیایید به همتی عظیم سال جدید را به سال ظهور مولایمان «صاحب الزمان عجل الله» گره بزنیم تا با انتقام مادر از قاتلانش به جشن ظهور بنشینیم.

برای ما هنوز عید نرسیده. عید اصلی در راه است ...

اللهم عجل لولیک الفرج

[ چهارشنبه ششم فروردین 1393 ] [ 17:49 ] [ ] [ بدون نظر ]

يا مقلب القلوب والابصار يا محول الحول والاحوال يا مدبر الليل والنهار حول حالنا الي احسن الحال

ز کـــوی یار می‌آیــــد نســـیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کـــز بلبل غـــزل گفتن بیاموزی

حافظ شیرازی

 

عید نوروز، سرآغاز طراوت طبیعت و جوان شدن جهان و تازه شدن فضای زندگی طبیعی انسان است؛ و چه نیکوست که همراه با طراوت جهان، جان و دل انسان هم طراوت پیدا کند؛ طراوت جان و دل با ذکر خدا، با درخواست کمک از پروردگار، با رویاندن نهال خیرخواهی و نیک‌خواهی برای همه‌ی برادران و خواهران و برای همه‌ی بشریت.

رسم نوروز در درون خود، زیبایی‌های زیادی را دارد؛ علاوه بر اینکه در هر نقطه، ایرانیان، این لحظه‌ی تحویل را با نام خدا و با درخواست تحول اساسی در زندگی‌شان آغاز می‌کنند. یکی از زیباترین رسم‌های موجود در عید نوروز، رسم دید و بازدید و صله‌ی ارحام و مستحکم کردن روابط و پیوندهای عاطفی میان افراد جامعه است. این را اگر با بعضی از جشن‌های ملیِ ملت‌های دیگر - که همراه با کارهای غیر اخلاقی و به دور از این ارتباطات عاطفی است - مقایسه کنیم، آن وقت درمی‌یابیم که جشن ملی و آغاز سال نوِ ما ایرانیان، علاوه بر تقارن با بهار طبیعت که یک امتیازی است، چه خصوصیات نجیبانه و مهربانانه‌ای در خود دارد. شادی دل‌ها، لبخند و تبریک و خوش آمدگویی به یکدیگر و پی گرفتن روابط انسانی و نو کردن محیط زندگی، از رسوم بسیار خوب و مطلوبی است که ایرانیان، از گذشته تا امروز به آن پایبند بوده‌اند و این‌ها همه مورد تأیید آیین مقدس اسلام و شرع اسلامی است. (بیاناتی از رهبر معظم انقلاب، پیرامون عید نوروز)

 

 

سرخوش آن عیدی که آن بانی نور

از کنار کعبه بنمایــــد ظهــــــــور

قلب‌ها را مهـــــر هم‌عهــــدی زند

از حـــــرم بانگ اناالمهــــدی زند

 

 

[ شنبه دوم فروردین 1393 ] [ 17:20 ] [ ] [ بدون نظر ]

دعای آیت الله بهجت(ره) برای امام زمان(عج)

امام زمان

 

عارف وارسته حضرت آیة الله بهجت درباره امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید.(1)

ایشان می فرمودند: آیا نباید در فکر باشیم و با تضرّع و زاری برای ظهور فرج مسلمان‌ها و مصلح حقیقی: حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا کنیم؟!(2)

 

شرایط خواندن دعای فرج

از مهم‌ترین دعاها، دعای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.(3) روایت دارد که در آخرالزّمان همه هلاک می شوند به جز کسی که برای فرج دعا می کند. گویا همین دعا برای فرج، یک امیدواری است و یک ارتباط روحی با صاحب دعا است. همین، مرتبه ای از فرج است.(4)

خواندن دعای فرج در نظر ایشان همراه با شرایطی به شرح زیر است:

1. توبه از گناهان

آیة الله بهجت می فرمودند: بهترین کار برای به هلاکت نیفتادن در آخرالزّمان، دعای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است؛ البته دعایی که در همه اعمال ما اثر بگذارد. قطعاً اگر کسانی در دعا جدّی و راستگو باشند، مبصراتی (دیدنی‌هایی) خواهند داشت. باید دعا را با شرایط آن خواند و «توبه از گناهان» از جمله شرایط دعا است.

ایشان می‌فرمودند: ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد.و قوّت رابطه ما با ولیّ امر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم در اصلاح نفس است.(5)

ترك معصیت، حاصل نمی شود به طوری كه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مكان و در میان مردم و در خلوت.(6)

اگر جلوی خود را در ارتكاب معاصی نگیریم، حالمان به انكار و تكذیب و استهزا به آیات الهی، و یا به جایی می رسد كه از رحمت خدا ناامید می شویم!

آیة الله بهجت پیرامون مقدّم دانستن تعجیل در فرج بر سایر حاجات خود می فرمودند: افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!

اگر به قطعیّات و یقینیّات دین عمل کنیم، در وقت خواب و به هنگام محاسبه پی می بریم که از کدام یک از کارهایی که کرده‌ایم قطعاً حضرت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از ما راضی است؛ و از چه کارهایمان قطعاً ناراضی است.(7)

2. خلوص و صدق نیّت در دعا   

راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ نه دعای همیشگی و لقلقه زبان...، بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.(8)

3. توسل به امام همراه با تضرّع و زاری

آیة الله بهجت می فرمودند: ابتلائات شیعه امروز بسیار زیاد است. از ظلم و ستم و بلا و فشاری که بر سر اسلام و مسلمانان به خصوص اهل ایمان می‌آید، کارد به استخوان رسیده است. بیماری‌های مختلف و حوادث زیاد شده است. باید در مشاهد مشرّفه و مواقف مهمّه برای رفع ابتلائات شیعه دعا کرد و تضرّع نمود. ما باید از همه بخواهیم که متوسل شوند و دعا کنند و تضرّع نمایند تا بلکه فرجی حاصل شود. دعای فرج اگر موجب فرج عمومی نشود برای دعا کننده موجب فرج خواهد بود. إن‌شاءالله چنانچه در بعضی از روایات آمده: «دعا کنید که در آن فرج شماست».

برخی از مردم به مرحوم آقای شیخ حسنعلی تهرانی متوسل می‌شدند و نتیجه می‌گرفتند؛ ولی متوجّه امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیستند. ما باید به بیش از این ها به امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) متوسل باشیم؛ تا نتیجه بگیریم. اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بشناسند و به آن پناه برند؛ امکان ندارد که از آن ناحیه مورد عنایت واقع نشوند.

ترك معصیت، حاصل نمی شود به طوری كه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مكان و در میان مردم و در خلوت. اگر جلوی خود را در ارتكاب معاصی نگیریم، حالمان به انكار و تكذیب و استهزا به آیات الهی، و یا به جایی می رسد كه از رحمت خدا ناامید می شویم!

 

4. مقدّم دانستن تعجیل در فرج بر سایر حاجات خود

آیة الله بهجت پیرامون مقدّم دانستن تعجیل در فرج بر سایر حاجات خود می فرمودند: افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!(9)

هر کدام در فکر حوایج شخصی خود هستیم، و به فکر آن حضرت [امام زمان (علیه السلام)] – که نفعش به همه برمی گردد و از اهمّ ضروریّات است - نیستیم!(10)

 

و در نهایت در نظر آیه الله بهجت «مهم تر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و انکار نکردن حضرت تا ظهور او می باشد.» (11)

به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصی می شود.(12) لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.(13)

در پایان آوردن این سوال از آیت الله بهجت خالی از لطف نیست که فردی به ایشان عرض کرد:

این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجّت بن الحسن العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشم، از حضرت عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم! آیه الله بهجت در جواب فرمودند: زیاد صلوات، اهدای وجود مقدّسش نمایید، مقرون با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران مشرّف شوید، با ادای نمازهایش.(14) الّلهمّ صلّی علی محمّد و ال محمّد و عجّل فرجهم.

 

[ یکشنبه یازدهم اسفند 1392 ] [ 0:30 ] [ ] [ بدون نظر ]

 

امام آمد،

 

و آتش نمرودیان را گلستان خرم ساخت.

موسایی بود که فرعون را در کام موج انقلاب، غرق کرد و “بنی اسلام” را به ساحل نجات “جمهوری اسلامی” رهنمون گردید،

امام آمد،

و چراغ بادیه ی ظلمت شد، و خلیل حادثه ی ایمان.

ذلت ایران” را به “عزت اسلام” مبدل ساخت و سرها و گردن ها را درمقابل ابرجنایتکاران، همچو قله های رفیع، برافراشته ساخت و برگه ی بدهکاری مستضعفین را در برابر قدرت های استکباری، به برگه های طلبکاری مبدل کرد و موازنه ها را در منطقه و در سطح جهان برهم زد و طرح نو در انداخت و دنیایی جدید ساخت و اسلام را به عنوان “نیروی سوم” در سطح جهان مطرح نمود.

امام آمد،

و شوکت دروغین و جبروت پوک و پوچ جباران را در هم شکست و زمین افتادگان محروم، و لگدمال شدگان مظلوم را به اوج شکوه و شوکت رساند. آمد، و سیلی اسلام” را بر صورت “کفر” نواخت و با مشت و بازوی “حق”، بر فرق و دهان باطل” کوبید.

آمد، و همه جای ایرانمان را طراوت و سرسبزی ایمان بخشید و تمامت سرزمینمان را، و دشت ها و جلگه هایمان را، کوهها و بیابان هایمان را، کوچه و گذرهایمان را، خانه ها و مزارهایمان را، لاله کاشت، لاله ی سرخ انقلاب، که خونبهای آزادی بشریت، و رهگشای مردم به سوی نور و فلاح و روشنائی است.

امام آمد،

و لاله های سرخ شهادت را آبیاری کرد، و با آمدنش، ویرانه هایمان آباد شد، و جهاد زندگی ساز “سازندگی” معجزه کرد، و کار، ارزش یافت، و کارگر، مقدس شد و ساختن، عبادت گشت و عبادت، بعد سیاسی یافت.

انقلابمان پیش رفت – و می رود – ولی نه به بهای کم، که به قیمت هزاران شهید و جانباز و مفقود و اسیر.

چه خون هائی که ریخته شد،

چه عزیزانی که فدا شدند،

و چه مخلصانی، در مقام رفیع “ایثار” جای گرفتند.

آبادان” مان، “شهید آباد” گشت،

خرمشهر” مان، “خونین شهر” شد،

و “خوزستان” مان، “خونستان،

و خانه هایمان، سنگر،

و کلاسهایمان، جبهه،

و قلمهایمان، سلاح،

و بذرهایمان، باروت،

و کارخانه هامان، معبد،

و سنگرهایمان، محراب.

جهادمان، “سازندگی” شد،

و سازندگی مان، “جهاد،

و سوادآموزی مان، “نهضت،

و شهادت هایمان، “بنیاد”.

ملتمان، “بسیج” گشتند،

و پیرانمان، “چریک” شدند،

و جوانانمان، “پاسدار،

و عشایرمان، “مسلح،

و کردهای مسلمانمان ” پیش مرگ،

هر روزمان “عاشورا” شد،

و جای جای وطن سرخ و خونینمان، همچون سوسنگرد، هویزه، خرمشهر، بستان، دزفول، سومار، میمک، و … “کربلا” گشت.

اسلام عزیز شد و مسلمانان سربلند،

قرآن، حاکم شد و طاغوت، فراری،

صف ها متحد و مشت ها گره خورده و تکبیرها بلند.

و … اینها بود گوشه ای از میوه های روئیده بر شاخسار زمان در “۲۲ بهمن” که با بذرافشانی باغبان بزرگ خیر و برکت و حق و آزادی، یعنی امام امت، فرا دست آمده است.

یاد آن روز آفتابی جاودان، و ثمرات “یوم الله” بزرگ و خونرنگ ۲۲ بهمن افزون باد..

 

[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 0:40 ] [ ] [ بدون نظر ]

یاران حضرت مهدی(عج) از نگاه روایات

کرامات امام زمان (عج) در جبهه‌ها

 

طبق روایات معصومین علیهم السلام شمار یاران خاص حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) سیصد و سیزده نفرند. که به نظر  می رسد حاکمان و زمامداران جهان از میان آن ها برگزیده خواهند شد. در عصر ظهور یاران خاص حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) برگزیدگان اهل زمین بوده و شایستگی های لازم برای تدبیر امور همه ی مردم جهان را دارا خواهند بود.


ایشان در اولین فرصت خود را به مولای خود رسانده, و با آن حضرت بیعت خواهند کرد. [1] احادیث فراوانی در ستایش این گروه ممتاز وارد شده و در قرآن کریم آیاتی است که تأویل به آنان شده است. که در ذیل به بیان برخی از آنان پرداخته شده است:

1- امام محمد باقر و امام صادق علیهما السلام در تأویل سخن خداوند: «وَ لَئنِ‏ْ أَخَّرْنَا عَنهُْمُ الْعَذَابَ إِلىَ أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّیَقُولُنَّ مَا یحَْبِسُهُ...» [2], فرمودند: «مراد از امت معدود, یاران حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) است که به تعداد اهل بدر هستند».[3]

2- از امام صادق علیه‌السلام درباره ی سخن خدای تعالی: «... فَاسْتَبِقُواْ الْخَیرَْاتِ  أَیْنَ مَا تَكُونُواْ یَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِیعًا ...»[4]؛ روایت شده است: «مراد اصحاب قائم(عجل الله فرجه الشریف) است که سیصد و سیزده نفر به تعداد افراد جنگ بدر. آنان در ساعتی جمع می شوند؛ مانند ابرهایی که در پائیز جمع می گردند ».[5]

3- ابان بن تغلب می گوید: با امام محمد باقر علیه السلام در مسجد کوفه بودم, آن حضرت در حالی که دستم را گرفته بود, فرمودند: «ای ابان! سیصد و سیزده نفر به این مسجد خواهند آمد, مردم مکه می دانند که هنوز پدران و اجداد آن افراد به دنیا نیامده اند, شمشیرهایی با خود دارند که روی هر کدام, نام صاحب شمشیر و نام پدرش و حسب و نسبش نوشته شده است, آن گاه منادی ندا می دهد که: «این مهدی است که چون داوود و سلیمان قضاوت می کند, و در قضاوت کردن احتیاجی به دلیل و شاهد ندارد». [6]

4- محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل می کند که فرمود: «هنگامی که قائم ما (عجل الله فرجه الشریف) قیام می کند, پشتش را به کعبه تکیه داده و سیصد و سیزده نفر گرد او جمع می شوند و اولین چیزی که می فرماید, این آیه است: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُۆْمِنِینَ» سپس می‌فرماید: «أَنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ» و در این هنگام گروهی متشکل از ده هزار نفر گرد او جمع می‌شوند و در آن هنگام قیام می کند, پس در روی زمین معبودی به جز خدا باقی نمی‌ماند....»[7]

با توجه به آنچه بیان گردید, به نظر می رسد, سیصد و سیزده نفر اصحاب و یاران خاص و به تعبیر امام علی (عج) و امام صادق (عج) «پرچم داران» حضرت مهدی (عج) هستند که هر یک نقش عظیمی در فرماندهی سپاه و گشودن شهرها و اداره امور و.... دارند. در حالی که یاران عام آن حضرت- یاوران- مومنان صالحی اند که به حضرت مهدی عج در مکه و غیر آن ملحق می شوند, زیر پرچمش گرد می آیند و با دشمنان خدا و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می جنگند

به استناد روایات فوق, دسته ای یاران حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) را تنها همان 313نفر دانسته و دسته ای دیگر, علاوه بر این افراد, حضور ده هزار نفر دیگر را در کنار حضرت مهدی عج اعلام داشته اند که برخی برای جمع میان این دو دسته روایات, چند احتمال را بیان کرده اند:

1. دو دسته کردن اصحاب حضرت به جهت اختلاف در درجات اخلاص آنها است, به این نحو که 313 نفر از آنها در کمال درجه ی اخلاص اند, و ده هزار نفر دیگر در مرتبه ای پایین ترند.

2- اختلاف دو دسته در سرعت ملحق شدن آنها و رسیدن آنان به حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) است, به این نحو که 313 نفر از دیگران زودتر به حضرت ملحق می شوند.

3- اختلاف در سرعت ایمان و بیعت نمودن با حضرت است.

4- اختلاف در دفاع نمودن از حضرت باشد. به این معنا که 313 نفر اولین دسته ای است که حضرت را یاری خواهند نمود.

5- اختلاف به لحاظ وظایف و کارهایی است که به جهت اختلاف درجات اصحاب به آنها محول خواهد شد. مثلا 313نفر از فرماندهان و رئیسانند, بر خلاف بقیه ی افراد.[8]

با توجه به آنچه بیان گردید, به نظر می رسد, سیصد و سیزده نفر اصحاب و یاران خاص و به تعبیر امام علی و امام صادق (علیهماالسلام) «پرچم داران» حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) هستند که هر یک نقش عظیمی در فرماندهی سپاه و گشودن شهرها و اداره امور و ... دارند. در حالی که یاران عام آن حضرت - یاوران- مومنان صالحی اند که به حضرت مهدی(عج) در مکه و غیر آن ملحق می شوند, زیر پرچمش گرد می آیند و با دشمنان خدا و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می جنگند.

 

پی نوشت:

1. سلیمیان, خدامراد, پرسمان مهدویت, قم: شباب الجنه, چاپ دوم, 1385ش, ص257

2. هود /8: « و اگر عذاب را تا چندگاهى از آنان به تأخیر افكنیم، حتماً خواهند گفت: «چه چیز آن را باز مى‏دارد؟....»

3. النعمانى, محمد بن ابراهیم، الغیبة، تهران، مكتبة الصدوق، 1397ق, ص241, ح36         

4. بقره/148: « ... پس در كارهاى نیك بر یكدیگر پیشى گیرید. هر كجا كه باشید، خداوند همگى شما را [به سوى خود باز] مى‏آورد .... »

5. الكلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق, الكافی, تصحیح: على اكبر غفارى و محمد آخوندى, چاپ چهارم, تهران, دار الكتب الإسلامیة, ‏1407ه‏, ج8, ص313, ح487    

6. مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت, مۆسسة الوفاء، 1404ه, ج52, ص286, ح19؛ نیز: النعمانى، الغیبة، پیشین, صص 313و314, ح5

7. همان, ج52, صص191-192, ح24

8. موعود شناسی و پاسخ به شبهات,

[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 20:8 ] [ ] [ بدون نظر ]

 

غفلت

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
از شما دور شدن زار شدن هم دارد
 
هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند
عبد آلوده شدن خار شدن هم دارد

عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت
چشم بیمار شده تار شدن هم دارد

همه با درد به دنبال طبیبی هستیم
دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد

ای طبیب همه انگار دلت با ما نیست
بد شدن حس دل آزار شدن هم دارد

آنقدر حرف در این سینه ی ما جمع شده
این همه عقده تلنبار شدن هم دارد

از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند
لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد

نکند منتظر مردن مایی آقا ؟!
این بدی مانع دیدار شدن هم دارد

ما اسیریم اسیر غم دنیا هستیم
عفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

 

برای تعجیل در فرج مولا صلوات

[ شنبه بیست و یکم دی 1392 ] [ 7:58 ] [ ] [ بدون نظر ]

 

 رسمه که وقتی می خوان کسی رو از عزا در بیارن برای او لباس ببرند.

خدایا بعد از دو ماه عزاداری ،بر قامت امام عصر (ع) لباس فرج

وبر ما لباس تقوا و عافیت بپوشان . آمین یا رب العالمین

 

[ جمعه سیزدهم دی 1392 ] [ 19:6 ] [ ] [ بدون نظر ]

 

 

 

چقدر آخر این ماه سخت و سنگین است

وآسمان و زمین بی قرار و غمگین است

بزرگتر ز غم مجتبی(ع) و داغ رضا (ع)

وداع فاطمه (س) با خاتم النبیین است.

[ سه شنبه دهم دی 1392 ] [ 19:23 ] [ ] [ بدون نظر ]

 قافله رفته بود و...

حضرت رقیه

قافله رفته بود و من بیهوش                                    روی شن زارهای تفتیده

ماه با هر ستاره ای می گفت:                                بی صدا باش! تازه خوابیده

قافله رفته بود و در خوابم                                       عطر شهر مدینه پیچیده

خواب دیدم پدر ز باغ فدك                                       سیب سرخی برای من چیده

قافله رفته بود و من بی جان                                  پشت یك بوته خار خشكیده

بر وجودم سیاهی صحرا                                         بذر ترس و هراس پاشیده

قافله رفته بود و من تنها                                        مضطرب،ناتوان ز فریادی

ماه گفت: ای رقیه چیزی نیست                              خواب بودی ز ناقه افتادی

قافله رفته بود و دلتنگی                                        قلب من را دوباره رنجانده

باد در گوش ماه دیدم گفت:                                    طفلكی باز هم كه جامانده

قافله رفته بودو تاول ها                                          مانعی در دویدنم بودند

خستگی، تشنگی، تب بالا                                      سد راه رسیدنم بودند

قافله رفته بودو می دیدم                                       می رسد یك غریبه ازآن دور

دیدمش- سایه ای هلالی شكل-                             چهره اش محو هاله ای از نور

از نفس های تند و بی وقفه                                   وحشت و اضطراب حاكی بود

دیدم او را زنی كه تنها بود                                      چادرش مثل عمه خاكی بود

بغض راه گلوی من را بست                         گفتمش من یتیم و تنهایم

بغض زن زودتر شكست و گفت:

     دخترم، مادر تو زهرایم

[ یکشنبه هفدهم آذر 1392 ] [ 22:46 ] [ ] [ بدون نظر ]

بصیرت، درس مهم عاشورا برای منتظران

بصیرت حسینی

یكی از درس های مهم عاشورا كه ویژگی یاران حضرت امام حسین  علیه السلام و یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و بایستی سرلوحه منتظران قرار گیرد، بصیرت است. بصیرت یكی از خصلت های ستودنی حضرت عباس علیه السلام است كه در زیارت ایشان و در  وصفی كه حضرت سجاد علیه السلام از ایشان دارد، به آن تأكید شده است؛ «كان عمنا نافذ البصیره؛ عموی ما ، اهل بصیرت بود». بصیرت به معنای ورود دقیق و آگاهانه است. بصیرت جلوه هایی دارد كه به برخی از آنها اشارتی می شود.


 

امام شناسی

معرفت به امام در اوج جلوه های بصیرت است. بصیرت به آنكه امام چه جایگاهی دارد؟ چه اهدافی را دنبال می كند؟ چه دغدغه ای دارد؟ منتظر چیست؟ چگونه باید او را یاری كرد؟ وظیفه دیگران در قبال او چیست؟

منتظر وقتی جایگاه بی بدیل ولی خدا را دریافت كه سخن و رفتار او نشانة الهی دارد و رفتار او باذن و ادارة الهی است جز بر مسیر الهی نمی گوید و نمی رود وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ J إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى‏ [1]؛ «از هوا و هوس سخن نمی گوید،سخنان او وحی الهی است».

چون فهمید ولی خدا، تنها راه هدایت است نه یكی از راه ها و كشتی نجات امّت است كه جز همراهی با آن، طوفان بلاست و غرق شدن هرچند اگر پسر نوح باشی با كشتی و نوح اگر نباشی غرقی.

«السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا سَبِیلَ اللَّهِ الَّذِی مَنْ سَلَكَ غَیْرَهُ هَلَك‏[2]؛سلام بر تنها راه الهی كه اگر كسی جز آن رود هلاك می شود».

« مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیكُمْ كَمِثْلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِق[3]؛ اهل بیت من، چون كشتی نوح اند، كه هر كه سوار كشتی نوح گردد، نجات یافته و هر كه آن را ترك گوید، غرق شود».

آن گاه خود را با تمام وجود همراه ولی خدا می كند « فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لَا مَعَ غَیْرِكُم‏[4]؛ با شماییم، با شما، نه با غیر شما».

شهیدان و مجاهدان میدان های مختلف تاریخ از جمله انقلاب اسلامی را ناجوانمردانه بیگانه از دین و مسیر اهل بیت، حسین علیه السلام و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفی می‌كنند. و دشمنان راحت طلب عزلت گزیده، جان و دل به بیگانه داده و به دلیل ترس از میدان گریزان را ولایتی معرفی می‌كنند. (بصیرت جبهه واحد دشمنان در شكل استكبار (صهیونیسم و نفاق) و چهره دجال گونه تفرقه افكنی و اتهام كفر و شرك به این و آن)

 

چون دریافت ولی خدا دلسوزترین و مهربانترین است؛

با تمام وجود به او عشق می ورزد، عشقی آگاهانه به ولی خدا كه مهربان و دلسوز است و جز او راهی به هدایت نیست. پس باتمام وجود خود را تسلیم راه و مسیر او می كند.«فَأَبْذُلَ نَفْسِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی وَ أَهْلِی وَ جَمِیعَ مَا خَوَّلَنِی رَبِّی[5]‏؛ فدایت پدر و مادرم، اهل و مال و خانواده ام و آنچه خدا به من داده است».

بصیرت این كه امام از او چه می خواهد؟ چه وظیفه ای در قبال او دارد. ولو امام او در دوران غیبت است، ولی از منظر او غیبت به مثابه مشاهده و دیدار اوست .چرا كه به وظیفه آشنا و به آن عمل می نماید.

یار
زمان شناسی

«الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِس[6]؛ آنكه زمان و زمانه خود را بشناسد، دچار تردیدها و سردرگمی نخواهد بود.»در برخی روایات، زمانی به معنای سلطان و حكومت آمده است كه «إِذَا تَغَیَّرَ السُّلْطَانُ تَغَیَّرَ الزَّمَانُ [7]؛ چون حكومت تغییر می كند،زمان تغییر می یابد». حتی آمده است: «إذا تغیرت نیة السلطان تغیر [فسد] الزمان [8] ؛ چون نیت و اداره حاكمان تغییر می یابد، زمان و زمانه تغییر می یابد». ارادة آنان در زمان تأثیر دارد . اهل بصیرت به زمان و اوضاع سیاسی و اجتماعی زمان خود آگاهند.

حضرت امیرالمۆمنین علیه السلام به فرزندش فرمود: «عاقل بایستی كه ... اهل زمان خود را بشناسد».[9]‏

یار امام حسین علیه السلام و یار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و منتظر واقعی، اهل بصیرت است. چون بصیرت دارد و در حد توان شناخت به امام و جایگاه بی بدیل او دارد؛ در می یابد كه چرا ولی خدا «صلح حدیبیه» را می پذیرد و آنگاه بر او نمی آشوبد و بر او اعتراض نمی كند.

فهم اینكه ولی خدا به دنبال حفظ دین است. روزی دین با شهادت او حفظ می شود و روزی با عدم شهادت او و ماندن و تحمل كردن اذیت و آزارها، روزی حفظ دین با شهادت حسین علیه السلام است و روزی با آتش بس امام حسن علیه السلام و باقی اهلبیت  علیهم السلام تا مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف كه عمری تحمل می كند و روزی ظهور می نماید.

یار امام حسین علیه السلام و یار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و منتظر واقعی، اهل بصیرت است. چون بصیرت دارد و در حد توان شناخت به امام و جایگاه بی بدیل او دارد؛ در می یابد كه چرا ولی خدا «صلح حدیبیه» را می پذیرد و آنگاه بر او نمی آشوبد و بر او اعتراض نمی كند

دشمن شناسی

دشمنان امام و حقیقت و خوبی ها ـ آنان كه ارزش ها را به مسلخ می برند و با خرافه سازی و بدعت سازی و تحریف، پلیدی ها را به جای دین و به جای هادیان قرار می دهند ـ دلسوزان دین و ولایت را دشمن و دشمنان دین و اهلبیت را دوست معرفی می كنند.

شهیدان و مجاهدان میدان های مختلف تاریخ از جمله انقلاب اسلامی را ناجوانمردانه بیگانه از دین و مسیر اهل بیت، حسین علیه السلام و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفی می‌كنند. و دشمنان راحت طلب عزلت گزیده، جان و دل به بیگانه داده و به دلیل ترس از میدان گریزان را ولایتی معرفی می‌كنند. (بصیرت جبهه واحد دشمنان در شكل استكبار (صهیونیسم و نفاق) و چهره دجال گونه تفرقه افكنی و اتهام كفر و شرك به این و آن).

 

آینده نگری و برنامه ریزی

« یَخْرُجُ أُنَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَیُوطِئُونَ لِلْمَهْدِیِّ یَعْنِی سُلْطَانَه‏[10]؛ گروهی از مشرق برمی خیزند و زمینه ساز تسلط و حكومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می گردند».

حركت برای ظهور و زمینه سازی ظهور بدون برنامه ریزی معنا ندارد. بدون آینده نگری و برنامه ریزی انتظار ادعایی بیش نیست كه منتظران واقعی خستگی ناپذیر، پنهان و آشكارا در تلاش و كوششند.« الدُّعَاةُ إِلَى دِینِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْرا».[11]

 

پی نوشت:

1.سوره نجم ،آیه 3و4.

2. بحار الانوار،ج99،ص 98 .

3.  بحارالأنوار،ج 23 ،ص 105 .

4. بحارالأنوار،ج97 ،ص341 .

5 .بحارالأنوار،ج99 ،ص 118 .

6. الكافی ،ج1 ،ص26 .

7. بحارالأنوار،ج72 ،ص358 .

8. غررالحكم، حكمت 343 .

9. سوره حجرات،آیه 1.

10. بحارالأنوار،ج51،ص87.

11. بحارالأنوار،ج36 ، ص386.

 

[ یکشنبه دهم آذر 1392 ] [ 18:29 ] [ ] [ بدون نظر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امیددهم جان که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر زخاک برآرم به گفتگوی تو خیزم به جستجوی تو باشم
نويسندگان
پيوندهای روزانه

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

صفحات وبلاگ

به یاد پدر مهربان

جستجو

دوستان من

امکانات وب
-->

/

ابزار پرش به بالا

طلـبـه پاســخــگو

پایگاه مذهبی دارالشیعه


لوگوی دوستان http://omidomidi.persiangig.com/Logos/0588/DarEntezareYar.jpg http://omidomidi.persiangig.com/Logos/0588/DarEntezareYar.jpg
فروش بک لینک

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس