در انتظار یار
مهدوی

پیامهای انسان‌ساز یک حماسه جاودانه

امام حسین

حادثه كربلا در طول تاریخ به یك الگو و سرمشق بزرگ تبدیل شد و علاوه بر آن كه به احیاى دین خدا كمك كرد و موجب رشد و شكوفایى درخت اسلام شد باعث بیدارى امت اسلامى گشت و روح شهادت طلبى و شجاعت، فداكارى و ایثار را در مسلمانان دمید و درس های انسان ساز بسیاری را به بشر آموخت. قیام عاشورا شیوه مبارزه را براى آزادگان جهان بنا نهاد و مساله مرگ و شهادت را امرى ساده بلكه افتخارآمیز كرد. آثار و پیامدهاى عاشورا گسترده عمیق و چند جانبه است كه ما در این نوشتار کوتاه، به پاره ای از آن اشاره می کنیم.

 

استقامت و پایدارى

امام حسین بن على علیهماالسلام یكى از امامان و پیشوایان معصوم و یكى از الگوهای کامل انسانی است كه پیام استقامت و پایدارى او در همه انسانها موج و تحرك ایجاد مى كند. این معنا و پیام استقامت و پایدارى در كلمات امام حسین علیه السلام بیش از پیامهاى دیگرش منعكس گردیده و تعداد این شعارها در گفتار آن حضرت كه به صورت نظم و نثر به دست ما رسیده، بیش از سایر پیامها و شعارهایش ظهور و تجلى دارد همچون:

«و الله لااعطیهم یدى اعطاء الذلیل، و لاافر فرار العبید»(1)

به خدا سوگند! نه دست ذلت در دست آنان مى گذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ و از برابرشان فرار مى كنم .

سالار شهیدان این جمله را در ضمن سخنرانى اول خود در روز عاشورا ایراد فرمود.

همچنین یكى از چهار بیت شعرى كه امام علیه السلام در ضمن دومین سخنرانى مشروح خود در روز عاشورا براى اهل كوفه ایراد فرمود، به اینصورت نقل شده است:

«سامضى و ما بالموت عار على الفتى                                 اذا ما نوى حقا و جاهد مسلما»

من به سوى مرگ مى روم كه مرگ بر جوانمرد ننگ نیست ، آنگاه كه نیتش حق و جهادش براى اسلام باشد .

«و واسى الرجال الصالحین بنفسه                                       و فارق مثبورا و خالف مجرما»

و با ایثار جانش از مردان نیك حمایت كند و از دشمنى با خدا، و از جنایتكاران دورى گزیند.

«اقدم نفسى لا ارید بقاءها                                                لتقلى خمیسا فى الهیاج عرمرما»

من اینك جانم را تقدیم مى كنم و دست از زندگى مى شویم تا در جنگى سخت و با دشمنى بس بزرگ مواجه شوم.

«فان عشت لم اندم و ان مت لم الم                                    كفى بك ذلا ان تعیش و ترغما»

گروهى را در مقابل خود دیدیم كه دست در قبضه شمشیرشان مانند شیران غرنده در حالى كه شجاعان لشكر را از چپ و راست در هم مى شكستند به سوى مرگ مى شتافتند، نه از كسى قبول امان مى كردند و نه به مال دنیا میل و رغبت مى نمودند. آخرین خواسته آنان این بود: یا مرگ یا پیروزى

اگر با این عقیده زنده بمانم، پشیمانى ندارم و اگر بمیرم مورد ملامت نیستم ، ولى براى تو همین بس كه چنین ذلت ننگینى را سپرى كنى.

امام حسین علیه السلام این ابیات را در منزل «اشراف» خطاب به حر بن یزید ریاحى ایراد نمود، آنگاه كه در میانشان بحث طولانى شد، زیرا امام علیه السلام مى خواست به حركت خود به سوى كوفه ادامه دهد و حرّ، تصمیم گرفته بود طبق ماموریتى كه به وى محول شده بود، از حركت آن حضرت جلوگیرى نماید. تا آنجا كه به آن حضرت عرض كرد: اگر شما این سفر را ادامه دهید منجر به جنگ خواهد گردید و اگر جنگى پیش بیاید، شما حتما كشته خواهید شد.

آن حضرت در پاسخ وى فرمود: «افباالموت تخوفنى و هل یعدو بكم الخطب ان تقتلونى ؟ »

آیا مرا با مرگ مى ترسانى، مگر بیش از كشتن من نیز كارى از شما ساخته است ؟ (2)

 

صبر و شكیبایى

امام حسین علیه السلام گذشته از اینكه خودش داراى روحیه مقاوم و استوار بود، خاندان و یارانش را نیز بر این اصل مهم دعوت و در آنان هم، چنین روحیه اى را تقویت مى نمود و با اینكه آنان در اثر ایمان قوى و اعتقاد راسخ از صبر و شكیبایى والایى برخوردار بودند، ولى باز هم آن حضرت با توجه به حساسیت شرایط و استثنایى بودن حادثه در مواردى بانوان و دختران خردسال و اصحاب و یارانش را به استقامت و پایدارى و صبر و شكیبایى توصیه مى نمود و با بیانات مختلف و ترسیم پاداشهاى معنوى و اخروى آنان را تقویت و بر دلهایشان نیرو و آرامش ‍ مى بخشید و براى استقبال از شهادت و اسارت، آماده تر و دلگرمتر مى ساخت. این جملات در تقویت روحى و ایجاد اعتماد و توكل در آنان آنچنان مۆثر بود كه نه از مواجه شدن با نیزه و شمشیر، در خود ترس و واهمه راه دادند و نه از قطعه قطعه شدن پیكرشان، احساس درد و رنج نمودند، سیلى و تازیانه دشمن نتوانست كودكان را مرعوب كند و شماتت و استهزایش در بانوان، موجب شكست روحى آنان نگردید.

حضرت زینب

طبق آنچه در منابع معتبر از امام سجاد علیه السلام نقل شده است، حسین بن على علیه السلام این جملات را در شب عاشورا خطاب به زینب كبری علیهاالسلام فرمود:

«یا اختاه، تعزى بعزاء الله، و اعلمى ان اهل الارض یموتون و اهل السماء لایبقون »(4)

خواهرم! با استمداد از خداوند، صبر و شكیبایى در پیش بگیر و بدانكه همه مردم دنیا مى میرند و كسى از اهل آسمان باقى نمى ماند.

آنگاه كه امام علیه السلام در میان خیمه اش اشعارى در بى وفایى دنیا مى خواند: «یا دهر اف لك من خلیل ...»

زینب كبری علیهاالسلام در كنار بستر امام سجاد علیه السلام نشسته بود، با شنیدن این اشعار از برادرش ، با عجله وارد خیمه او گردید و چنین گفت: برادرم! كاش مى مردم و چنین روزى را نمى دیدم كه این مصیبت، همه مصایب را زنده كرد.

امام حسین علیه السلام با جملات یاد شده خواهرش را تسلى داد. آنگاه چنین فرمود:

«یا اختاه! یا ام كلثوم! یا فاطمة! یا رباب! انظرن اذا قتلت فلا تشققن على جبیبا، و لا تخمشن وجها، و لا تقلن هجرا »(5)

خواهرم ام كلثوم! (دخترم ) فاطمه! (همسرم)  رباب! پس از مرگ من گریبان چاك نكنید، سیلى به صورت نزنید و سخنى كه از شما شایسته نیست بر زبان نرانید.

آن حضرت با توجه به حساسیت شرایط و استثنایى بودن حادثه در مواردى بانوان و دختران خردسال و اصحاب و یارانش را به استقامت و پایدارى و صبر و شكیبایى توصیه مى نمود و با بیانات مختلف و ترسیم پاداشهاى معنوى و اخروى آنان را تقویت و بر دلهایشان نیرو و آرامش ‍ مى بخشید و براى استقبال از شهادت و اسارت، آماده تر و دلگرمتر مى ساخت

شجاعت و شهامت

فرازها و جملات متعددى از حضرت حسین بن على علیهماالسلام نقل شده است كه بیانگر شجاعت و شهامت اهل بیت و یاران آن حضرت و گویاى صداقت و بالاترین مرحله وفادارى آنان به آیین اسلام ، قرآن و مقام ولایت است، چنانکه فرمود:

«الا انى زاحف بهذه الاسرة على قلة العدد و خذلان الناصر »(6)

آگاه باشید كه من با همین گروه كم از یارانم و با عقب نشستن كسانى كه انتظار یارى و كمك از آنان مى رفت ، به سوى جهاد در راه خدا خواهم رفت.

امام علیه السلام این جمله را كه دلیل بر استقامت و پایدارى یك گروه با تعداد كم ولى داراى ایمان ثابت است ، در دومین سخنرانى خود در روز عاشورا ایراد فرمود.

ابن الحدید مى گوید به یك نفر از لشكریان عمر سعد كه در جنگ با حسین بن على علیهماالسلام شركت كرده بود، گفتند واى بر شما كه فرزندان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را كشتید! آن شخص پاسخ داد:

«دهانت بشكند! آنچه را كه ما دیدیم اگر تو نیز مى دیدى، كارى را مى كردى كه ما انجام دادیم ؛ زیرا گروهى را در مقابل خود دیدیم كه دست در قبضه شمشیرشان مانند شیران غرنده در حالى كه شجاعان لشكر را از چپ و راست در هم مى شكستند به سوى مرگ مى شتافتند، نه از كسى قبول امان مى كردند و نه به مال دنیا میل و رغبت مى نمودند. آخرین خواسته آنان این بود: یا مرگ یا پیروزى، اگر كمى فرصت مى دادیم از لشكر ما یك نفر زنده نمى گذاشتند، با این شرایط چه مى توانستیم بكنیم، مادرت به عزایت بنشیند؟!»

این جملات و فرازها، پیام شجاعت یاران فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و بیانگر استقامت و پایدارى آنان در دفاع از پنجمین فرد از اصحاب كساء است. یارانی که هر یك، مدال افتخارى اند كه بر سینه تاریخ خواهند درخشید.

 

پی نوشت:

1)  مقتل خوارزمى 1 / 253.

2) مقتل مقرم / 235 و مقتل خوارزمى 2 / 7.

3) الكافی ج2/364.

4) مقتل مقرم / 217 و طبرى 6 / 240 و كامل ابن اثیر 3 / 286  و ارشاد مفید / 232.

5) مقتل مقرم / 218.

6) همان 234.

ابوالفضل صالح صدر         

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

[ جمعه بیست و چهارم آبان 1392 ] [ 12:9 ] [ ] [ بدون نظر ]

ســـلام مــن بــه مـحـرم

 

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا

                                            بـه لطـمه‌هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش

                                            بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش

سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی

                                            به چشم کاسه ی خون و به شال ماتم مـهـدی

سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش

                                            به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب

                                            بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب

سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل

                                            بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـامـت اکـبـر

                                            بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر

سلام من به محرم به دسـت و بـازوی قـاسم

                                            به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره‌ی اصـغـر

                                           به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره‌ی اصـغـر

سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه

                                           بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـاشـقـی زهـیـرش

                                          بـه بـازگـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش

سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش

                                          به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش

سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب

                                         بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب

سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش

                                         سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش

 

[ یکشنبه دوازدهم آبان 1392 ] [ 21:22 ] [ ] [ بدون نظر ]

الا... اي محرم!

تو آن خشم خونين خلق خدايي که از حنجر سرخ و پاک شهيدان برون زد. تو بغض گلوي تمام ستمديدگاني که در کربلا ، نيمروزي به يکباره ترکيد. تو خون دل و ديده روزگاري که با خنجر کينه توز ستم، بر زمين ريخت . تو خون خدايي که با خاک آميخت. تو شبرنگ سرخي، که در سال هاي سياهي درخشيد.

 الا .... اي محرم!

 

تو خشم گره خورده سالياني، تو آتشفشاني، تو بر ظلم دشمن گواهي. تو بر شور ايمان پاکان نشاني. تو هفتاد آيه، تو هفتاد سوره ، تو هفتاد رمز حياتي، تو پيغام فرياد سرخ زماني. تو موجي ز درياي عصيان و خشمي که افتان و خيزان رسيده است بر ساحل روزگاران.

 الا .... اي محرم!

 تو فجري، تو نصري ، تويي «

ليلة القدر

» مردم . تو رعدي ، تو برقي، تو طوفان طفي، تويي غرش تندر کوهساران!

الا ... اي محرم!

 تو يادآور عشق و خون و حماسه. تو دانشگه بي نظير جهاد و شهادت. تويي مظهر « ثار» و « ايثار» ياران.

الا... اي محرم!

به هنگام و هنگامه هجرت کاروان شهيدان . تو آن راهبان روانبخش و مهمان نوازي که در پاي ره پوي آزادگان لاله ارغوان مي فشاني.

الا ... اي محرم!

به چشم و دل قهرمانان و آزاد مردان که همواره بر ضد بيداد، قامت کشيدند و در صفحه سرخ تاريخ ، زيباترين نقش جاويد را آفريدند. تو آن آشناي کهن ياد و دشمن ستيزي که همواره در يادشاني.

الا... اي محرم!

تو آن کيمياي دگرگونه سازي که مرگ حيات آفرين را، به نام « شهادت» به اکسير عشقي که در التهاب سرانگشت سحر آفرينت نهفته است، چو شهدي مصفا و شيرين به کام پذيرندگان مي چشاني!

" جواد محدثي"

[ یکشنبه دوازدهم آبان 1392 ] [ 21:15 ] [ ] [ بدون نظر ]


.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امیددهم جان که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر زخاک برآرم به گفتگوی تو خیزم به جستجوی تو باشم
نويسندگان
پيوندهای روزانه

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

صفحات وبلاگ

به یاد پدر مهربان

جستجو

دوستان من

امکانات وب
-->

/

ابزار پرش به بالا

طلـبـه پاســخــگو

پایگاه مذهبی دارالشیعه


لوگوی دوستان http://omidomidi.persiangig.com/Logos/0588/DarEntezareYar.jpg http://omidomidi.persiangig.com/Logos/0588/DarEntezareYar.jpg
فروش بک لینک

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس