در انتظار یار
مهدوی

نسخه ای برای سرطان های فکری

 


این نامه یک نسخه است برای آنها که می خواهند دوری از حقیقت چون توده ای تمام روح و فکرشان را تصاحب نکند.


نامه رهبری به جوانان غرب

بعضی از روزها ، روزهای طلایی زندگی است . نه به این معنی که ما بقی دوران های عمر اهمیت ندارد اما تاثیر گذاری این روزها بر آینده ی خود شخص و حتی جامعه اش ، به حدی است که از آن به بهار عمر یاد می کنند. اما این ایام همانقدر که تاثیر گذار است ، پر هیجان و سر شار از احساسات متفاوت هم می تواند باشد. شاید به همین دلیل جوانان مخاطب بسیاری از حرف های مهم قرار می گیرند.

حوادث اخیر در فرانسه و واکنش های دنیای اسلام ، عکس العمل های جامعه ی مجازی و بحث هایی که حتی پایش به خانه های ما هم باز شده چیزی است که نمی توان به سادگی از کنار آن عبور کرد اما وقتی رهبر یک کشور ، نامه ی مستقیمی برای جوانان می نویسد ، می توان از آن نتیجه گیری های متفاوتی کرد.نامه ی ایشان با یک مطلع تفکر برانگیز شروع می شود:

«من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.»

اگر جوانان عقیده داشته باشند ، به راستی آینده ی کشورشان ، تاریخ آن و فرهنگ و دین شان به نوع تفکر و رفتار آنان بستگی دارد ، شاید بیشتر مراقب پرواز فکر و رفتارشان باشند.

دنیای سرمایه داری و نظام صنعتی برای رسیدن به اهداف خود ، جوانان را مورد توجه قرار می دهد تا از طریق تبلیغات بر روح تاثیر پذیر آنها نفوذ کرده و چرخ های کارخانه اش را بچرخاند. اما این همه ی ماجرا نیست . حتی آنها که می خواهند فکرشان را دیکته کنند هم می دانند جوانی یعنی روزهای هیجان و جستجو برای رسیدن به حقیقت! روزهایی که فرد مقابل خیلی از اعتقادات خودش و چیزهایی که خانواده به او آموزش داده است ، علامت سوال می گذارد تا حقیقت را پیدا کند.

این ویژگی همانقدر که می تواند خوب و تاثیر گذار باشد ، می تواند باعث گمراهی جوان هم بشود. اگر هنوز در سن جوانی هستید و می خواهید حسّ حقیقت‌جویی تان شما را تا ناکجا آباد نبرد و بیراهه را با شاهراه اشتباه نگیرید ، بهتر است بخش دیگر این نامه را هم بخوانید:

«من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.»

آنقدر آسیب های زندگی معاصر زیاد شده است که اگراز تهدید ها به نفع خودتان استفاده نکنید ، قافیه را می بازید پس حتی از چالش های زندگی استفاده کنید و آن را به فرصتی برای کشف حقیقت تبدیل کنید

برای آنکه در بهار عمر ، گرفتار خزان اندیشه نشوید ، باید به چند موضوع توجه کنید:

 

یک - در این روزها عاطفه و احساسات در شما صدر نشین است و اگر مراقب نباشید ، می تواند همین ویژگی مثبت باعث شود تا اشتباهات جبران ناپذیری داشته باشید.

 

دو - داوری بیطرفانه یکی از ویژگیهایی است که برای تفکر صحیح و انتخاب در دوراهی های مهم زندگی به آن نیاز دارید. شما باید بتوانید موضوعات را بدون حاشیه و جنجال های دنیای مجازی که جذابیت های خاص خود را دارد، تحلیل کنید و به نتیجه گیری صحیح برسید.

 

سه -داشتن ذهن کنجکاو و جستجو گر، چیزی ست که باید از آن نهایت استفاده را ببرید .اینکه به دنبال حقیقت باشید و چون دریایی خروشان رفتار کنید ، نه تنها بد نیست بلکه نمی گذارد تا ذهن تان چون مردابی راکد شود و بوی کهنگی بگیرد. این ویژگی را در خود تقویت کنید و با چراغ همی گرد شهر بگردید و انسان و انسانیت را آرزو کنید.

 

چهار -آنقدر آسیب های زندگی معاصر زیاد شده است که اگر از تهدید ها به نفع خودتان استفاده نکنید ، قافیه را می بازید پس حتی از چالش های زندگی استفاده کنید و آن را به فرصتی برای کشف حقیقت تبدیل کنید.

 

پنج - هر چند در این روزها ممکن است هنوز مسئولیت های زیادی نداشته باشید اما حس مسئولیت پذیری چیزی است که باید برای داشتن آن تلاش کنید. آینده ی شما تا حد زیادی بستگی دارد به اینکه چقدر حس مسئولیت پذیری دارید. این حس با اینکه آیا قابل اعتماد هستید یا نمی شود بر قول و حرف تان اعتماد کرد، رابطه مستقیم دارد.

 

 خیلی زود این روزها تمام می شود و روزی به یاد آن خواهید و افتاد وزیر لب زمزمه می کنید:

  جوانی هم بهاری بود و بگذشت

               پس تا فرصت باقیست ....

                    قدر دان این موهبت غیر قابل برگشت باشید

                                           و بگذارید تفکر و حقیقت چراغ راه آینده تان باشد.

[ یکشنبه پنجم بهمن 1393 ] [ 21:55 ] [ ] [ یک نظر ]

لحظه ای درنگ در یک صلحِ تأمّل برانگیز تاریخی

امام مجتبی

جریان صلح حسنی و قیام حسینی، همواره مورد توجّه اندیشمندان و علاقمندان به تاریخ اسلام بوده است؛ چگونه می توان دو عملکرد و سیره مختلف را از دو امام و حجّت الهی یعنی امام حسن مجتبی و امام حسین علیهماالسّلام، تحلیل و هضم کرد؟ گفته می شود اگر به لحاظ تاریخی، جای این دو امام و حجّت الهی عوض می شد، امام حسین علیه السّلام صلح می کرد و حسن بن علی علیهماالسّلام، قیام؛ آیا همین طور است؟

 

فلسفه صلح امام از زبان مبارک امام

شخصی به نام ابوسعید خدمت امام مجتبی علیه السّلام عرض کرد: یابن رسول الله، چرا با معاویه صلح کردی در حالی که می دانستی حقّ با شماست و معاویه گمراه و ظالم است؟

امام فرمودند: ای ابوسعید، آیا من بعد از پدرم، امام مردم و حجّت الهی بر ایشان نیستم؟

عرض کردم: بله.

فرمودند: آیا رسول خدا صلّی الله علیه و آله درباره من و برادر من نفرمود: حسن و حسین امام هستند چه قیام کنند چه قیام نکنند؟

عرض کردم: بله.

فرمودند: بنابراین من امامم اگر قیام می کردم و باز هم امامم اگر قیام نمی کردم؛ ای ابوسعید، همان علّتی که بر اساس آن، رسول خدا صلّی الله علیه وآله با بنی ضَمرَه و بنی أَشجَع و با أهل مکه هنگام بازگشت از حُدَیبیّه، صلح کرد، به همان علّت، من با معاویه صلح کردم؛ با این تفاوت که آنها کافر به تنزیل قرآن کریم بودند و معاویه کافر به تأویل قرآن کریم... (1)

در توضیح سخن اخیر امام مجتبی علیه السّلام باید گفت، مقابلان رسول خدا صلّی الله علیه و آله اصل قرآن و نبوّت نبیّ گرامی اسلام را قبول نداشتند ولی مقابلان امام مجتبی علیه السّلام، به ظاهر، قرآن را قبول داشتند امّا در اینکه مراد و منظور خدای متعال از این آیات چیست و اینکه مصادیق آیات چه کسانی هستند، اختلاف نظر جدّی داشتند. همین مضمون در کلامی از امام امیرالمومنین علیه السّلام آمده است. ایشان می فرمایند: جنگ امروز ما سر تأویل قرآن کریم است.(2)

همان علّتی که بر اساس آن، رسول خدا صلّی الله علیه وآله با بنی ضَمرَه و بنی أَشجَع و با أهل مکه هنگام بازگشت از حُدَیبیّه، صلح کرد، به همان علّت، من با معاویه صلح کردم؛ با این تفاوت که آنها کافر به تنزیل قرآن کریم بودند و معاویه کافر به تأویل قرآن کریم

عوامل داخلی و خارجی صلح در یک کلام

عوامل متعدّدی در موضوع صلح امام مجتبی علیه السّلام دخیل است که به طور کلّی به دو دسته تقسیم می شود: یکی عوامل داخلی و دیگری عوامل خارجی.

امّا درباره عوامل داخلی می توان گفت، خستگی از سه جنگ جمل، صِفّین و نهروان در دوران امیرالمومنین علیه السّلام، ناهماهنگی سپاه، خیانت بعضی از فرماندهان و توطئه های خائنانه توسّط معاویه، از مهمترین عواملی بود که صلح را بر امام مجتبی علیه السّلام تحمیل کرد.

امّا درباره عوامل خارجی، نباید فراموش کرد که اسلام در غربِ خود امپراتوری روم را در پیش رو دارد که به سبب ضربت های سختی که از اسلام خورده بود، منتظر فُرصت مناسبی بود تا ضربت موثّر و تلافی جویانه ای بر پیکر اسلام وارد کند؛ برای همین جنگ داخلی مسلمانان به سود جهان اسلام نبود.(3)

 

مفاد استراتژیک پیمان نامه صلح

به هر حال، صلح بر امام مجتبی علیه السّلام، تحمیل شد اما آنچه در مقال از اهمّیّت ویژه ای برخوردار است، توجّه به متن پیمان نامه انعقادی میان امام حسن مجتبی علیه السّلام و معاویة بن أبی سفیان می باشد. متن پیمان نامه را که می توان در پنج ماده خلاصه کرد، به این شرح است:

1. حسن بن علیّ علیهماالسّلام حکومت و زمامداری را به معاویه واگذار می کند، مشروط به آنکه معاویه، طبق دستور قرآن مجید و روش پیامبر صلّی الله علیه و آله رفتار کند.

2. بعد از معاویه، خلافت از آنِ حسن بن علیّ علیهماالسّلام خواهد بود و اگر برای او حادثه ای پیش آید، حسین بن علیّ علیهماالسّلام، زمام امور مسلمانان را در دست می گیرد. نیز معاویه حقّ ندارد کسی را به جانشینی خود انتخاب کند.

3. بدعت ناسزاگویی و اهانت نسبت به امیرمومنان علیه السّلام و لعن آن حضرت در حال نماز، باید متوقّف گردد و از علیّ علیه السّلام، جُز به نیکی نباید یاد شود.

4. مبلغ پنج میلیون درهم که در بیت المال کوفه موجود است از موضوع تسلیم حکومت به معاویه، مستثنی است و باید زیر نظر امام مجتبی علیه السّلام مصرف شود.

5. معاویه تعهّد می کند که تمام مردم، أعمّ از سکنه شام و عراق و حجاز، از هر نژادی که باشند، از تعقیب و آزار وی در امان باشند و از گذشته آنان صرف نظر کند و أحدی از آنها را به سبب فعّالیتهای گذشته شان ضدّ حکومت معاویه، تحت تعقیب قرار ندهد... علاوه بر این معاویه تمام یاران علیّ علیه السّلام را در هر کجا هستند، امان می دهد... نیز نباید هیچ گونه خطری از ناحیه معاویه، متوجّه حسن بن علیّ و حسین بن علیّ علیهم السّلام و هیچ کدام از افراد خاندان پیامبر صلّی الله علیه و آله بشود...

در پایان پیمان، معاویه أکیداً تعهّد کرد تمام مواد آن را محترم شمرده دقیقاً به مورد اجرا بگذارد. او خدا را بر این مسئله گواه گرفت و تمام بزرگان و رجال شام نیز گواهی دادند.(4)

مهمترین اثر صلح تحمیلی بر امام حسن مجتبی علیه السّلام، معرفّی شخصیّت معاویة بن أبی سفیان بود که در تاریخ ماند و همه فهمیدند که معاویه، آدم قابل اعتمادی نیست و پای هیچ عهد و پیمانی نمی ماند.

وقتی دشمن رسوا می شود

امّا امان از پیمان شکنی که خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: «با ائمّه کفر قتال کنید زیرا ایشان پایبند عهد و پیمان خود نیستند» (5) زمانی که معاویه به کوفه درآمد، گفت:

"ألا إنی کنت شرطت شروطاً أردت بها الألفة و وضع الحرب، ألا و إنها تحت قدمی ؛(6) من پیمان نامه ای را امضاء کردم که به هدف ایجاد الفت و فروکش کردن جنگ بود، اکنون که هدف حاصل شد، آن پیمان نامه زیر پای من است."

نتیجه می گیریم که مهمترین اثر صلح تحمیلی بر امام حسن مجتبی علیه السّلام، معرفّی شخصیّت معاویة بن أبی سفیان بود که در تاریخ ماند و همه فهمیدند که معاویه، آدم قابل اعتمادی نیست و پای هیچ عهد و پیمانی نمی ماند.

 

پی نوشت:

1. صدوق، محمّد بن علی بن حسین بن بابویه، علل الشّرایع، موسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ اوّل، 1408ق، بیروت، باب 159، حدیث2.

2. نهج البلاغة صبحی صالح، بخش خطبه ها، کلام 122.

3. سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق علیه‌السلام، چاپ چهاردهم، 1381ش، ص 97.

4. همان، ص113.

5. توبه/12، قاتلوا ائمّة الکفر إنّهم لا أیمان لهم.

6. جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السّلام، انتشارات انصاریان، قم، چاپ ششم، 1381ش، ص164.

[ یکشنبه سی ام آذر 1393 ] [ 23:7 ] [ ] [ یک نظر ]

اللهم ارزقنا زیارة الحسین

 

بالاخره نوبت ما رسید.

به لطف خداوند مهربان و امام حسین (ع) و آقا ابا الفضل (ع) و خانم فاطمه زهرا (س)  عازم سفر به سرزمین عشق، کربلا هستم.

از همه دوستان حلالیت می طلبم دعا کنید با معرفت زیارت کنم.

 

[ چهارشنبه ششم فروردین 1393 ] [ 23:6 ] [ ] [ بدون نظر ]

بر کرانه ناپیدای عصمت

امام هادی

ویژگى هاى والای امام دهم حضرت علی النقی علیه السلام همانند صفات پدران و اجداد گرامى خویش، آنان را از همگان متمایز مى ساخت. حضرت تمامى عناصر شرف و كرامت را در خود جمع داشت و از همان خاندانى به شمار مى رفت كه خدایشان را از هر گونه رجس و پلیدى پاك و منزّه ساخته بود لیكن ما در این بخش به پاره اى از صفات آن حضرت اشاره اى مى كنیم.

 

فضل و دانش آسمانی

امام هادى علیه السلام پس از وفات پدر و هنگام تصدى مقام امامت بیش از هفت سال نداشت، لیكن به وسیله علماى بزرگ زمان مورد پرسش قرار گرفت و دشوارترین مسایل فقهى، فلسفى و كلامى را آنچنان دقیق و روشن پاسخ گفت كه پرسندگان را متحیّر ساخت و در نتیجه آنان به امامت حضرت اعتراف كردند.

گاهی در مجلس دانشمندان از ده ‌ها مساله فقهی و علمی صحبت پیش می آید، همگان از پاسخ فرو می مانند ولی امام با قاطعیت پاسخ می دهد، گاهی در محیط عرب زبان با یك فرد ترك زبان با زبان اصیل خود، گفتگو می كند و دیگر وقت با " علی بن مهزیار اهوازی " به زبان فارسی صحبت می كند و دیگر وقت از مجهولات و رازهایی پرده بر می دارد كه این گونه خوارق عادات در شرایط علمی آن روز، با ضوابط عادی و قواعد معمولی، قابل تفسیر و تاویل نیستند، جز آنكه دانشها و علوم آنان را آسمانی و الهی دانسته باشیم.

روزی متوكل عباسی به ابن سكیت گفت: در حضور من از ابن الرضا علیه السلام مساله مشكلی بپرس كه جواب نتواند و خجل شود. ابن سكیت از آن حضرت پرسید: چرا خدا، موسی را با عصا، عیسی را با شفا دادن به كور و پیسی و زنده كردن مردگان، و محمد صلی الله علیه وآله را با قرآن و شمشیر، مبعوث فرمود؟

امام علیه السلام پاسخ دادند: در زمان موسی علیه السلام سحر و جادوگری، رواج كامل داشت، خدا آن حضرت را با عصا وید بیضاء مبعوث كرد و بدان وسیله بر جادوی آنان، غلبه كرد و پیامبران را مبعوث نمود و حجت را بر آنها اثبات نمود. در زمان عیسی علیه السلام طب، رواج داشت، خدا او را با معجزه ای فرستاد كه می‌توانست كور مادرزاد و آدم برص دار را شفا دهد و مردگان را زنده كند، به اذن خدا، بدین وسیله بر آنان، غالب آمد و مبهوتشان كرد.

در زمان رسول صلی الله علیه وآله شمشیر و شعر گویی غلبه داشت، حضرت برای آنها، قرآن نورافشان و شمشیر پیروزی آورد، شعرشان را منكوب و شمشیرشان را مبهوت كرد و بدین وسیله حجت را بر آنان تمام نمود.

امام علی النقی علیه السلام از تمام لذات زودگذر و مادى این جهان روى گردانده و به ضروریات آن اكتفا كرده بود، كمترین توجهى به جلوه هاى فریبنده نشان نمى داد و زندگى خود را وقف عبادت خداى متعال كرده بود، كار را در زهد و ورع تا بدانجا رسانده بود كه خانه مسكونى حضرت در سامرّا و مدینه از اثاثیه معمولى نیز خالى بود

در این نمونه و نمونه هاى متعدد دیگر، دلیل آشكارى است بر علم خدادادى آنان و اینكه خداوند فضل و دانشى به آنان عطا فرموده است كه به هیچ كس دیگر چنین عنایتى نكرده است .

 

بخشش و كرم

یكى دیگر از خصوصیات بارز امام دهم، بخشش و عطاى ایشان است كه همانند اجداد خود در این میدان گوى سبقت را از همگان ربوده است . حضرت مثل پدران خود تنها براى جلب رضاى پروردگار مسكین، یتیم و اسیر را بر خانواده خود مقدم داشته و اطعام آنان را در درجه اول اهمیت قرار مى دادند تا جایى كه غذایى براى خانواده شان باقى نمى ماند و در مورد لباس نیز بدین گونه عمل مى كردند. مورخان موارد بى شمارى از بخشش هاى كلان حضرت امام هادى علیه السلام نسبت به فقرا و درماندگان را نقل كرده اند كه ما به ذکر یک نمونه اكتفا مى كنیم.

هیأتى از شیعیان بلندپایه مركّب از ابوعمرو عثمان بن سعید، احمد بن اسحاق اشعرى و على بن جعفر حمدانى به دیدار امام هادى علیه السلام رفتند، احمد بن اسحاق از وامى كه در گردن داشت به حضرت شكایت برد، ایشان به وكیل خود عمرو رو كرده فرمودند: به احمد سى هزار دینار و به على بن جعفر نیز همان مقدار بپرداز. سپس حضرت به خود عمرو - وكیل حضرت - نیز سى هزار دینار بخشیدند.

ابن شهر آشوب پس از نقل این عطا و بزرگمنشى علوى مى گوید: این عمل معجزگونه است و جز پادشاهان را نرسد كه چنین بخشش كنند و ما هرگز این گونه عطایى نشنیده ایم.

حضرت براى این بزرگان زندگانى مرفهى فراهم آورده بود و غبار فقر را از خانه شان رفته بود. و طبیعى است كه بهترین بخشش، آن است كه اثرى نیكو و ماندگار از خود بجا گذارد.

امام هادی
پارسایى و زهد

امام علی النقی علیه السلام از تمام لذات زودگذر و مادى این جهان روى گردانده و به ضروریات آن اكتفا كرده بود، كمترین توجهى به جلوه هاى فریبنده نشان نمى داد و زندگى خود را وقف عبادت خداى متعال كرده بود، كار را در زهد و ورع تا بدانجا رسانده بود كه خانه مسكونى حضرت در سامرّا و مدینه از اثاثیه معمولى نیز خالى بود و هنگامى كه ماموران متوكل شبانگاه به منزل ایشان هجوم آوردند و به بازرسى آن مشغول شدند چیزى قابل توجه در آن نیافتند. بار دیگر كه به خانه حضرت در سامرّا هجوم آوردند ایشان را در اتاقى در بسته مشاهده كردند در حالى كه با لباسى پشمین بدون هیچ فرشى بر شن و سنگریزه نشسته بود.

سبط بن جوزى درباره زهد امام مى گوید: امام على هادى كمترین میل و گرایشى به دنیا نداشت و همیشه ملازم مسجد بود، هنگامى كه خانه اش را بازرسى كردند، جز قرآن، كتب دعا و چند كتاب علمى در آن چیزى نیافتند. حضرت مانند اجداد طاهرین خود زندگى بى آلایشى را پیش گرفته بود و اهمیتى به مسائل مادى نمى داد بلكه وجهه نظرش اتصال دائمى به حق تعالى بود. ائمه این چنین زیستند و نعم مادى را كنار گذاشته كریمانه از مظاهر فریبنده حیات گذشتند و تنها به كارى پرداختند كه آنان را به خداوند نزدیك كند.

از امام هادى علیه السلام دعاهایى روایت شده كه ایشان در قنوت نمازشان مى خواندند. نگاهى به این دعاها، اوج انقطاع ایشان را از تعلقّات مادى و شدت اتصالشان را به مبداء هستى بخش به خوبى نشان مى دهد.

 

شعار انبیاء

امام عظیم الشأن حضرت هادى علیه السلام به دور از گرایش هاى مادى و هواهاى نفسانى و خودبزرگ بینى براى معیشت خود و خانواده اش بر زمین متعلق به خودشان كار مى كرد. على بن حمزه مى گوید: ابوالحسن ثالث را دیدم كه بر زمینى كار مى كرد و قدم هایش از عرق خیس شده بود. گفتم : قربانت گردم كارگران كجا هستند؟

حضرت فرمود: اى على ! بهتر از من و پدرم كسانى بودند كه با بیل در زمین خود كار مى كردند.

امام هادى علیه السلام پس از وفات پدر و هنگام تصدى مقام امامت بیش از هفت سال نداشت، لیكن به وسیله علماى بزرگ زمان مورد پرسش قرار گرفت و دشوارترین مسایل فقهى، فلسفى و كلامى را آنچنان دقیق و روشن پاسخ گفت كه پرسندگان را متحیّر ساخت و در نتیجه آنان به امامت حضرت اعتراف كردند

- آنها چه كسانى بودند؟

- رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله، امیرالمۆمنین و تمامى پدرانم با دست خود كار مى كردند و این كار پیامبران، رسولان و اوصیاى صالح بوده است.

همیشه كار شعار انبیا بوده است و خداوند پیامبرى را مبعوث نساخت مگر اینكه كارگر بود.

 

راهنمایى گمراهان

امام هادى علیه السلام اهمیت زیادى به هدایت گمراهان و منحرفان از راه حق مى داد و در این راه كوشش خستگى ناپذیرى را آغاز كرده بود، از جمله كسانى كه به وسیله حضرت به حقیقت دست یافت و هدایت شد ابوالحسن بصرى معروف به ملاّح را مى توان نام برد. وى واقفى بود و پس از امام موسى كاظم علیه السلام امامت هیچ یك از فرزندان حضرت را نپذیرفته بود. روزى حضرت هادى علیه السلام بصرى را دیده به او فرمود :

این خواب غفلت تا كى؟ آیا وقت آن نرسیده است كه به خود آیى ...؟

نفس قدسى حضرت آنچنان گرم و مۆثر بود كه همین دو جمله او را دگرگون ساخته به راه صلاح باز آورد و به امامت حضرت معترف گشت .

آری، فضایل و مكارم اخلاقی آن بزرگوار آنقدر می باشد كه كتابها و آثار تاریخی را پر ساخته است، تجزیه و تحلیل معلومات آن، در خور توانایی این مخلوقات خاکی نیست و ما فقط از راه آثار و نمونه‌ هایی كه به ما رسیده است با این اقیانوس ناپیداكرانه آشنایی پیدا می كنیم.


منابع:

زندگانى امام على الهادى علیه السلام، باقر شریف قرشى.

14 نور پاك، تاریخ زندگی پیشوایان معصوم علیهم ‌السلام، عبد الرحیم عقیقى بخشایشى

[ یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392 ] [ 21:10 ] [ ] [ بدون نظر ]

 

من ... هستم از قدرتمند ترین کلمات هستند

چرا که هر کلمه ای بین این دو قرار دهید واقعیت شما را شکل می دهد .

 

[ پنج شنبه یازدهم مهر 1392 ] [ 21:8 ] [ ] [ بدون نظر ]
[ شنبه سی ام دی 1391 ] [ 17:51 ] [ ] [ بدون نظر ]

 

[ جمعه نوزدهم آبان 1391 ] [ 22:17 ] [ ] [ بدون نظر ]


.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امیددهم جان که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر زخاک برآرم به گفتگوی تو خیزم به جستجوی تو باشم
نويسندگان
پيوندهای روزانه

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

صفحات وبلاگ

به یاد پدر مهربان

جستجو

دوستان من

امکانات وب
-->

/

ابزار پرش به بالا

طلـبـه پاســخــگو

پایگاه مذهبی دارالشیعه


لوگوی دوستان http://omidomidi.persiangig.com/Logos/0588/DarEntezareYar.jpg http://omidomidi.persiangig.com/Logos/0588/DarEntezareYar.jpg
فروش بک لینک

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس