در انتظار یار
مهدوی

شاخصه های سبک زندگی مهدوی

زندگی

غایت و هدف از خلقت رسیدن به مقام بندگی است: «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون»(1). برای رسیدن به این بندگی، خداوند تبارك و تعالی تمام امكانات را در اختیار انسان قرار داده و می فرماید: «سخر لكم ما فی السموات و ما فی الارض»(2)؛ و حتی كسانی را شایسته بهره وری از نعمتهای مادی و معنوی زمین معرفی می نماید كه به مقام عبدالهی نائل گردیده باشند: «و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» (3).

امام عصر علیه السلام نه تنها عبد صالح خداوند می باشند كه به عنوان "اباصالح" یعنی پدر شایستگان و صالحان معرفی می شوند؛ رسیدن به جامعه ایده آل و الهی و بهره گیری كامل از نعمت های دنیوی در گرو رسیدن به این مقام است. بنابراین خانواده به عنوان اولین و موثرترین كانون اجتماعی وظیفه انسان سازی و مصلح پروری را بر عهده دارد.

خانه و خانواده هسته مركزی اجتماع را تشكیل می دهند و مهمترین پایگاه تربیت و انسان سازی به شمار می روند. بر این اساس اسلام بر تشكیل خانواده بسیار تاكید دارد: «ما بنی فی الاسلام بناء احب الله فی التزویج»(4) محبوبترین بنا نزد خداوند بنای خانواده است. در واقع مقدمه رسیدن به جامعه آرمانی در اسلام ایجاد خانواده ای است كه بر اساس معیارها و ارزش های اسلامی تشكیل گردیده. چنین خانواده ای توانایی ایجاد نسل صالح و منتظر را خواهد داشت.

دراین مقاله و مقاله بعد به مهمترین شاخصه های زندگی مهدوی می پردازیم تا به همراه آشنایی با این شاخصه ها و تلاش برای عملی كردن آنها بتوانیم در ایجاد جامعه ای ولایی، معتقد، منتظر و مصون از آسیب ها و خطرات اجتماعی نقش آفرین باشیم.

 

شاخصه های خانواده ایده آل

خانواده اولین و مهمترین كانون در شكل گیری شخصیت انسان می باشد. از ویژگی های بارز آن:

1- كانون آرامش در زندگی: «لتسكنوا الیها»(5)

2- یكی از بارزترین جلوه گاه های مودت و رحمت است: «و جعل بینكم مودة و رحمة»(6)

3- تولیدمثل و بقای نسل: امام صادق علیه السلام می فرمایند: «اگر كلونی بر یكی از دو لنگه در دیدی، آیا می پنداری كه آن بیهوده نصب شده؟ بلكه به ضرورت می دانی كه آن را ساخته اند تا با لنگه دیگر، كنار هم بیاید و مصلحت (بستن در) را نتیجه دهد و بدین گونه حیوان نر را می بینی كه گویی برای جفت ماده اش آماده شده است تا دوام و بقای نسل به هم برساند. پس هلاك و ناكامی و نگون بختی، از آنِ فیلسوف نمایانی كه چه سان دلهایشان از این آفرینش شگفت كور است تا آنجا كه تدبیر و هدفمندی آن را انكار می كنند».(7)

4- سازندگی فردی و اجتماعی از لحاظ اخلاقی: «هن لباس لكم و انتم لباس لهن»(8)

جامعه ای می تواند زمینه ساز ظهور باشد كه از اعتقادات صحیح سیراب شده و افراد آن در پی انجام وظایف و تكالیف خود باشند، در هر سمت و جایگاه اجتماعی كه باشند. اساس این جایگاهها خانواده می باشد كه در صورت عمل به وظایف اساسی در این نهاد، جامعه ایده آل و آرمانی به وجود خواهد آمد و چنین جامعه ای توانایی یاری امام خود را خواهد داشت

برترین الگوی زندگی اسلامی

اما چگونه می توان به چنین خانواده ای دست یافت. به بیان بهتر آیا شاخصه ای برای تشخیص، تشكیل و حفظ چنین خانواده ای وجود دارد؟

قرآن كه كتاب انسان سازی است، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را الگو و اسوه معرفی نموده: «و لكم فی رسول الله اسوة حسنة»(9) لذا اگر كسی می خواهد حیات طیبه و پاكی داشته باشد باید ازپیامبر صلی الله و علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام در زندگی خود بهره بگیرد.

در فرازی از زیارت عاشورا می خوانیم: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد؛ خدایا زندگی مرا همچون زندگی پیامبر و آلش علیهم السلام قرار بده».

در واقع نوعی سبك زندگی را از خداوند درخواست می نماید كه محمد و آل محمد علیهم السلام به عنوان اسوه آن می باشند.

 

محورهای سبک زندگی مهدوی

یكی از ویژگیهای منتظران واقعی آنست كه پیوسته در صدد شناخت و معرفی الگوی مناسب برای خود و خانواده می باشند.

با مطالعه در سیره آن ذوات مقدسه، معیار و ملاك اساسی در زندگی فردی و اجتماعی مخصوصا تشكیل خانواده ای دینی و ولایی كه در این عصر به زندگی مهدوی معروف شده مشخص می گردد.

زندگی مهدوی بر پایه چهار محور استوار است:

1- عقیده محور

2- تكلیف محور

3- دین محور

4- عزت محور

خانه ای مخصوص امام زمان

عقیده محوری

دختر و پسر پیش از ازدواج و تشكیل خانواده و پس از آن و قبل از پدر و مادر شدن و در نهایت پس از آن باید اعتقادات صحیح را در خود ایجاد نمایند و این كاری بس دشوار است: «من نصب نفسه للناس اماما فعلیه أن یبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره»(10)؛ آن كس كه خود را امام و رهبر قرار می دهد پیش از آموزش و تعلیم دیگران باید به تعلیم خود بپردازد.

شناخت صحیح، دقیق و جامع نسبت به ذات و صفات الهی(خداشناسی)، هدفمندی خلقت و تمام اجزاء هستی(معادشناسی)، جایگاه انسان به عنوان خلیفة الله (نبوت و امام شناسی)، جامعیت دین و برنامه عملی و نیز موانع و دشمنان فرا روی انسان از جمله مسائلی است كه باید در سبك زندگی مهدوی به آن پرداخته شود.

اصول دین را باید با تفحص و بررسی باور نمود لذا راهی كوتاه برای رسیدن به این مطلوب قرار داده شده و آن شناخت امام می باشد. شناخت امام خود زمینه ای است برای شناخت خداوند. امام حسین علیه السلام می فرمایند:

«ما خلق العباد الا لیعرفوا ... معرفة اهل كل زمان امامهم الذی یجب علیهم طاعته»(11)؛ ای مردم بندگان را نیافرید مگر اینكه او را بشناسند [و شناخت خدا] اینست كه اهل هر زمانی امام خویش را كه باید از او فرمان برند بشناسند.

حتی در بیان دیگر روح خداپرستی در انسان به واسطه شناخت امام حاصل می شود. امام باقر علیه السلام فرمودند: «بنا عبد الله و بنا عرف الله و بنا وحّد الله تبارك و تعالی»(12)؛ به سبب ما خداوند عبادت می شود، به سبب ما خداوند شناخته می شود و به سبب ما خداوند به یگانگی پرستش می شود.

پیامبر گرامی اسلام می فرمایند: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیه»(13). این حدیث اهمیت و فضیلت شناخت خلیفة الله را بیان می نماید و هركس به این مقام راه یابد حتی اگر در ظاهر از درك مولایش محروم گردد ولی از مقام مومنان زمان ظهور كم نخواهد داشت؛ به طوریكه غیبت امام در نزد ایشان به منزله مشاهده می باشد.(14)

امام سجاد علیه السلام می فرمایند:

ایشان (كسانی كه معرفت نسبت به امام پیدا نمودند) به منزله مجاهدانی هستند كه در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله با شمشیر جنگیده اند. آنان به حقیقت در شمار مخلصان و شیعیان راستین ما و دعوت كنندگان به سوی دین خدا در نهان و آشكارند.(15)

 

تكلیف محوری

انسان پس از كسب شناخت صحیح، اعتقاد و ایمان به شناخته هایش در گام بعد وارد مرحله عمل می شود: «الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات»(16)

البته این به آن معنا نیست كه فرد بگوید من انگیزه یا شناخت كافی نیافته ام پس تا زمان حصول آن به تكالیف خود عمل نمی نمایم بلكه باید شخص تكالیف شرعی را انجام دهد و به منظور ارتقاء درجه خود نسبت به سایر جنبه ها تلاش جدی نماید.

تكلیف مداری در زندگی اسلامی و به طور اخص در زندگی مهدوی فقط شامل مسئولیت پذیری فردی نمی شود و مسئولیتهای اجتماعی را نیز در بر می گیرد.

مقدمه رسیدن به جامعه آرمانی در اسلام ایجاد خانواده ای است كه بر اساس معیارها و ارزشهای اسلامی تشكیل گردیده. چنین خانواده ای توانایی ایجاد نسل صالح و منتظر را خواهد داشت

لذا اولین قدم در جهت مسئولیت پذیری و هدایتگری از خانواده آغاز می شود: «و انذر عشیرتك الاقربین»(17)

در جایی دیگر خداوند می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسكم و اهلیكم نارا»(18)

در تفسیر "نور الثقلین" آمده هنگامی كه آیه فوق نازل شد فردی از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید كه چگونه خانواده خود را از آتش حفظ كنم. حضرت فرمودند: آنها را به آنچه خدا امر كرده است امر كن و از آنچه خدا بازداشته نهی كن. اگر از تو اطاعت كردند [از آتش دوزخ] آنها را حفظ كرده ای و وظیفه خود را انجام داده ای.

در خانواده مهدوی همه باید به مسئولیت خود عمل نمایند در عین حال به اوامر و نواهی خداوند پایبند باشند: «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا لعلكم تفلحون»(19)

امام باقر در تفسیر این آیه فرمودند: ای كسانی كه ایمان آورده اید بر انجام واجبات و عبادات بردبار باشید، در برابر دشمن شكیبا و خود را برای یاری امام آماده و مجهز نمایید.(20)

 

به سوی جامعه آرمانی مهدوی 

برای ایجاد جامعه ای ولایی و مهدوی لازم است به معیارهای چنین جامعه ای توجه نمود. دو شاخصه عقیده محوری و تكلیف محوری اساس یك زنگی مهدوی را تشكیل می دهند. جامعه ای می تواند زمینه ساز ظهور باشد كه از اعتقادات صحیح سیراب شده و افراد آن در پی انجام وظایف و تكالیف خود باشند، در هر سمت و جایگاه اجتماعی كه باشند. اساس این جایگاهها خانواده می باشد كه در صورت عمل به وظایف اساسی در این نهاد، جامعه ایده آل و آرمانی به وجود خواهد آمد و چنین جامعه ای توانایی یاری امام خود را خواهد داشت.

در واقع، دو شاخصه عقیده محوی و تكلیف محوری، زمینه برخورداری از دو ویژگی دیگر یعنی دین محوری و عزت محوری را در خانواده تقویت می نمایند كه در مقاله بعد به آنها می پردازیم.

 

پی نوشت:

1- ذاریات / 56.

2- جاثیه / 13.

3- انبیا / 105.

4- من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 382؛ تحریر الوسیله، امام خمینی(ره)، ج 2، ص 211، كتاب النكاح.

5- روم / 21.

6- همان.

7- بحارالانوار: ج3 ص75، دانش‌نامة عقاید اسلامی: ج4 ص262.

8- بقره / 187.

9- احزاب/ 21.

10- نهج البلاغه، كلمات قصار، 73.

11- علل الشرایع، شیخ صدوق، ج1، ص9، بحار الانوار، علامه مجلسی، ج23، ص83.

12- الكافی، كلینی، كتاب توحید، باب نوادر، ح7.

13-صحیح بخاری، ج5، ص13، صحیح مسلم، ج6، ص21، كمال الدین، شیخ صدوق، ج2، ص409.

14- صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهده، شیخ صدوق, کمال‏الدین و تمام النعمة، ج1, ص319, ح2.

15-بحارالانوار، مجلسی، ج52، ص122.

16-عصر / 3.

17-شعرا / 214.

18-تحریم / 6.

19-آل عمران / 200.

20-الغیبه نعمانی، محمد بن ابراهیم بن جعفر، ص 105.

[ دوشنبه پانزدهم دی 1393 ] [ 21:33 ] [ ] [ یک نظر ]

بهترین رفیق من

امام زمان

آیات بسیاری از قرآن کریم به حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه السلام)، قیام ایشان و یا وجود مبارکشان تأویل شده است. در این میان روایتی در برخی تفاسیر روایی ذیل آیه 69 سوره نساء، قائم آل محمد(عجل الله تعالی فرجه) را مصداق «حَسُنَ أُوْلَئكَ رَفِیقًا» معرفی می کند.


خداوند در قرآن می فرماید:

«مَن یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُوْلَئكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهْم مِّنَ النَّبِیِّنَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشهُّدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُوْلَئكَ رَفِیقًا؛

و هر کس از خدا و پیامبر اطاعت کند، پس آنان [در قیامت] با کسانی همدم خواهند بود که خداوند بر آنان نعمت داده است، مانند پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان، و اینان چه همدم های خوبی هستند.»

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «مِنَ النَّبِیِّینَ» یعنی محمّد، «من الصِّدِّیقِینَ» یعنی علی بن أبی طالب، «من الشُّهَداءِ» یعنی حمزة، «من الصَّالِحِینَ» یعنی حسن و حسین، و «حَسُنَ أُولئِكَ رَفِیقاً» یعنی القائم من آل محمد. (البرهان، ج2، ص 125/ شواهدالتنزیل، ج1، ص 197)

 

امام، همدم و رفیق واقعی

البته در روایات، ائمه اثنی عشری(علیهم السلام) هم مصداق عبارت «حَسُنَ أُوْلَئكَ رَفِیقًا» هستند. همه ائمه (علیهم السلام) و به طور خاص حضرت مهدی(علیه السلام) بهترین رفیق و همدم هستند. امام رضا(علیه السلام) در روایتی مفصل ویژگی های امام را بر می شمارند که از آن جمله امام را، همدم و رفیق واقعی، پدری مهربان و برادری همزاد و مادری دلسوز و همچنین پناه بندگان معرفی می کنند:

الْإِمَامُ الْأَنِیسُ الرَّفِیقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِیقُ وَ الْأَخُ الشَّقِیقُ وَ الْأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِیرِ وَ مَفْزَعُ الْعِبَاد (کافی، ج1، ص 200/ تحف العقول، ص 439)

یکی از صاحب نظران در این زمینه می گوید:

امام زمان(علیه السلام) منشی ندارد. بی هیچ واسطه، بدون وقت و هماهنگی قبلی، هر کجا و هر وقت او را صدا بزنیم، کریمانه نگاه مهربانش را به ما معطوف می دارد. ایشان از پدر مهربان تر، از مادر دلسوزتر، از برادر نزدیک تر و از هر دوست و آشنایی صمیمی تر است. با تمام ضعف ها و قوت هایمان باز هم دوستمان دارد. وقتی دشمنان او به یمن و برکتش روزی می خورند و ادامه حیات می دهند، هیهات که محبان و شیعیان خود را واگذارد.

رابطه ما با امام باید رابطه علمی، عاطفی، عملی و رفتاری باشد. یعنی باید با مغز و فکر امام را بشناسیم، با دل و عشق و عاطفه، مرید، مخلص، عاشق و مطیعش باشیم و در عمل هم گوش به حرف ایشان بدهیم

اگر شأن امام شأن پدری است_که هست_ و ما خود را از فرزندان او می دانیم، طبیعی است که همان گونه که با پدر جسمانی خویش با ادب و احترام به گفتگو می نشینیم می توانیم با امام نیز – که پدر معنوی ماست دائما سخن بگوییم و نجوا کنیم و چه بسا حرف هایی را که با نزدیک ترین کسان خویش قابل طرح ندانیم به راحتی با آن رازدار مهربان در میان نهیم هر کس می تواند این گفتگو و نجوا را با زبان و بیان خویش انجام دهد و در هر مشکلی به ولی خدا متوسل شود و با زنده نگه داشتن یاد و احساس حضور دائم او در قلب و جانش، به وظیفه ارتباط و تمسک با امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) جامه عمل بپوشاند. (آشتی با امام عصر(علیه السلام)، دکتر علی هراتیان، ص 98)

 

ارتباطی از جنس معرفت و محبت

مهم ترین نشانه و ویژگی رفاقت ارتباط است. ما باید ارتباطمان را با امام زمانمان برقرار و حفظ کنیم. این ارتباط در واقع یک ارتباط معنوی از جنس معرفت و محبت و عاطفه است. خداوند در آیه 200 سوره آل عمران ما را به رابطه با امام منتظَرمان فرا می خواند، در این آیه آمده است:

«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اصْبرِواْ وَ صَابِرُواْ وَ رَابِطُواْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلحون؛

انتظار

ای کسانی که ایمان آورده اید [در برابر مشکلات و هوس ها] استقامت کنید و [در برابر دشمنان نیز] پایدار باشید [و دیگران را به صبر دعوت کنید] و از مرزها مراقبت کنید و از خداوند پروا داشته باشید، شاید که پرهیزگار شوید.»

امام باقر(علیه السلام) درباره این آیه می فرمایند:

بر انجام واجبات الهی صبر کنید و در برابر دشمنان پایداری کنید و مراقب و مرتبط با امامتان _ که به انتظارش هستید_ باشید.(تفسیر البرهان، ج1، ص 730)

یکی از مصادیقی که در روایات درباره عبارت «رابطوا» در این آیه آمده است ارتباط با ائمه(علیهم السلام) و مطابق روایت فوق ارتباط با حضرت مهدی(علیه السلام) است. ارتباطی که در این آیه مورد توجه است ارتباط معنوی است.

 

چگونه با امام غائب رابطه برقرار کنم

یکی دیگر از صاحب نظران درباره رابطه با امام عصر(علیه السلام) عباراتی با این مضمون دارند:

آن چیزی که ما برایش بازخواست می شویم ارتباط ظاهری با حضرت نیست بلکه ارتباط معنوی است. ارتباط معنوی بسیار بالاتر از ارتباط ظاهری است، ما مکلف به ارتباط ظاهری با حضرت نیستیم، تشرف به خدمت ایشان هدف نیست. هر چند سعادت بزرگی است. معرفت خدا و قرب خدا هم راهش همین مسئله معرفتی و ارتباط معنوی است. (برگرفته از سخنرانی حجت الاسلام عالی، سایت موعود)

رابطه عاطفی، در کنار شناخت و معرفت امام است و این شناخت و معرفت از طریق اطاعت از ایشان به دست می آید

رابطه ما با امام باید رابطه علمی، عاطفی، عملی و رفتاری باشد. یعنی باید با مغز و فکر امام را بشناسیم، با دل و عشق و عاطفه، مرید، مخلص، عاشق و مطیعش باشیم و در عمل هم گوش به حرف ایشان بدهیم.

اگر بخواهیم با امام زمان(علیه السلام) رابطه داشته باشیم، باید بعد از شناخت، با ایشان رابطه عاطفی برقرار کنیم. قرآن در آیه 86 سوره نساء می فرماید:

«اذَا حُیِّیتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنهْا؛

اگر کسی به شما سلام کرد، شما جواب گرم تر بدهید.»

پس وقتی می گویید «السلام علیک یا صاحب الزمان» امام زمان سلام شما را می شنود و جواب گرم تری به شما می دهد. (پرتویی از آیه های مهدوی، محسن قرائتی، به کوشش حسن ملائی، ص 82)

برقراری رابطه عاطفی با حضرت مهدی(علیه السلام) می تواند از طریق همین سلام های روزانه به حضرت و صدقه دادن برای سلامتی ایشان و همچنین نجواهای صمیمانه باشد. خواندن ادعیه و زیارات مرتبط با ایشان نیز از آن جمله است. این نکته را هم در نظر بگیریم که رابطه عاطفی، در کنار شناخت و معرفت امام است و این شناخت و معرفت از طریق اطاعت از ایشان به دست می آید.

[ سه شنبه چهارم آذر 1393 ] [ 8:36 ] [ ] [ بدون نظر ]

بی نیازی حقیقی در آرمان شهر مهدوی

ظهور

عصر حاضر، عصر رویایی نظام لیبرال دموکراسی و نظام مقدس اسلامی است که یکی در فکر تصاحب همه جانبه جهان و تسلط بر آن و دیگری در اندیشه نجات جامعه بشری از چنگال ظلم ظالمان و استقرار حکومت عدل محور مهدوی است. مهم ترین بُعد این رویایی، بُعد فرهنگی آن است که «سبک زندگی» با دامنه وسیع آن تاثیرگذارترین مولفه در این زمینه است. رویه ای که هر دو نظام در پیش گرفته اند، تاثیرگذاری بر سبک زندگی انسان ها است. یکی در جهت گسترش فساد و فحشا، و دیگری در جهت تعالی انسان ها و حفظ کرامت آنها. جامعه مهدوی با ویژگی های متعالی آن، الگوی عملی بی نظیری برای جامعه اسلامی است که در نوشتار حاضر به یکی از مولفه های سبک زندگی در آن جامعه می پردازیم.

 

جایگاه قناعت در فرهنگ مهدوی

آرمان شهر مهدوی در لسان روایات دنیایی پر از نعمت و زیبایی و عدالت و آرامش معرفی شده که زیستن در چنان دنیایی را تبدیل به آرزوی هر انسان آزادی خواهی کرده است. سخن از فراوانی نعمت در عصر ظهور بسیار رفته است که مبنی بر خروج تمامی برکات آسمان ها و زمین است.

امام صادق علیه السلام می فرماید: مهدی به کوفه باز خواهد گشت. آسمان در آن جا ملخ های زرین خواهد بارید و بر اصحابش گنجینه های زمین را از طلا و جواهرات و... تقسیم خواهد کرد.[1]

وعده هایی که در اثر آنها احساس فقر و نداری برای مردم آن جامعه امری ناممکن می نماید. به گونه ای که برای انفاق و احسانِ دارایی یا پرداخت زکات باید ذره بین به دست گرفته و به دنبال نیازمندی بود تا به این وسیله گرهی از کارش گشوده شود.

آنچه در ابتدای امر به ذهن می رسد آن است که این غنا و بی نیازی در اثر کثرت مال و دارایی مردمی است که تحت لوای آخرین حاکم الهی زندگی می کنند. اما لسان روایات، برنامه و استراتژی متفاوتی را برای یک انسان الهی معرفی کرده است.

از نظر بزرگان دینی، غنا و بی نیازی در دنیا فقط و فقط از طریق قناعت و کنترل خواهش های مادی نفس تحقق پذیر است و هر جا افسار نفس رها شده، با خواسته های سیری ناپذیر آن مواجه شده ایم.

متصف شدن به صفت قناعت، روندی است که نیاز به گذر زمان و تلاش و مجاهده دارد و قدم اول در این مسیر آگاهی و شناخت از حقیقت قناعت و مزایای بسیاری است که در سایه آن عاید انسان می شود. شناخت یک امر ارزشی میل حرکت به سمت آن را در انسان زنده می کند که قطعا در اثر تمرین و ممارست رسیدن به آن مقام ممکن خواهد شد

امام علی علیه السلام می فرماید: کسی که "اندک" قانعش نکند، "مال بسیار" سودش نخواهد بخشید[2].

و یا امام صادق علیه السلام می فرماید: از جمله وحی های آسمانی این بود که اگر برای آدمیزاد دو رودخانه طلا و نقره جریان یابد باز خواهان سومی است.[3]

 

واقعیتِ قناعت

قناعت به چه معناست؟ راضی بودن و بسنده کردن شخص به آنچه در اختیار دارد. خرسندی نفس به آنچه از حداقل روزی قسمت او می شود.[4]

با توجه به عبارت فوق آنچه موجب بی نیازی شخص از اموال دنیا می شود دارایی کثیر او نیست که هرچه داشته هایش بیشتر، خواسته های نفس بیشتر. بلکه این غنای نفس در اثر ملکه ای نفسانی به نام قناعت حاصل می شود که همان راضی بودن به روزی خود و عدم طمع ورزی نسبت به داشته های دیگران است.

در هیچ جای دین سخنی در تایید مصرف گرایی و استفاده بی چون و چرا از ثروت ها به میان نیامده است؛ حتی ثروتمندان جامعه را امانتداران الهی و مسئول در مقابل قشر ضعیف جامعه دانسته است.

اما آنچه امروزه میان مردم رواج یافته تمایل به مصرف و بهره مندی بیشتر از داشته هاست که نمود آن در مراسمات پر زرق و برق ازدواج، جهیزیه های چند ده میلیونی، تجهیزات و لوازم خانگی گران قیمت، اتومبیل های لوکس، سفره های رنگین و... به چشم می آید؛ و افرادی که چنین زندگی هایی دارند انسان های خوشبخت شناخته می شوند در حالی که آرامش در قناعت قرار داده شده اما مردم آن را در ثروت جستجو می کنند. این روند نه تنها نفس سرکش را قانع نمی کند بلکه شعله آتشین زیاده خواهی او را فزون تر خواهد ساخت.

مقام معظم رهبری در این زمینه می فرمایند:

قناعت

"یکی از عواملی که نمی‌گذارد دست کسانی که توانایی کمک دارند، به یاری فقرا دراز شود، روحیه مصرف‌گرایی و تجمّل در جامعه است. برای جامعه بلای بزرگی است که میل به مصرف، روزبه‌روز در آن زیاد شود و همه به بیشتر مصرف کردن، بیشتر خوردن، متنوّع تر خوردن، متنوّع تر پوشیدن و دنبال نشانه‌های مُد و هر چیز تازه برای وسایل زندگی و تجمّلات آن رفتن، تشویق شوند. چه ثروت ها و پول هایی که در این راه ها هدر می رود و از مصرف شدن در جایی که موجب رضای خدا و رفع مشکلات جمعی از مردم است، باز می ماند" [5]

در واقع وجه تمایز انسان امروز و انسان جامعه مهدوی، فراوانی نعمت ها نیست هر چند آن در جای خود لازم و مناسب است. انسان تربیت یافته جامعه موعود فردی است که در سایه تکامل عقل به حدی از رشد معنوی رسیده که به حداقل ها قانع می شود و چشم داشتی به دارایی مردم ندارد.

امام علی علیه السلام می فرماید: کسی که عاقل باشد قانع است.[6]

امام صادق علیه السلام می فرماید: یک فرد از شما در جستجوی کسی خواهد شد که از مال خودش به او احسان کند و از زکات مالش به او بدهد، احدی را نخواهد یافت که از او بپذیرد. مردم به آنچه خداوند از راه تفضل به آنان روزی فرموده بی نیاز می شوند.[7]

آرمان شهر مهدوی در لسان روایات دنیایی پر از نعمت و زیبایی و عدالت و آرامش معرفی شده که زیستن در چنان دنیایی را تبدیل به آرزوی هر انسان آزادی خواهی کرده است. سخن از فراوانی نعمت در عصر ظهور بسیار رفته است که مبنی بر خروج تمامی برکات آسمان ها و زمین است

 

البته متصف شدن به صفت قناعت، روندی است که نیاز به گذر زمان و تلاش و مجاهده دارد و قدم اول در این مسیر آگاهی و شناخت از حقیقت قناعت و مزایای بسیاری است که در سایه آن عاید انسان می شود. شناخت یک امر ارزشیست که میل حرکت به سمت آن را در انسان زنده می کند که قطعا در اثر تمرین و ممارست رسیدن به آن مقام ممکن خواهد شد.

 

سرمایه های قناعت برای آینده موعود

از جمله مزایایی که در سایه قناعت به دست می آید:

سبک شدن حساب[8]، رضایت و خشنودی خداوند از عمل اندک[9]، عزت[10]، سلامت دین[11]، بهترین کمک برای خودسازی[12]، عدم گرفتاری به حزن و اندوه[13]، زدوده شدن فقر[14]، دست یابی به آسایش و زندگی آسوده و مرفه[15]، خویشتن داری از دست درازی به سوی مردم[16]، توانگری[17].

برای داشتن این سرمایه های گرانقدر که برای حصول هر یک از آنها صرف عمری طولانی لازم است، کافی است افسار نفس سرکش را در اختیار گرفته و قناعت به حداقل ها را به او آموخت تا در دوران ظهور آن امام موعود بتوان جزء یاران صدیق ایشان گشت.

امام صادق علیه السلام راه رسیدن به این ویژگی را این گونه بیان می فرماید: به ناتوان تر از خودت بنگر و به توانگر از خویش منگر؛ زیرا که این کار، تو را به آنچه قسمت تو شده است قانع تر می سازد.[18]

 

پی نوشت:

[1] مکیال المکارم ج2 ص318

[2] میزان الحکمه ذیل واژه قناعت ح 17294

[3] همان ح 17299

[4] فرهنگ بزرگ سخن ،دکتر حسن انوری ص5591

[5] یانات در خطبه‌های نماز عید فطر15/9/1381

[6] میزان الحکمه ذیل واژه قناعت ح17274

[7] کمال الدین ج 1 ص181

[8] میزان الحکمه ذیل واژه قناعت ح 17278

[9] همان ح17292

[10] همان ح17280

[11] همان ح17286

[12] همان ح17281

[13] همان ح17283

[14] همان ح17287

[15] همان ح17287

[16] همان ح17279

[17] همان ح17263

[18] همان ح17277

[ سه شنبه چهارم آذر 1393 ] [ 8:28 ] [ ] [ بدون نظر ]

همه چیز در مورد طول عمر امام زمان(عج)

 

عمر

پرسشى كه از دیرباز در این باره مطرح بوده و ذهن ها را به خود مشغول داشته است و در این زمان نیز گاهى رخ مى نماید این است كه راز عمر طولانى آن حضرت چیست؟ آیا این امر در راستاى قوانین طبیعى عالم است یا جنبه غیبى و اعجازى دارد؟


آیا امكان دارد از نظر ظاهرى فردى در این عالم عمرى طولانى را سپرى كند و شاداب و با طراوت باقى بماند؟ اصولاً چه مى شد اگر امام زمان(علیه السلام) در ظرف زمانى ظهورش به دنیا مى آمد و در همان زمان سیاست خود را به انجام مى رسانید.

 

آیا طول عمر امری غیر عادی است؟

اولین نکته ای که می بایست بدان توجه داشت این است که طول عمر حضرت، امری غیر عادی نیست که برای اولین بار در جهان به وقوع پیوسته باشد بلکه می توان در طول تاریخ به نمونه هایی اشاره داشت.

در گذشته نیز عادت به امثال اینها جاری بوده و از این هم بیشتر، خداوند در قرآن از حضرت نوح خبر داده که وی 950 سال در میان قومش زیسته است: "فلبث فی قومه الف سنه الا خمسین عاما" مورخین می گویند: نوح بیش از این مدت در جهان زیسته است و این نهصد و پنجاه سال مدتی بوده که قوم خود را دعوت به خداپرستی می نموده و در سن شصت سالگی به این کار پرداخته است.

اگر مخالفین به پیروی از منجمین و طبیعیون طول عمر را محال بدانند، باید با آنها در اصل مسئله گفتگو کرده بگوئیم: عالم مصنوع است، و هر مصنوعی صانعی دارد و آن صانع عادت را به کوتاهی و درازی عمرها جاری گردانیده، و قدرت بر دراز گردانیدن بیشتر و فانی نمودن آنها هم دارد. وقتی که این مطلب روشن شد، گفتگو در پیرامون طول عمر آسان می گردد.

اگر مخالفین طول عمر را بپذیرند ولی آن را خارج از عادت بدانند می گوییم: چنان که پیشتر هم گفتیم: این بر خلاف همه عادات و رسوم نیست. و هر گاه بگویند بیرون از عادات ماست، می گوییم: چرا از عادات ما خارج است و چه اشکالی پدید می آورد. و اگر بگویند: طول عمرهای خارق العاده را جز در زمان پیغمبران جایز نمی دانیم. می گوییم: این را از شما نمی پذیریم، چون به عقیده ما کار خارق العاده جایز است که از دست پیغمبران و امامان و افراد صالح صادر گردد.

قرآن کریم و سنّت شریف و عقل و تجربه‏ی تاریخی و دانش جدید، بر امکان و وجود عمر طولانی برای انسان صحّه گذارده‏اند و آن را به رسمیّت شناخته‏اند. افزون بر طرق یاد شده، راه دیگری نیز برای این که یک انسان بتواند عمر طولانی داشته باشد وجود دارد. این راه، همان راه اعجاز و قدرت خداوند است

طول عمر از منظر قرآن کریم‏

در قرآن کریم - که محکم‏ترین سند اسلامی است - به افرادی بر می‏خوریم که از عُمری دراز و غیرطبیعی برخوردار بوده‏اند. شماری از افراد که در قرآن، دارای عمری طولانی شمرده شده‏اند، عبارتند از:حضرت نوح، حضرت خضر و اصحاب کهف.

 

از منظر روایات

سنّت رسول خدا نیز بر طول عُمر انسان، صحّه می‏گذارد و آن را امری ممکن می‏شمارد. یکی از کسانی که در سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله، به طول عُمر او اشاره شده، «دجّال» است. اهل سنّت، براساس همین روایات، عقیده دارند که دجّال در عصر پیامبر صلّی‏ اللّهُ‏ علیه‏ و آله‏ متولّد شده و به زندگی خود ادامه می‏دهد تا در آخرالزمان خروج کند. احمد بن حنبل، با ذکر سند، به نقل از رسول خدا صلّی‏ اللّهُ ‏علیه ‏و آله می ‏نویسد: دجّال زنده است و غذا می‏ خورد و در بازارها راه می ‏رود. (مسند احمد، ج 4، ص 444)

 

از منظر عقل‏

افزون بر کتاب و سنّت، عقل سلیم نیز، طول عمر را برای انسان، ناممکن نمی‏داند، بلکه آن را امری کاملاً ممکن می‏شمارد. حکما و فلاسفه گفته‏اند، بهترین دلیل بر امکان هر چیزی، واقع شده آن چیز است. همین که طول عُمر در میان پیشینیان روی داده و تاریخ، افراد زیادی را به ما نشان می‏دهد که عُمری دراز داشته‏اند، خود دلیل روشنی است بر این که طول عمر، از دیدگاه عقل امری ممکن است. علاّمه‏ی طباطبایی می‏نویسد: هیچ قاعده و برهان عقلی‏ای وجود ندارد که بر محال بودن طول عُمر دلالت کند. به همین جهت، نمی‏توانیم طول عمر را انکار کنیم. (المیزان، ج 13، ص 352).

حضرت نوح علیه السلام
تجربه‏ ی تاریخی

واقعیّت دیگری که در شناخت مسئله‏ی «طول عُمر» و امکان آن، باید مورد نظر باشد، تجربه‏ی تاریخ طولانی بشریّت است. اگر مسئله‏ی طول عمر، در تاریخ زندگی بشر اتّفاق افتاده باشد - اگر چه در مواردی نه چندان زیاد - تکرار موارد یا موردِ مُشابِهِ آن، امری طبیعی و معقول و قابل تحقّق و قبول خواهد بود. تورات کتاب مقدس یهودیان است که از نظر مسیحیان نیز مورد اعتماد می باشد، از این رهگذر تمام محتویات تورات مورد پذیرش یهود و نصاری می باشد. تورات شرح زندگی تعداد زیادی از پیامبران و پیشینیان را نقل کرده است که تقریبا همه آن ها از عمر طولانی برخوردار بوده اند که به ذکر چند نمونه اکتفا می کنیم:

حضرت آدم: 920 سال، شیث پسر آدم: 912 سال، انوش پسر شیث: 905 سال، قیناس پسر انوش: 910 سال، مهلائیل پسر قیناس: 895 سال، یارد پسر مهلائیل: 963 سال، متوشالح پسر خنوخ: 969 سال، لمک پسر متوشالح: 777 سال، حضرت نوح پسر لمک: 950 سال.

بهترین دلیل بر امکان هر چیزی، واقع شده آن چیز است. همین که طول عُمر در میان پیشینیان روی داده و تاریخ، افراد زیادی را به ما نشان می ‏دهد که عُمری دراز داشته‏اند، خود دلیل روشنی است بر این که طول عمر، از دیدگاه عقل امری ممکن است.

در قلمرو قدرت الهی‏

چنان که دیدیم، قرآن کریم و سنّت شریف و عقل و تجربه‏ی تاریخی و دانش جدید، بر امکان و وجود عمر طولانی برای انسان صحّه گذارده‏اند و آن را به رسمیّت شناخته‏اند. افزون بر طرق یاد شده، راه دیگری نیز برای این که یک انسان بتواند عمر طولانی داشته باشد وجود دارد. این راه، همان راه اعجاز و قدرت خداوند است.

آری، حضرت مهدی (علیه‏السّلام)، با قدرت الهی زنده است و در میان مردم، به حیات خود ادامه می‏دهد. همان خدایی که آتش را برای ابراهیم سرد و وسیله‏ی سلامت قرار داده و گِل را برای عیسی تبدیل به پرنده می‏کند، و عیسی و خضر را پس از قرن‏ها زنده نگه می‏دارد، می‏تواند مهدی (علیه‏السّلام) را نیز با قدرت الهی خود زنده نگهدارد. (اضواء علی السنّته المحمدیّة، محمود ابوریه، ص 236).

و سخن آخر آنکه:

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

[ دوشنبه سوم شهریور 1393 ] [ 21:8 ] [ ] [ بدون نظر ]

دعای آیت الله بهجت(ره) برای امام زمان(عج)

امام زمان

 

عارف وارسته حضرت آیة الله بهجت درباره امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید.(1)

ایشان می فرمودند: آیا نباید در فکر باشیم و با تضرّع و زاری برای ظهور فرج مسلمان‌ها و مصلح حقیقی: حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا کنیم؟!(2)

 

شرایط خواندن دعای فرج

از مهم‌ترین دعاها، دعای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.(3) روایت دارد که در آخرالزّمان همه هلاک می شوند به جز کسی که برای فرج دعا می کند. گویا همین دعا برای فرج، یک امیدواری است و یک ارتباط روحی با صاحب دعا است. همین، مرتبه ای از فرج است.(4)

خواندن دعای فرج در نظر ایشان همراه با شرایطی به شرح زیر است:

1. توبه از گناهان

آیة الله بهجت می فرمودند: بهترین کار برای به هلاکت نیفتادن در آخرالزّمان، دعای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است؛ البته دعایی که در همه اعمال ما اثر بگذارد. قطعاً اگر کسانی در دعا جدّی و راستگو باشند، مبصراتی (دیدنی‌هایی) خواهند داشت. باید دعا را با شرایط آن خواند و «توبه از گناهان» از جمله شرایط دعا است.

ایشان می‌فرمودند: ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد.و قوّت رابطه ما با ولیّ امر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم در اصلاح نفس است.(5)

ترك معصیت، حاصل نمی شود به طوری كه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مكان و در میان مردم و در خلوت.(6)

اگر جلوی خود را در ارتكاب معاصی نگیریم، حالمان به انكار و تكذیب و استهزا به آیات الهی، و یا به جایی می رسد كه از رحمت خدا ناامید می شویم!

آیة الله بهجت پیرامون مقدّم دانستن تعجیل در فرج بر سایر حاجات خود می فرمودند: افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!

اگر به قطعیّات و یقینیّات دین عمل کنیم، در وقت خواب و به هنگام محاسبه پی می بریم که از کدام یک از کارهایی که کرده‌ایم قطعاً حضرت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از ما راضی است؛ و از چه کارهایمان قطعاً ناراضی است.(7)

2. خلوص و صدق نیّت در دعا   

راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ نه دعای همیشگی و لقلقه زبان...، بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.(8)

3. توسل به امام همراه با تضرّع و زاری

آیة الله بهجت می فرمودند: ابتلائات شیعه امروز بسیار زیاد است. از ظلم و ستم و بلا و فشاری که بر سر اسلام و مسلمانان به خصوص اهل ایمان می‌آید، کارد به استخوان رسیده است. بیماری‌های مختلف و حوادث زیاد شده است. باید در مشاهد مشرّفه و مواقف مهمّه برای رفع ابتلائات شیعه دعا کرد و تضرّع نمود. ما باید از همه بخواهیم که متوسل شوند و دعا کنند و تضرّع نمایند تا بلکه فرجی حاصل شود. دعای فرج اگر موجب فرج عمومی نشود برای دعا کننده موجب فرج خواهد بود. إن‌شاءالله چنانچه در بعضی از روایات آمده: «دعا کنید که در آن فرج شماست».

برخی از مردم به مرحوم آقای شیخ حسنعلی تهرانی متوسل می‌شدند و نتیجه می‌گرفتند؛ ولی متوجّه امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیستند. ما باید به بیش از این ها به امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) متوسل باشیم؛ تا نتیجه بگیریم. اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بشناسند و به آن پناه برند؛ امکان ندارد که از آن ناحیه مورد عنایت واقع نشوند.

ترك معصیت، حاصل نمی شود به طوری كه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مكان و در میان مردم و در خلوت. اگر جلوی خود را در ارتكاب معاصی نگیریم، حالمان به انكار و تكذیب و استهزا به آیات الهی، و یا به جایی می رسد كه از رحمت خدا ناامید می شویم!

 

4. مقدّم دانستن تعجیل در فرج بر سایر حاجات خود

آیة الله بهجت پیرامون مقدّم دانستن تعجیل در فرج بر سایر حاجات خود می فرمودند: افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!(9)

هر کدام در فکر حوایج شخصی خود هستیم، و به فکر آن حضرت [امام زمان (علیه السلام)] – که نفعش به همه برمی گردد و از اهمّ ضروریّات است - نیستیم!(10)

 

و در نهایت در نظر آیه الله بهجت «مهم تر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و انکار نکردن حضرت تا ظهور او می باشد.» (11)

به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصی می شود.(12) لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.(13)

در پایان آوردن این سوال از آیت الله بهجت خالی از لطف نیست که فردی به ایشان عرض کرد:

این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجّت بن الحسن العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشم، از حضرت عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم! آیه الله بهجت در جواب فرمودند: زیاد صلوات، اهدای وجود مقدّسش نمایید، مقرون با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران مشرّف شوید، با ادای نمازهایش.(14) الّلهمّ صلّی علی محمّد و ال محمّد و عجّل فرجهم.

 

[ یکشنبه یازدهم اسفند 1392 ] [ 0:30 ] [ ] [ بدون نظر ]

یاران حضرت مهدی(عج) از نگاه روایات

کرامات امام زمان (عج) در جبهه‌ها

 

طبق روایات معصومین علیهم السلام شمار یاران خاص حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) سیصد و سیزده نفرند. که به نظر  می رسد حاکمان و زمامداران جهان از میان آن ها برگزیده خواهند شد. در عصر ظهور یاران خاص حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) برگزیدگان اهل زمین بوده و شایستگی های لازم برای تدبیر امور همه ی مردم جهان را دارا خواهند بود.


ایشان در اولین فرصت خود را به مولای خود رسانده, و با آن حضرت بیعت خواهند کرد. [1] احادیث فراوانی در ستایش این گروه ممتاز وارد شده و در قرآن کریم آیاتی است که تأویل به آنان شده است. که در ذیل به بیان برخی از آنان پرداخته شده است:

1- امام محمد باقر و امام صادق علیهما السلام در تأویل سخن خداوند: «وَ لَئنِ‏ْ أَخَّرْنَا عَنهُْمُ الْعَذَابَ إِلىَ أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّیَقُولُنَّ مَا یحَْبِسُهُ...» [2], فرمودند: «مراد از امت معدود, یاران حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) است که به تعداد اهل بدر هستند».[3]

2- از امام صادق علیه‌السلام درباره ی سخن خدای تعالی: «... فَاسْتَبِقُواْ الْخَیرَْاتِ  أَیْنَ مَا تَكُونُواْ یَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِیعًا ...»[4]؛ روایت شده است: «مراد اصحاب قائم(عجل الله فرجه الشریف) است که سیصد و سیزده نفر به تعداد افراد جنگ بدر. آنان در ساعتی جمع می شوند؛ مانند ابرهایی که در پائیز جمع می گردند ».[5]

3- ابان بن تغلب می گوید: با امام محمد باقر علیه السلام در مسجد کوفه بودم, آن حضرت در حالی که دستم را گرفته بود, فرمودند: «ای ابان! سیصد و سیزده نفر به این مسجد خواهند آمد, مردم مکه می دانند که هنوز پدران و اجداد آن افراد به دنیا نیامده اند, شمشیرهایی با خود دارند که روی هر کدام, نام صاحب شمشیر و نام پدرش و حسب و نسبش نوشته شده است, آن گاه منادی ندا می دهد که: «این مهدی است که چون داوود و سلیمان قضاوت می کند, و در قضاوت کردن احتیاجی به دلیل و شاهد ندارد». [6]

4- محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل می کند که فرمود: «هنگامی که قائم ما (عجل الله فرجه الشریف) قیام می کند, پشتش را به کعبه تکیه داده و سیصد و سیزده نفر گرد او جمع می شوند و اولین چیزی که می فرماید, این آیه است: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُۆْمِنِینَ» سپس می‌فرماید: «أَنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ» و در این هنگام گروهی متشکل از ده هزار نفر گرد او جمع می‌شوند و در آن هنگام قیام می کند, پس در روی زمین معبودی به جز خدا باقی نمی‌ماند....»[7]

با توجه به آنچه بیان گردید, به نظر می رسد, سیصد و سیزده نفر اصحاب و یاران خاص و به تعبیر امام علی (عج) و امام صادق (عج) «پرچم داران» حضرت مهدی (عج) هستند که هر یک نقش عظیمی در فرماندهی سپاه و گشودن شهرها و اداره امور و.... دارند. در حالی که یاران عام آن حضرت- یاوران- مومنان صالحی اند که به حضرت مهدی عج در مکه و غیر آن ملحق می شوند, زیر پرچمش گرد می آیند و با دشمنان خدا و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می جنگند

به استناد روایات فوق, دسته ای یاران حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) را تنها همان 313نفر دانسته و دسته ای دیگر, علاوه بر این افراد, حضور ده هزار نفر دیگر را در کنار حضرت مهدی عج اعلام داشته اند که برخی برای جمع میان این دو دسته روایات, چند احتمال را بیان کرده اند:

1. دو دسته کردن اصحاب حضرت به جهت اختلاف در درجات اخلاص آنها است, به این نحو که 313 نفر از آنها در کمال درجه ی اخلاص اند, و ده هزار نفر دیگر در مرتبه ای پایین ترند.

2- اختلاف دو دسته در سرعت ملحق شدن آنها و رسیدن آنان به حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) است, به این نحو که 313 نفر از دیگران زودتر به حضرت ملحق می شوند.

3- اختلاف در سرعت ایمان و بیعت نمودن با حضرت است.

4- اختلاف در دفاع نمودن از حضرت باشد. به این معنا که 313 نفر اولین دسته ای است که حضرت را یاری خواهند نمود.

5- اختلاف به لحاظ وظایف و کارهایی است که به جهت اختلاف درجات اصحاب به آنها محول خواهد شد. مثلا 313نفر از فرماندهان و رئیسانند, بر خلاف بقیه ی افراد.[8]

با توجه به آنچه بیان گردید, به نظر می رسد, سیصد و سیزده نفر اصحاب و یاران خاص و به تعبیر امام علی و امام صادق (علیهماالسلام) «پرچم داران» حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) هستند که هر یک نقش عظیمی در فرماندهی سپاه و گشودن شهرها و اداره امور و ... دارند. در حالی که یاران عام آن حضرت - یاوران- مومنان صالحی اند که به حضرت مهدی(عج) در مکه و غیر آن ملحق می شوند, زیر پرچمش گرد می آیند و با دشمنان خدا و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می جنگند.

 

پی نوشت:

1. سلیمیان, خدامراد, پرسمان مهدویت, قم: شباب الجنه, چاپ دوم, 1385ش, ص257

2. هود /8: « و اگر عذاب را تا چندگاهى از آنان به تأخیر افكنیم، حتماً خواهند گفت: «چه چیز آن را باز مى‏دارد؟....»

3. النعمانى, محمد بن ابراهیم، الغیبة، تهران، مكتبة الصدوق، 1397ق, ص241, ح36         

4. بقره/148: « ... پس در كارهاى نیك بر یكدیگر پیشى گیرید. هر كجا كه باشید، خداوند همگى شما را [به سوى خود باز] مى‏آورد .... »

5. الكلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق, الكافی, تصحیح: على اكبر غفارى و محمد آخوندى, چاپ چهارم, تهران, دار الكتب الإسلامیة, ‏1407ه‏, ج8, ص313, ح487    

6. مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت, مۆسسة الوفاء، 1404ه, ج52, ص286, ح19؛ نیز: النعمانى، الغیبة، پیشین, صص 313و314, ح5

7. همان, ج52, صص191-192, ح24

8. موعود شناسی و پاسخ به شبهات,

[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 20:8 ] [ ] [ بدون نظر ]

بصیرت، درس مهم عاشورا برای منتظران

بصیرت حسینی

یكی از درس های مهم عاشورا كه ویژگی یاران حضرت امام حسین  علیه السلام و یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و بایستی سرلوحه منتظران قرار گیرد، بصیرت است. بصیرت یكی از خصلت های ستودنی حضرت عباس علیه السلام است كه در زیارت ایشان و در  وصفی كه حضرت سجاد علیه السلام از ایشان دارد، به آن تأكید شده است؛ «كان عمنا نافذ البصیره؛ عموی ما ، اهل بصیرت بود». بصیرت به معنای ورود دقیق و آگاهانه است. بصیرت جلوه هایی دارد كه به برخی از آنها اشارتی می شود.


 

امام شناسی

معرفت به امام در اوج جلوه های بصیرت است. بصیرت به آنكه امام چه جایگاهی دارد؟ چه اهدافی را دنبال می كند؟ چه دغدغه ای دارد؟ منتظر چیست؟ چگونه باید او را یاری كرد؟ وظیفه دیگران در قبال او چیست؟

منتظر وقتی جایگاه بی بدیل ولی خدا را دریافت كه سخن و رفتار او نشانة الهی دارد و رفتار او باذن و ادارة الهی است جز بر مسیر الهی نمی گوید و نمی رود وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ J إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى‏ [1]؛ «از هوا و هوس سخن نمی گوید،سخنان او وحی الهی است».

چون فهمید ولی خدا، تنها راه هدایت است نه یكی از راه ها و كشتی نجات امّت است كه جز همراهی با آن، طوفان بلاست و غرق شدن هرچند اگر پسر نوح باشی با كشتی و نوح اگر نباشی غرقی.

«السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا سَبِیلَ اللَّهِ الَّذِی مَنْ سَلَكَ غَیْرَهُ هَلَك‏[2]؛سلام بر تنها راه الهی كه اگر كسی جز آن رود هلاك می شود».

« مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیكُمْ كَمِثْلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِق[3]؛ اهل بیت من، چون كشتی نوح اند، كه هر كه سوار كشتی نوح گردد، نجات یافته و هر كه آن را ترك گوید، غرق شود».

آن گاه خود را با تمام وجود همراه ولی خدا می كند « فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لَا مَعَ غَیْرِكُم‏[4]؛ با شماییم، با شما، نه با غیر شما».

شهیدان و مجاهدان میدان های مختلف تاریخ از جمله انقلاب اسلامی را ناجوانمردانه بیگانه از دین و مسیر اهل بیت، حسین علیه السلام و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفی می‌كنند. و دشمنان راحت طلب عزلت گزیده، جان و دل به بیگانه داده و به دلیل ترس از میدان گریزان را ولایتی معرفی می‌كنند. (بصیرت جبهه واحد دشمنان در شكل استكبار (صهیونیسم و نفاق) و چهره دجال گونه تفرقه افكنی و اتهام كفر و شرك به این و آن)

 

چون دریافت ولی خدا دلسوزترین و مهربانترین است؛

با تمام وجود به او عشق می ورزد، عشقی آگاهانه به ولی خدا كه مهربان و دلسوز است و جز او راهی به هدایت نیست. پس باتمام وجود خود را تسلیم راه و مسیر او می كند.«فَأَبْذُلَ نَفْسِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی وَ أَهْلِی وَ جَمِیعَ مَا خَوَّلَنِی رَبِّی[5]‏؛ فدایت پدر و مادرم، اهل و مال و خانواده ام و آنچه خدا به من داده است».

بصیرت این كه امام از او چه می خواهد؟ چه وظیفه ای در قبال او دارد. ولو امام او در دوران غیبت است، ولی از منظر او غیبت به مثابه مشاهده و دیدار اوست .چرا كه به وظیفه آشنا و به آن عمل می نماید.

یار
زمان شناسی

«الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِس[6]؛ آنكه زمان و زمانه خود را بشناسد، دچار تردیدها و سردرگمی نخواهد بود.»در برخی روایات، زمانی به معنای سلطان و حكومت آمده است كه «إِذَا تَغَیَّرَ السُّلْطَانُ تَغَیَّرَ الزَّمَانُ [7]؛ چون حكومت تغییر می كند،زمان تغییر می یابد». حتی آمده است: «إذا تغیرت نیة السلطان تغیر [فسد] الزمان [8] ؛ چون نیت و اداره حاكمان تغییر می یابد، زمان و زمانه تغییر می یابد». ارادة آنان در زمان تأثیر دارد . اهل بصیرت به زمان و اوضاع سیاسی و اجتماعی زمان خود آگاهند.

حضرت امیرالمۆمنین علیه السلام به فرزندش فرمود: «عاقل بایستی كه ... اهل زمان خود را بشناسد».[9]‏

یار امام حسین علیه السلام و یار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و منتظر واقعی، اهل بصیرت است. چون بصیرت دارد و در حد توان شناخت به امام و جایگاه بی بدیل او دارد؛ در می یابد كه چرا ولی خدا «صلح حدیبیه» را می پذیرد و آنگاه بر او نمی آشوبد و بر او اعتراض نمی كند.

فهم اینكه ولی خدا به دنبال حفظ دین است. روزی دین با شهادت او حفظ می شود و روزی با عدم شهادت او و ماندن و تحمل كردن اذیت و آزارها، روزی حفظ دین با شهادت حسین علیه السلام است و روزی با آتش بس امام حسن علیه السلام و باقی اهلبیت  علیهم السلام تا مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف كه عمری تحمل می كند و روزی ظهور می نماید.

یار امام حسین علیه السلام و یار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و منتظر واقعی، اهل بصیرت است. چون بصیرت دارد و در حد توان شناخت به امام و جایگاه بی بدیل او دارد؛ در می یابد كه چرا ولی خدا «صلح حدیبیه» را می پذیرد و آنگاه بر او نمی آشوبد و بر او اعتراض نمی كند

دشمن شناسی

دشمنان امام و حقیقت و خوبی ها ـ آنان كه ارزش ها را به مسلخ می برند و با خرافه سازی و بدعت سازی و تحریف، پلیدی ها را به جای دین و به جای هادیان قرار می دهند ـ دلسوزان دین و ولایت را دشمن و دشمنان دین و اهلبیت را دوست معرفی می كنند.

شهیدان و مجاهدان میدان های مختلف تاریخ از جمله انقلاب اسلامی را ناجوانمردانه بیگانه از دین و مسیر اهل بیت، حسین علیه السلام و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفی می‌كنند. و دشمنان راحت طلب عزلت گزیده، جان و دل به بیگانه داده و به دلیل ترس از میدان گریزان را ولایتی معرفی می‌كنند. (بصیرت جبهه واحد دشمنان در شكل استكبار (صهیونیسم و نفاق) و چهره دجال گونه تفرقه افكنی و اتهام كفر و شرك به این و آن).

 

آینده نگری و برنامه ریزی

« یَخْرُجُ أُنَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَیُوطِئُونَ لِلْمَهْدِیِّ یَعْنِی سُلْطَانَه‏[10]؛ گروهی از مشرق برمی خیزند و زمینه ساز تسلط و حكومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می گردند».

حركت برای ظهور و زمینه سازی ظهور بدون برنامه ریزی معنا ندارد. بدون آینده نگری و برنامه ریزی انتظار ادعایی بیش نیست كه منتظران واقعی خستگی ناپذیر، پنهان و آشكارا در تلاش و كوششند.« الدُّعَاةُ إِلَى دِینِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْرا».[11]

 

پی نوشت:

1.سوره نجم ،آیه 3و4.

2. بحار الانوار،ج99،ص 98 .

3.  بحارالأنوار،ج 23 ،ص 105 .

4. بحارالأنوار،ج97 ،ص341 .

5 .بحارالأنوار،ج99 ،ص 118 .

6. الكافی ،ج1 ،ص26 .

7. بحارالأنوار،ج72 ،ص358 .

8. غررالحكم، حكمت 343 .

9. سوره حجرات،آیه 1.

10. بحارالأنوار،ج51،ص87.

11. بحارالأنوار،ج36 ، ص386.

 

[ یکشنبه دهم آذر 1392 ] [ 18:29 ] [ ] [ بدون نظر ]

مسجود عصر ما!

امام زمان

 


داستان خلقت انسان و آنچه که پروردگار عالم در همان ابتدا درباره انسان و چیزی که درباره او می داند داستان هر روزه ی زندگی است! به راستی خداوند چه چیزی درباره ی خلقت انسان می دانست که فرشتگان از آن بی اطلاع بودند و بر اساس آن خلقت انسان را مساوی را با خلق موجودی مفسد و خونریز می دانستند؟!

 

 

آگاهمان نما خدا!

قبل از خلقت آدم، خداوند متعال به ملائکه اعلام کرده بود که: إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً...؛ من در زمین جانشینی از خودم خواهم گماشت...» (بقره/ 30) اگر چه خدای متعال اسمی از آن خلیفه ی زمینی خود نبرده بود و ملائکه نیز آگاهی از خصوصیات او نداشتند، ولی همین قدر که اجمالاً پی بردند آن خلیفه از زمین است و نژاد خاکی دارد و موجود خاکی هم مختلط از شهوت و غصب می باشد، از اینجا پی بردند که این مخلوق جدید موجودی مفسد و خونریز خواهد شد. از این رو خواستند از راز این کار آگاه شوند و گفتند: أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِكُ الدِّمَاءَ... ،خدایا آیا می خواهی در زمین موجودی مفسد و خونریز بیافرینی؟!» (بقره/30) و به صورت حتمی یا این سوال به خدای متعال عرض کردند که خدایا چه فایده که در زمین موجودی مفسد و خونریز بیافرینی؟ خداوند متعال در پاسخ فرشتگان فرمودند: «انّی أعلم ما لا تعلمون؛ من چیزی می دانم که شما نمی دانید.» (بقره/30)

به راستی خدای متعال در این انسان چه چیزی می دید و درباره ی او چه چیزی می دانست که هدف از خلقت انسان را اراده کرده بود؟!واقع مطلب آن است که از صلب همین موجود خاکی انواری درخشید که به تمام عوالم امکان از آسمانیان و زمینیان ارزش بخشید.آیا انصافاً این قابل قبول است که خداوند حکیم این دستگاه با عظمت تشکیل یافته از زمین با نعمت های فراوانش و آسمان و خورشید و ستارگان و ... این همه را برای این ساخته و پرداخته است که مشتی موجود دو پا به نام انسان،منبع شهوت و غضب بیایند و بخورند و با هم بجنگند و هزاران جنایت از خود بروز دهند و بمیرند

راز خدا!

به راستی خدای متعال در این انسان چه چیزی می دید و در باره ی او چه چیزی می دانست که هدف از خلقت انسان را اراده کرده بود؟! واقع مطلب آن است که از صلب همین موجود خاکی انواری درخشید که به تمام عوالم امکان از آسمانیان و زمینیان ارزش بخشید. آیا انصافاً این قابل قبول است که خداوند حکیم این دستگاه با عظمت تشکیل یافته از زمین با نعمت های فراوانش و آسمان و خورشید و ماه و ستارگان و ... این همه را برای این ساخته و پرداخته است که مشتی موجود دو پا به نام انسان، منبع شهوت و غضب بیایند و بخورند و با هم بجنگند و  هزاران جنایت از خود بروز دهند و بمیرند. این مساله درست مثل آن است که کسی باغ و بوستانی وسیع پر از درختان و رودها با هزینه ای سنگین تهیه کند و خانه ای بسیار مجلل و با شکوه در آن بسازد و فرش های عالی در آن بگستراند و انواع وسائل زندگی خوش را در آن فراهم سازد آن گاه یک گله گرگ و روباه و ببر و پلنگ و خرگوش در آن جا بدهد و بگوید می خواستم این حیوانات در اینجا بخورند و فضله بریزند و با هم بجنگند. آیا این کاری ابلهانه و سفیهانه نیست؟

امانت
پذیرایی یک مهمان عزیز!

آری مقصود خداوند حکیم از ایجاد دستگاه عظیم آفرینش پذیرایی از یک مهمان بسیار بزرگ است به نام انسان کامل. کسی که در پرتو نور وجود او آسمان  و زمین برپاست و در هر زمان و دوره ای یکی از آن انسان های کامل به نام حجّت زمان در روی زمین و زیر آسمان بوده که به اذن خداوند تبارک و تعالی حافظ نظام عالم و مدبّر امور جهان بوده است. در اصل اگر رسول الله الاعظم محمد مصطفی (صلی الله علیه واله وسلم) و ولی الله الاکرم علی مرتضی (علیه السلام) و حبیبة الله اکبری فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و حجج الله العلیا ائمه ی معصومین (علیه السلام) نبودند، اساساً خلقت آسمان و زمین و کرات و کهکشان ها همگی لغو و خالی از حکمت است!

انسان کامل عصر ما که برای همیشه و تا ابد مسجود ملائکه است، همان کسی که به برکت وجود او روزی ما می رسد و آسمان و زمین برپا می ماند، او انسان کامل عصر ماست که چشم های نالایق، او را نمی بیند، اما همچون خورشید پشت ابر از برکات وجود او بهره مند می گردد

روزی مردمان!

وقتی خداوند متعال فرمان سجده به آدم ابوالبشر (علیه السلام) را به فرشتگان داد، به خاطر آن بود که انسان های کامل که اساس هستی و خلقت به خاطر وجود آن هاست در صلب مبارک حضرت آدم (علیه السلام) بودند و مورد تعظیم و تکریم فرشتگان قرار گرفتند و به امر خدا مسجود عموم آسمانیان گردیدند. آن راز نهفته ی خدا که به خاطر آن ملائکه را امر به سجده بر آدم (علیه السلام) نمود همانا خلقت انسان های کاملی بود که خداوند آن را می دانست و فرشتگان نمی دانستند! انسان کامل که به یمن و برکت وجود او روزی سایر موجودات می رسد و آسمان ها و زمین به وجود آن ها بر پا می گردد: «بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السّماء»!

 

مسجود عصر ما!

به این ترتیب خداوند متعال با امر به سجده به ملائکه برای همیشه به همگان آموخت که بایستی انسان کامل را مورد تکریم و تعظیم قرار داد. انسان کاملی که هیچ عصر و دوره ای از وجود او خالی نبوده و نیست که «لولا الحجّة لساخت الارض. ؛ اگر حجت خدا بر روی زمین نباشد زمین نابود می شود.» انسان کامل عصر ما که برای همیشه و تا ابد مسجود ملائکه است، همان کسی که به برکت وجود او روزی ما می رسد و آسمان و زمین برپا می ماند، او انسان کامل عصر ماست که چشم های نالایق، او را نمی بیند، اما همچون خورشید پشت ابر از برکات وجود او بهره مند می گردد.

آری مسجود ملايکه عصر ما جز مولای غایب از نظر،مهدی فاطمه (س) نیست . به امیدظهورش.

 

إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدا وَ نَرَاهُ قَرِیبا...

                                                                                                                                                         

 


منابع و مآخذ:

1- صفیر هدایت (سلسله مباحث تفسیری)- سید محمد ضیاء آبادی- شماره ی 41- صص 3-2)

2- امام عصر (علیه السلام) عصاره ی خلقت- آیت الله جوادی آملی

3- تفسیر المیزان- علامه طباطبائی (رحمه الله) – ج1

4- تفسیر نمونه- زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی – ج  1

5- اسرار آلایات- صدرالمتالهین شیرازی (ملاصدرا)

[ جمعه پنجم مهر 1392 ] [ 0:38 ] [ ] [ بدون نظر ]

نکات نهفته در ذکر «لا حول و لا قوة الّا بالله»

 


لا حول و لا قوة الّا بالله العلی العظیم  چه فایده و تأثیری در زندگی انسان دارد؟

 


ذکر

از آنجا كه منشأ همه زیبایی ها خداوند است و فطرت خداگونه انسانها نیز، به دنبال این سرچشمه می باشد؛ لذا بحث پیرامون خداوند (به هر نحو كه باشد) بسیار لذت بخش و فرح آفرین است.

كلمه «حول» در لغت به چند معنا ذکر شده كه آنچه مناسب مقام است معنای «جنبیدن» و «حركت» می باشد. قُوّة نیز به «نیرو، توانائی و قدرت» معنا شده است.[1]

ترجمه آن می شود: هیچ حركت و نیرو و قدرتی نیست مگر به وسیله خدای بلند مرتبه و بزرگ. نكته ادبی در این كلام این است كه هرگاه نفی و (إلّا) استعمال شود معنای حصر را می رساند، یعنی جنبش و نیرو منحصر در خداوند است.

برای این جمله دو نوع ارتباط با زندگی می توان لحاظ كرد كه در ادامه به بررسی اجمالی آنها می پردازیم.

 

1. نشانه توحید افعالی

در این بخش در مقام بیان این مطلب هستیم كه، كسی می تواند به حقیقت، این جمله را بكار ببرد كه در پشت آن، اعتقادی عمیق به آن داشته باشد، این جمله و نظائر آن مانند «لا مۆثر فی الوجود الا الله» حاكی از توحید افعالی (كه مرتبه ای توحید است) می باشد.

توحید افعالی این است كه خدا را در كارهایی كه انجام می دهد، نیازمند به كمک و یار و یاور ندانیم.[2] به دیگر سخن:هر كس هر چه دارد از او و در حیطة قدرت و سلطنت و مالكیت حقیقی و تكوینی اوست. و قدرت و مالكیت دیگران در طول قدرت الهی و از فروع آن است، نه اینكه مزاحمتی با آن داشته باشد، چنان كه مالكیت اعتباری «عبد» بر اموالی كه كسب می كند در طول مالكیت اعتباری «مولی» است؛ پس چگونه ممكن است خدای متعال نیازمند به كمک كسانی باشد كه تمام هستی و شئون وجود آنها از او و قائم به او است؟[3]

هیچ حركت و نیرو و قدرتی نیست مگر به وسیلة خدای بلند مرتبه و بزرگ. نكته ادبی در این كلام اینست كه هرگاه نفی و (إلّا) استعمال شود معنای حصر را می رساند، یعنی جنبش و نیرو منحصر در خداوند است

 

البته عرفاء معنای دیگری از توحید افعالی اراده می كنند و آن، استقلال در تأثیر است یعنی مخلوقات الهی در كارهای خودشان نیز بی نیاز از خدای متعال نیستند و تأثیر و تأثرهای آنها از همدیگر به اذن خدا و در سایه نیرویی است كه خدای متعال به آنها عطا فرموده، تنها كسی كه مستقلاً و بدون احتیاج به دیگری در همه جا و در همه چیز تأثیر می كند، همان ذات مقدس الهی است و فاعلیت دیگران در طول فاعلیت اوست.[4]

از این روی همة آثار وجودی كه از هر فاعل مۆثری پدید می آید، در مرتبه بالاتری منوط به اذن و ارادة تكوینی الهی و مستند به خدای متعال است و این معنای كلمه «لا حول و لا قوة الّا بالله العلی العظیم» می باشد.[5] از آنجا كه ما در توحید افعالی، خالقیت و ربوبیت را از خداوند و به دست او می بینیم؛ لذا پرستش را نیز مختص به او خواهیم دانست؛ یعنی از توحید افعالی به توحید در عبادت كه لازمه آن است، خواهیم رسید.

نتیجه دیگری كه از دلِ توحید افعالی بیرون می آید، افزایش اعتماد ما به خدا و توكل به او است؛ پس تنها از او یاری می خواهیم و ترس و امیدمان از او و به او است. و حتی هنگامی كه اسباب عادی برای تأمین خواسته ها و نیازمندی هایمان فراهم نباشد، ناامید نمی شویم. زیرا خدا می تواند از راههای غیرعادی هم نیاز ما را تأمین كند.[6]

پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمودند: كسی كه لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم گوید، گناهان او از بین می رود مثل روزی كه از مادر متولد شده و از هفتاد راه فقر حفظ می شود

2. آثار و بركات آن در زندگی:

علاوه بر بركات حاصل از اعتقاد به اینكه حول و قوه از خداوند است و انسان معتقد، سود فراوانی از بهره های معنوی آن می برد؛ باید دانست كه ذكرها همانند دواها هر كدام اثر خاصی را به دنبال دارند و دردی را درمان می كنند.[7]

در مورد فوائد ذكر «لا حول و لا قوة...» روایاتی وجود دارد كه فقط به ترجمه دو نمونه از آن اشاره می كنم.

1. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمودند: كسی كه «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» گوید، گناهان او از بین می رود مثل روزی كه از مادر متولد شده و از هفتاد راه فقر حفظ می شود.[8]

2. پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمودند: لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم، دوای نود و نه درد است كه آسانترین آنها هَمّ و غم است.[9]

نتیجه گیری:(لا حول و لا قوه الا بالله...) در زندگی دو چهره دارد، چهره مخفی آن یعنی اعتقاد به توحید افعالی خداوند در تمام شئون زندگی به همان معنایی كه گذشت و چهرة آشكار آن، اینكه ذكری است از اذكار با بركات و آثار خاص خود مثل: دور كننده حزن و غم، گنجی از گنجهای بهشت[10]، زائل كننده[11] گناهان و غیره.

 

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: مۆسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعة المدرسین، بقم المشرفة، 1402، ج 12، ص 37.

2. الشیخ عبد علی بن جمعه العروسی الحویزی، تفسیر نورالثقلین، قم: مۆسسه اسماعیلیان، ج 3، ص 362.

3. مصباح، محمد تقی، آموزش فلسفه، شركت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی، 1379، ج 2، صص 387 تا 394.

4. سبحانی، جعفر، الهیات و معارف اسلامی، مۆسسه امام صادق ـ علیه السّلام ـ، قم، 1376، صص 118 تا 120.

 

پی نوشت ها:

[1] . سیاح، فرهنگ بزرگ جامع نوین، تهران، انتشارات اسلام، ذیل ماده «ح و ل» و «ق و ه».

[2] . مصباح یزدی، محمد تقی، معارف قرآن، انتشارات مۆسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ج3 ـ 1، ‌ص 80.

[3] . مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ج 1، ص 164.

[4] . همان، ص 165.

[5] . همان، ص 166.

[6] . همان، ص 166.

[7] . به شرط اینكه نسخه این دارو توسط یك استاد اخلاق و دانای به آثار اذكار، پیچیده شود بطوری كه این استاد درد را به خوبی شناخته باشد و بتواند درمان صحیحی ارائه دهد.

[8] . المحقق النوری الطبرسی، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، مۆسسه آل البیت لاحیاء التراث، چ 2، 1320، ج 5، ص 373.

[9] . همان، ص 374.

[10] . طباطبایی، محمد حسین، المیزان، قم، النشر الاسلامی التابعه لجماعة المدرسین، ج 12، ص 37، به نقل از تفسیر المیزان.

[11] . المحقق النوری الطبرسی، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، مۆسسه آل البیت لاحیاء التراث، چ 2، 1320، ج 5، ص 373

 

[ دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 ] [ 0:2 ] [ ] [ بدون نظر ]

زندگی ما رنگ و بوی امام زمان(عج) دارد؟

 


زندگی ما رنگ و بوی امام زمان(عج) دارد؟! چقدر از امام زمان(عج) دور هستیم؟ آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟


امام زمان

آیت الله بهجت(ره) فرمود: وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(علیه السلام) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه قتل آن حضرت(علیه السلام) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(علیهم السلام)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد.

در طول این مدّت دل اهل ایمان خون بود. امّا ما بیش از هزار سال است که گرفتاریم و حضرت حجّت(عج) گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بیاید و او را حبس کرده اند. آیا حبسى از این بالاتر که نتواند خود را در هیچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى کند!

در این ما فوق هزار سال که آن حضرت در زندان است، خدا مى داند که قلوب اهل ایمان چه قدر خون است. آیا شایسته است که حضرت غائب(عج) در مصایب و گرفتارى شبیه قضیّه ى حسین بن على(علیه السلام) به این مدّت طولانى گرفتار باشد و ما برقصیم و شادى کنیم؟! ""

تا کی باید بار گناهان و اشتباهات خود را متوجه دیگران و دیگر چیزها بکنیم؟ تا کی بایستی این همه مصیبت را به خاطر بی توجهی و فراموش کردن امام زمانمان(علیه السلام) تحمل کنیم؟ تا کی می خواهیم خود را گول بزنیم و بیدار نشویم؟ پس کی بناست علت اصلی آن را متوجه شویم؟

پیشوای پنجم شیعیان، امام باقر(علیه السلام) می فرماید: هرگاه خداوند بخواهد بر مردم غضب کند (آن هم به خاطر اعمال ناشایست مردم) ما اهل بیت را از مجاورت با آن ها دور می کند. (اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم".(1)

بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(علیه السلام) می گذشت، آن حضرت در نامه‌ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: "ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند."

وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(علیه السلام) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه ى قتل آن حضرت(علیه السلام) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(علیه السلام)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد

نکته قابل توجه اینجاست که این توقیع در سال های اولیه دوران غیبت فرستاده شده است، اکنون که وضع بسیار بدتر از آن زمان است و مردم در سختی ها، فشارها و فساد بسیار بیشتری گرفتار شده اند.

علاوه بر اینکه امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و بر اساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

آیا می خواهید بدانید فاصله ما با امام زمانمان چقدر است و معنای غربت و تنهایی چیست؟ به این چند جمله ساده و عامیانه خوب دقت بفرمایید؛ به ما فرموده اند که روز جمعه احتمال ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) بیشتر است. "یا مولای هذا یوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک"(2)

حال اگر عصر جمعه ای بعد از نماز مغرب و عشاء، کسی به ما بگوید که امروز هم گذشت و امام زمان (ارواحنا فداه) ظهور نفرمودند و سپس چند لحظه بعد به ما خبر بدهند که از امروز مثلاً سیب زمینی کیلویی بیست تومان گرانتر شده است، شما را به خدا قسم برای کدام یک از این خبرها بیشتر ناراحت می شویم؟ برای کدام یک بیشتر دلهره پیدا می کنیم؟ نگران کدام یک می شویم؟

امام زمان

آیا زمانی که مثلا دخترمان از مدرسه برمی گردد، اول می پرسیم دخترم در راه حجابت را رعایت کردی تا قلب نازنین امام زمان(علیه السلام) را نرنجانی؟ یا ابتدا می پرسیم نمره امتحانت چند شد؟ آیا از پسرمان می پرسیم که همزمان با امام زمانت، نمازت را خواندی؟ یا اول می پرسیم مسابقه امروز را بردی یا نه؟ اصلاً به زندگی هایمان نگاه کنیم، آیا رنگ و بوی امام زمان(علیه السلام) را می دهد؟ آیاتابلویی که به دیوار خانه نصب کرده ایم، آیا وسایلی که مورد استفاده قرار می دهیم، آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا نه؛ آن قدر محرم و نامحرم بی پروا با هم اختلاط دارند که قلب مهربان امام زمان(علیه السلام) را می رنجاند؟

بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(علیه السلام) می گذشت، آن حضرت در نامه ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: "ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند"

آیا ظاهر خود و خانواده مان آن طوری هست که مورد قبول و رضایت امام زمان(ارواحنا فداه) باشد؟ آیا طریقه درآمدمان طوری هست که امام زمان(علیه السلام) به آن برکت دهند و یا قدم به خانه ما گذاشته و بر سرسفره ما بنشینند؟ و خلاصه اینکه آیا روش زندگی ما همانگونه است که امام عصر(علیه السلام) می پسندد؟

دوستی می گفت داشتم از حرم مطهر امام رضا(علیه السلام) بیرون می آمدم، دیدم شخصی فریاد می زند؟ آی دزد، پولم را دزدیدند و …، مردم هم با یک حالت تأسف و دلسوزی به او نگاه می کردند، با خودم گفتم: الان اگر کسی فریاد بزند: امام زمانم نیست، امام زمانم نیامد و …، مردم با یک حالت تمسخر به او نگاه می کنند و می گویند: او دیوانه شده است.

همه این ها یک طرف که اینگونه نیستیم، گاهی در زندگی مان طوری رفتار می کنیم که انگار از امام زمان(عج)، از آن کسی که اصلا کسی وجود ما به طُفیلی ایشان و به خاطر وجود ایشان خلق شده(3)، طلبکار هم هستیم.

به هر حال یادمان نرود که علاوه بر اینکه امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

 

پی نوشت:

1- اصول کافی ، کتاب الحجه ، ح31

2- مفاتیح الجنان –زیارت روز جمعه امام زمان(علیه السلام)

3- حضرت ولی عصر(علیه السلام) می فرمایند: "نحن صنایع الله و الخلق بعد صنایعنا". الاحتجاج ،شیخ طبرسی،ج2، ص466

بخش مهدویت تبیان


[ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 ] [ 12:34 ] [ ] [ بدون نظر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امیددهم جان که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر زخاک برآرم به گفتگوی تو خیزم به جستجوی تو باشم
نويسندگان
پيوندهای روزانه

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

صفحات وبلاگ

به یاد پدر مهربان

جستجو

دوستان من

امکانات وب
-->

/

ابزار پرش به بالا

طلـبـه پاســخــگو

پایگاه مذهبی دارالشیعه


لوگوی دوستان http://omidomidi.persiangig.com/Logos/0588/DarEntezareYar.jpg http://omidomidi.persiangig.com/Logos/0588/DarEntezareYar.jpg
فروش بک لینک

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس