در انتظار یار
مهدوی

به امام زمان(عج) تعهد بدهیم!

امام زمان

نماز ستون دین اسلام است و کسی که به نماز اهمیت ندهد و در مورد آن بی توجه باشد به شدت در قرآن و روایات اسلامی مورد نکوهش قرار گرفته است. از جمله مصادیق توجه به نماز و خروج از گروه ساهون در مورد نماز، اهتمام به نماز اول وقت است که مورد تأکید دین می باشد و امام زمان (عج) نیز تأکید ویژه ای برآن دارند.


 

آثار خوب نماز اول وقت

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "فضیلت درک اول وقت نماز، برای هر فردی بهتر از اموال و فرزندان است" همچنین ایشان در روایتی دیگر فرمودند: برتری و فضیلت نماز اول وقت بر نماز آخر وقت مانند فضیلت و برتری آخرت است بر دنیا.

براساس این روایات و بسیاری از روایات دیگر درباب فضائل نماز اول وقت می توان گفت شاید فضیلتی بدان نرسد که انسان بکوشد فریضه ی الهی نماز را در اول وقت آن بجای آورد.

 

تأکید امام عصر (عج) به نماز اول وقت

از جمله توصیه ها و سفارشات مۆکد حضرت ولی عصر(عج)  همانا اهتمام به خواندن نماز در اول وقت آن است که در دیدارها و تشرفات افراد مختلف به محضر ایشان مورد تأکید قرار گرفته است. از جمله حضرت (عج)  فرمودند: "ملعون است ملعون است کسی که نماز صبحش را تأخیر بیندازد تا زمانی که ستارگان محو شوند و ملعون است ملعون است کسی که نماز مغربش را تأخیر بیندازد تا زمانی که ستارگان آسمان پدیدار شوند." لعن و دوری از رحمت الهی بنابر فرمایش نورانی حضرت امام زمان(عج)  به کسی است که نماز صبح و مغرب خود را تأخیر بیندازد که از این فرمایش می توان نتیجه گرفت در مورد نماز ظهر و عصر و عشاء ن آن  نیز همین طور خواهد بود که تأخیر آنها از اول وقت سبب دوری از رحمت الهی برای انسان می شود.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: هر بنده  ای که به حفظ اوقات نماز و طلوع و غروب و زوال خورشید توجه داشته باشد من برایش راحتی مرگ و دور شدن هم و غم و حزن ها و نجات از آتش را ضمانت می کنم.

برکات نماز اول وقت شاید در این مجال کوتاه نگنجد اما می توان به راحتی از انبوه و بسیاری روایات اسلامی در این زمینه دانست که نماز اول وقت مورد تأکید ویژه ی همه ی اولیای دین و نیز امام عصر(عج) است.

از جمله توصیه ها و سفارشات مۆکد حضرت ولی عصر(عج) همانا اهتمام به خواندن نماز در اول وقت آن است که در دیدارها و تشرفات افراد مختلف به محضر ایشان مورد تأکید قرار گرفته است

تعهد به امام عصر (عج)!

براساس اهمیت و نیز تأکید برنماز اول وقت، سزاوار است هر منتظر واقعی خود را ملزم نماید این فرضیه الهی را در اول وقت آن بجای آورد و شاید بتواند در این زمینه به امام زمان خویش تعهد و ضمانت دهد! کاری که برخی از افراد در شرایطی خاص بدان روی آورده اند!

جوانی که بسیار به نماز اول وقت اهتمام داشت نقل می کرد که من در یکی از کشورهای اروپایی برای ادامه تحصیلاتم درس می خواندم. چند سالی بود که آنجا بودم محل سکونتم در بخش کوچکی بود و فاصله  آن تا شهری که دانشگاه در آنجا بود زیاد بود. اکثر اوقات با ماشین این مسیر را طی می کردم پس از سالها رنج و سختی و تحمل غربت آماده بودم برای آخرین امتحان که امتحان سرنوشت ساز و مهمی بود سوار اتوبوس شدم و پس از چند دقیقه اتوبوس راه افتاد نیمی از راه را آمده بودم که یکباره اتوبوس خاموش شد. راننده پایین رفت، کاپوت ماشین را بالا زد مقداری موتور را نگاه کرد و دستکاری نمود، استارت زد، ماشین روشن نشد. دوباره و چند بار همین کار را کرد فایده نداشت! طولانی شد. چیزی دیگر به زمان امتحان نمانده بود وسیله ی نقلیه ی دیگری هم از جاده عبور نمی کرد نمی دانستم چه کنم. در اضطراب و ناامیدی به سر می بردم. تا شهر هم راه زیادی بود. نمی شد پیاده بروم. با خود فکر می کردم که همه ی تلاشهای چند ساله ام ازبین می رود و خیلی نگران بودم. یک باره جرقه ای در مغزم زد که ما وقتی در ایران بودیم در دعای ندبه، متوسل به امام زمان (عج) می شدیم و وقتی کارها به بن بست می رسید از او کمک و یاری می خواستیم این بود که دلم شکست و اشکم جاری شد. گفتم یا بقیة الله، اگر امروز کمک کنید و کارم را درست نمایید تعهد می کنم که تا آخر عمرم نمازم را همیشه اول وقت بخوانم!

همین که اتوبوس خواست راه بیفتد آن آقا بالا آمدند و مرا به اسم صدا زدند و فرمودند: تعهدی را که به ما دادی یادت نرود، نماز اول وقت

آقا می آید!

پس از چند دقیقه یک آقایی از آن دورها آمد و بعد رو به راننده کرده و فرمود: چطور شده؟ ( با زبان خود آنها حرف می زدند) راننده گفت: نمی دانم هر کاری می کنم روشن نمی شود. ایشان مقداری ماشین را دستکاری کرده و کاپوت را بستند و فرمودند: برو استارت بزن راننده استارت زد و ماشین روشن شد! همه سوار ماشین شدند همین که اتوبوس خواست راه بیفتد آن آقا بالا آمدند و مرا به اسم صدا زدند و فرمودند: تعهدی  را که به ما دادی یادت نرود، نماز اول وقت. و بعد پیاده شدند و رفتند و من ایشان را ندیدم. (به نقل از کتاب داستانهای نماز)

 

تعهد به امام زمان (عج) بدهیم!

بنابراین شایسته است که هر منتظر واقعی و شیعه ی حقیقی مولای غائب از نظر، بکوشد که در انجام فرائض دینی به خصوص نماز اول وقت موفق شود و در این مسیر به ولی عصر و امام زمان خود تعهد دهد که از انجام فرائض خویش تخطی نکند و کوتاهی ننماید که امام همچون پدری مهربان برای امت است.

[ پنج شنبه اول خرداد 1393 ] [ 3:30 ] [ ] [ بدون نظر ]

 

تمنای دیدار

برایم زندگی بی تو محال است
دگر بی تو جهان خواب و خیال است
چگونه بی تو بودم تا به اکنون
برایم واقعا جای سوال است
چرا باید شوی از من تو غائب
چه چیزی مانع این اتصال است
من اصلا لایقت شاید نباشم
دل نا محرمم یک احتمال است
نمی آیی چرا بر روزگاران
جهان بی تو دگر رو به زوال است
خوشا روزی  که آیی از سفر باز
زمان با تو بودن بی مثال است
به امّیدت نشینم تا بیایی
نمیدانی دلم بی تو چه حال است

شاعر : مبشر

 

[ جمعه هشتم شهریور 1392 ] [ 23:29 ] [ ] [ بدون نظر ]

راه نجات از هلاکت

 اگر پذيرش اوصاف امام كه گاه عوام زدگي و ساده‌انگاري خوانده مي شود ، در ما سست شود و معرفت امام در وجود ما متزلزل گردد،گوهر دين از دست ما رفته است و بي‌اعتقادي نسبت به امام كمترين و بدترين نتيجه‌اي است كه ممكن است به آن برسيم . متاسفانه در محافل دانشگاهي و حتي حوزوي آنگونه كه بايد به بزرگداشت مقام علمي امام پرداخته نمي‌شود . آنگونه كه قول فلان متكلم و فلان فيلسوف در يك مساله اعتقادي يا يك معرفت الهي اعتبار دارد به قول امام وقعي نهاده نمي شود .استفاده از امام صرفاً در مسائل و احكام شرعي معتبر شناخته مي‌شود و براي بيان اعتقادات صحيح شأني براي او در نظرگرفته نمي شود . سخنان غربي‌ها و متفكران و شرق شناسان مسيحي گاه بيشتر از يك روايت مورد بحث و تفحص و تأمل علمي قرار مي گيرد و به جاي قرار دادن سخن امام به عنوان الگوي مسائل اعتقادي ، سخن امام مطابق مذاق فكري و مشي اعتقادي مورد پسند خود افراد تعبير و تفسير مي شود و خلاف ظاهر معنا مي گردد . ما همانگونه كه در امور مادي و مهارت‌هاي دنيوي خود را ملزم به يادگيري و كسب مهارت مي دانيم و به طور مثال در شغل خود ريزترين مسائل تخصصي را فرا مي گيريم و دنبال مي كنيم ،‌بايد در زمينه‌ي مسائل معنوي نيز براي خود برنامه داشته باشيم .

 

 18.jpg

 

معرفت جويي :

بايد مطالعه كنيم و در پي كسب معرفت بگرديم بايد از هر جا كه شده با پرس و جو و جستجو نسبت به اهل بيت معرفت صحيح پيدا كنيم و به طراحي دقيق و برنامه‌ريزي منظم روي آوريم . امور معنوي نيز همانند امور مادي داراي حساب و كتاب است و نبايد انتظار داشت كه از طرقي غير از طرق معقول و منطقي به نتيجه‌ي مطلوب دست يابيم .

 

راهنما طلبي :

حضرت امام باقر عليه السلام در توضيح ضرورت مراجعه به خبره و راهنما در امور معنوي در مقايسه با امور مادي مي‌فرمايند :

 يا ابا حمزه ! يخرج احدكم فراسخ فيطلب لنفسه دليلاً و انت بطرق السماء اجهل منك بطرق الأرض فاطلب لنفسك دليلاً  (1)

اي ابا حمزه! يكي از شما ] براي سفر [ در چند فرسخ راهنما طلب مي‌كند و توبه راه‌هاي آسمان نسبت به راه‌هاي زمين جاهل‌تري . پس براي خود راهنمايي بطلب !

 در آن عصر ، براي طي جاده‌هاي چند فرسخي و ناشناختگي راه‌ها ، نياز به اين بود كه افراد براي سفر از شهري به شهر ديگر براي خود بلد و راهنما انتخاب كنند امروز هم بدون نقشه و راهنما- حتي با توجه به گسترش امكانات - سفر امكان پذير نيست و نياز به راهنما در تمام شؤون زندگي كاملاً بديهي است .

 حال اگر در امور مادي - كه مثالش سفر است - نيازمندي به همراه و بلد راه وجود دارد ،چگونه مي‌توان راه‌هاي آسمان را طي كرد بدون اينكه دست انسان در دست دليل و راهنما باشد ؟

 

26.jpg 

 

راه نجات از هلاكت :

 دعا ، پايداري

 اگر اين راهنما گزيني و پيروي و هم سفري با خبره در امور ديني نباشد كم كم شبهه افكني‌ها و انحراف پروري ‌ها موجب تزلزل در اعتقاد انسان مي‌شود و ثبات قدم در راه اعتقاد به امام عصر عليه السلام را دچار مشكل اساسي مي‌كند و اين روند تا آنجا پيش مي رود كه انسان به هلاكت بي‌ديني و ترك و تمسخر امام و اصول ديني روي مي آورد ، چيزي كه امام حسين عسكري عليه السلام وعده‌اش را داده‌اند :

و الله ليغيبن غيبه لا ينجو فيها من الهلكه إلا من ثبته الله عزوجل علي القول بإمامته و وفقه فيها للدعاء بتعجيل فرجه (2)

به خدا قسم ] امام شما[ غيبتي دارد كه كسي در آن از هلاكت نجات نمي يابد مگر آنكه خدا به ثبات قدم و دعا بر تعجيل فرج موفقش كند .

بايد با تضرع و خشوع و خشيت از خداوند خواست كه براي ما ثبات قدم ايجاد كند و خودش ما را از شر موج‌ها و گرداب ها حفظ نمايد و نيز براي دعا در حق امام عصر عليه السلام و براي تعجيل فرج ايشان توفيقمان عطا كند . اما به اين نكته‌ي ظريف هم بايد توجه داشت كه نمي‌توان بيكار نشست و بدون حركت و اقدام لازم و دقيق اين ثبات قدم را انتظار داشت قطعاً پيگير بودن زمينه‌ها و دنبال كردن راهكارهايي كه ما را به ثبات قدم در راه امام وا مي‌دارد و در اعتقاد صحيح به امامت ياريمان مي دهد ، ضروري است .

 

پی نوشتها :

(1)       اصول كافي، كتاب الحجه ، باب معرفت امام ، ج 10.

(2)       بحار الانوار ، ج 102، ص 112.

[ جمعه چهارم مرداد 1392 ] [ 12:12 ] [ ] [ بدون نظر ]

 

  در کنار پنجره عفاف

   آسمان دست هایش را تکاند . قطره ای چکید روی صورت گل ، گل قطره را نوشید خار بر اندام او جوانه زد .

   حالا قطره سبب ایجاد حریمی برای گل شده بود . دیگر هیچ دستی توان چیدن آن را نداشت .

  روزهای ابری از خانه بیرون نمی رفت کنار پنجره می نشست و به فرشته هایی که رحمت خدا را تقدیم او می کردند خوشامد می گفت .

 

[ پنج شنبه بیست و دوم تیر 1391 ] [ 3:44 ] [ ] [ بدون نظر ]

 

 در کنار پنجره حجاب

  پنجره را به روی قاصدک بی قرار باز کرد قاصدک روی شانه دختر نشست و با او گفت خدا زیبایی را آفرید و آن را به فرشته ای به نام زن سپرد .

 راستی ! با امانتی که خدا به تو سپرده بود چه کردی ؟!

 پروانه روی گونه دختر نشست و گفت : روزی مثل تو بودم در هاله ای از عفاف و اگر پیله نبود ، امروز یک پروانه نبودم!

 

[ چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 ] [ 18:33 ] [ ] [ بدون نظر ]

 

                           

 

   

در کنار پنجره انتظار

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

جمعه ها دویست بار « ایاک نعبد و ایاک نستعین » را می خواند و سپس خدا را به زمین های مقدسش سوگند می داد که رحمت خود را بر رهروان خسته دل افزون کند .

در کنار پنجره ، باران ظهور هنوز می بارید و چشم ، تمام کوچه را می کاوید ، شیطان

در گوشه ای کز کرده به طناب هایی می اندیشید که روی دستش مانده بود ، آن ها را به

گردن خود انداخت و دور شد.

باران آمد .... منجی در باران آمد و با آمدنش دیگر توی هیچ کوچه ای صدای شیطان

به گوش نیامد .   

 

                                            

[ شنبه بیستم خرداد 1391 ] [ 13:59 ] [ ] [ بدون نظر ]

در کنار پنجره حکومت منجی

مردی که در باران آمده بود شبیه ابر بود !مهربان و بخشنده!

وهیچ برگی نبود که  قطره های سخاوت او روی دستانش ننشسته باشد.

کوچه بازار ظهور شلوغ شلوغ بود فروشگاه ایمان پر بود از بساط معرفت و کالای علم . پیر زنی پارچه تکامل فکر می فروخت و کودکی درب دکان معنویتش را جارو میکرد ، تنها دکانی که با آمدن منجی برای همیشه بی مشتری مانده بود دکه زکات بود که محتاجی نداشت ....

صبح شده بود خورشید داشت مهربانی تقسیم می کرد دیگر توی کوچه زندگی هیچ دیواری سرد نبود چقدر زندگی این گونه شیرین است ....

کاش منجی زودتر آمده بود .....

[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 3:33 ] [ ] [ بدون نظر ]

پنجره ای به سوی بندگی

راه را خوب نمی دانست اما به هیچ قیمتی حاضر نمی شد پا در بیراهه بگذارد او یقین داشت خانه خدا در یکی از همین کوچه های نزدیک است و کافیست از کسی که او را نمی شناسد راه را بپرسد. وقتی برای اولین بار خیلی اتفاقی چشمش به آسمان افتاد برای همیشه غرور و تکبر را ترک کرد منتظر فرصت مناسبی بود تا شعر تازه ای را که برای خدا سروده پیشکش او کند اذان که گفتند سجاده اش را باز کرد و مشغول شد کمی بعد سلام او و لبخند خداوند به هم پیوست.

 

[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 21:34 ] [ ] [ بدون نظر ]


.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امیددهم جان که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر زخاک برآرم به گفتگوی تو خیزم به جستجوی تو باشم
نويسندگان
پيوندهای روزانه

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

صفحات وبلاگ

به یاد پدر مهربان

جستجو

دوستان من

امکانات وب
-->

/

ابزار پرش به بالا

طلـبـه پاســخــگو

پایگاه مذهبی دارالشیعه


لوگوی دوستان http://omidomidi.persiangig.com/Logos/0588/DarEntezareYar.jpg http://omidomidi.persiangig.com/Logos/0588/DarEntezareYar.jpg
فروش بک لینک

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس